رسول مهربانی آخرین سرباز لشکر شکست خورده تلویزیون
درباره رسول مهربانی که با هیجان کاذب حین گزارش مسابقه آرین سلیمی، با روح و روانمان بازی کرد!
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به آقای رسول مهربانی مجری پرحاشیه این روزهای صداوسیما اختصاص دادم. دلیلش هم خب واضح است. حتما این روزها مسابقات آسیایی ناگویا را از شبکههای مختلف تلویزیون تماشا میکنید. خاصه مسابقات تکواندو را میگویم که در قحطالرجال گزارشگران حرفهای و درجه یک، گزارشهای مسابقات تکواندو در شبکه ورزش به آقای مهربانی رسیده.

22تیرماه بود که در یک گزارش مفصل به یکی دیگر از تو مخترین گزارشگران تلویزیون آقای عباس قانع پرداختم و تیتر زدیم «ذلت تماشای فوتبال با عباس قانع». حالا آقای مهربانی هم که یک عباس قانع درون دارد، جای او را در تلویزیونی که حالا دستش از گزارشگران درجه یک خالیتر همیشه است، گرفته و تا توانست روی اعصاب مردم رژه رفت. درباره رسول مهربانی مینویسم که پیش از اجرا در برنامههای زنده تلویزیون، کارشناس ساترا بوده! یعنی نهاد ناظر بربرنامههای فضای مجازی. حالا یک نهادی باید تاسیس کنیم که فقط ناظر بر عملکرد و گزارشهای بیکیفیت خودش باشد! چراکه در طول گزارش برای اینکه وایرال و دیده شود، بارها از جملات منشوری استفاده کرد که حتی نمیتوانیم به آن کوچکترین اشارهای کنیم. او که با لحن نامتعارفش مرزهای ۱۸+ را درنوردید!
ناکامی کسب و کار من است
هنوز مخاطبان اجرای ضعیف او در فصل نخست برنامه خط اول از شبکه افق را فراموش نکرده بودند که رسیدیم به ویژهبرنامه جامجهانی و اجرای تک به تک شبکه ورزش که در این دو برنامه هم استاد نمره قبولی نگرفت و پرداختن به همه آنها از حوصله خارج است اما برنامه سلام صبح بخیر که با حضور در این برنامه و در کنار مبینا نصیری روی دیگری از ناتوانیهایش را در اجرا نشان داد و صدای همه را درآورد.
جایی که تلویزیون را عرصه خوشمزهبازی خودش قرار داده تا شاهد خندههای ریز یک مجری ناکام دیگر مثل خانم نصیری باشیم. این مجریان اینقدر دوست دارند به هر قیمتی دیده شوند که تلویزیون و آنتن زنده را مثلا با جُنگهای آبکی شبانه اشتباه گرفتهاند. مهر پارسال را به خاطر بیاورید که رسول مهربانی، باشگاه پرسپولیس و خاصه وحید هاشمیان را باتوجه به نتایج ضعیفشان در لیگ، روی آنتن زنده شبکه 3 مسخره کرد و گفت هاشمیان شبها دستهایش را میشوید، مسواکش را میزند و... یا آبان پارسال که با یک حمله ناشیانه به سعید کریمی، کاپیتان تیم فوتبال ملوان بندرانزلی به خاطر انتشار کلیپ عروسیاش با لحنی مشمئزکننده و توهینآمیز او را مورد خطاب قرار داد!
از رسول مهربانی چه میدانیم؟
آقای مهربانی با چه متر و معیاری به صدا و سیما راه پیدا کرده؟ خیلی ساده است. باید مثلا خواهرزاده محمدرضا شریفینیا باشید. استاد شریفینیا که تبحر خاصی هم در انتخاب بازیگران برای پروژههای سینمایی دارد! اما اینبار ظاهرا با توصیهای که برای ورود ایشان به عرصه اجرا در گزارشگری یا برنامههای صبحگاهی داشته، تیر خلاصی به وجهه خود در سینمای ایران زده بس که این بزرگوار در کارش بیاستعداد است.
آقای مهربانی لااقل برای حفظ اعتبار و آبروی جناب شریفینیا هم که شده خودت گزارشگری و اجرا در این تلویزیون مهجور را رها کن و برو به کارهای دیگری که دوست داری برس. برو مرد... احترام دایی 71سالهات را داشته باش و نگذار این بیکیفیتی در اجرا و گزارشهای اعصاب خردکنت را به پای این بزرگوار بگذارند. آخر میگویند بچه حلالزاده به داییاش میرود. دلیل نمیشود که در نوجوانی چون تکواندو رفتی، از تو یک گزارشگر حرفهای در بیاید استاد!
دریغ از یک ذره اطلاعات فنی
رسول مهربانی چه در برنامههای صبحگاهی یا همین گزارش تکواندو، سعی میکند در نقش یک گزارشگر پرشور ظاهر شود. او که با داد زدنهای زیاد و صدای گوشخراش و هیجان کاذب، سعی در همراه کردن مخاطب تلویزیون دارد اما نمیداند که ببیننده بینوا، صدای تلویزیون را میبندد و به همان اطلاعات کمی که از تکواندو دارد اکتفا میکند تا درنهایت آرامش مسابقه را ببیند. یک ببیننده معمولی تلویزیون انتظار دارد گزارشگر اطلاعات کافی از مسابقه و قوانین و اصطلاحات فنی تکواندو را به آنها بگوید. مثلا فلان ضربه این امتیاز را داشت یا این ضربه این اخطار را در پی دارد و چه و چه ... اما رسول مهربانی نهتنها کوچکترین بار فنی و اطلاعاتی از تکواندو ندارد، بلکه سعی میکند با داد و فریاد و خوشمزهبازی و جملات حماسی، دیده شود.
گزارش فینال آرین سلیمی
یعنی منزجرکنندهترین مسابقه طول عمرمان را از تلویزیون دیدیم. طفلی آرین سلیمی چقدر بدشانس بود که گزارش مسابقه فینالش نصیب آقای مهربانی شد. آرین قهرمان المپیک درحالی در فینال مقابل مارات مالونوف ازبکستانی قرار گرفت که از قبل مشخص بود این حریف را به راحتی از پیش رو برمیدارد و همین هم شد. در راند اول مقتدرانه ۲۶ بر ۴ برد و در راند دوم هم ۲۰ بر ۸ حریفش را شکست داد و قهرمان شد.
خب اینجا یک گزارشگر حرفهای میداند که هیجان و داد و فریاد و حماسهسازی دیگر جواب نمیدهد و باید از تواناییهای دیگرش در جذابتر شدن گزارش استفاده کند که خب آقای مهربانی و است دریغ از داشتن ذرهای توانایی و استعداد. مسابقه شروع شد. فقط بخشی از آن جملات بیربط اعصابخردکنش را بخوانید : « بله... بله... بله... جانم به این فینال. آرین ما طلا میخوایم.»
آقای مهربانی توسل به ائمه خوب است اما نه برای مسابقه سادهای که خودت هم گفتی مثل نبات(!) میبرد و ازبکی که به تعبیر خودت به اندازه یک «کاه» مدال دارد و کاری مقابل آرین قهرمان المپیک از پیش نمیبرد. «مردم ایران تشویق کنید... کرمونشاهیها تشویق کنید... بهبه ... بهبه ... بهبه... اینم چهره ازبکستانیها که ایشالا نادم و پشیمان برگردن.... آرین یه کاری کن که اینجا منفجر بشه همه خونهها بلرزه... بزن که خوب میزنی... تو رستم تهمتنی (بزرگوار رفت کف خیابان و شبهای همبستگی)... بزن... بزن... ترسیده...چیزی مونده از ازبک؟ بعید میدونم فقط یک هوگو و کلاه میره پیش مربیش...»
این همه هیاهو برای هیچ
فقط بدانید در کل گزارش خبری از اطلاعات فنی نبود و فقط استاد امتیازات را شمارش و به مبارز ازبکی توهین میکرد و داد و بیداد راه انداخته بود و جملات احساسی بیربط میگفت. استاد طوری میگفت «خدایا شکرت که تموم شد» که هر کس نمیدانست فکر میکرد آرین سلیمی در المپیک و در یک رقابت نفسگیر و پایاپای مسابقه را برده. این همه هیجان و داد فریاد آقای مهربانی در حالی بود که آرامش و اطمینان از برد مقتدرانه، در چهره آرین کاملا پیدا بود. آقای مهربانی تیر خلاص را هم دیروز موقع توزیع مدال سلیمی زد. جایی که با داد و فریاد و هیجان کاذب داشت مدال گرفتن سلیمی را گزارش میکرد. دقت کنید این همه داد و فریاد و هیجان فقط برای توزیع مدال بود. باکلی جملات بیربط... «جانم ایران... آرین بیا ایران... بیا طلاتو خریدارم...» چه خوب که مسابقات تکواندو تمام شد...