طعنههای امیر قلعهنویی | پایان حاشیه امن برای سرمربی تیم ملی
شاید قلعهنویی در اواخر بازی به این فکر میکرد که میتواند باز هم منتقدان نمایشهای تیم ملی را با چوب وطنفروشی و بیوطنی براند و دهان آنها را ببندد
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به امیرخان قلعهنویی اختصاص دادم. بعد از مدتها سهشنبه شب نشستم و بازی تیم ملی را دیدم. به خودم گفتم هر حب و بغضی (به قول خودش) از قلعهنویی داری را کنار بگذار و خیلی بیخیال فقط از تماشای فوتبال لذت ببر. آخر امیرخان گفته بود قصد دارد مدل بازی تیم ملی را مقابل روسیه عوض کند؛ همین شد وسوسه شوم و بنشینم بازی را کامل ببینم. اما نشد که نشد لاکردار.
بهانههای عجیب قلعهنویی
تیم ملی ایران در یکی از ضعیفترین نمایشهای چند سال اخیرش با دو گل مغلوب روسیه شد؛ بدون هیچ روزنهای از پیشرفت و امیدواری! بعد از باخت 3 بر یک مقابل ازبکستان، مثل همیشه منتظر شنیدن بهانههای عجیب امیر قلعهنویی در توجیه این شکست بودیم. او هم ترک عادت نکرد و مواردی مثل اشتباهات بچگانه بازیکنان باتجربه، تغییرات زیاد در ترکیب و حضور چند بازیکن در تیم ملی برای اولین بار، نرسیدن تیم به شرایط آرمانی و... را عامل اصلی شکست تیم ملی معرفی کرد. البته او به این موارد بسنده نکرد و در نشست خبری قبل از بازی با روسیه مدعی شد که در بازی مقابل ازبکستان به خاطر شرایطی که وجود داشت و او نمیخواهد این مسائل را باز کند، فرصت یک جلسه کار تاکتیکی هم وجود نداشت! (کدام تاکتیک واقعا؟!!!)
توجیه نتایج ضعیف تیم ملی
شکی نیست که افکار عمومی درباره این بهانهها قضاوت خودش را دارد اما اینکه امیر قلعهنویی همچنان از همین تاکتیک برای توجیه نتایج ضعیف تیم ملی استفاده و تصور میکند که این روش هنوز هم جواب میدهد، عجیب است. سهشنبه شب تیم ملی در دومین بازی تدارکاتی فیفادی سپتامبر، مقابل روسیه به میدان رفت اما این بار، یک روز قبل از بازی، همه میدانستند در صورت شکست، قرار است چه چیزهایی را از سرمربی تیم ملی بشنوند!
مدل بازی تیم ملی عوض میشود!
قلعهنویی این بار زودتر دست به کار شد و یک روز قبل از این بازی به صراحت گفت نتیجه در این بازیها مهم نیست و قصد دارد مدل بازی تیم ملی را مقابل روسیه عوض کند و چه و چه... به این ترتیب مشخص شد که بهانههای باخت احتمالی چه چیزهایی خواهند بود! البته ممکن بود تیم ملی در این بازی پیروز شود که خب در آن صورت، «نتیجه حتما مهم میشد!» و سرمربی تیم ملی فرصتی تازه برای بستن دهان منتقدان و اتهامزنی به آنها را هم پیدا میکرد!
ای منتقدان وطنفروش و بیوطن
در نهایت اما همان نتیجهای به دست آمد که پیشبینی میشد! ایران در یک نمایش سردرگم، ضعیف و بدون برنامه به روسیه باخت و دومین شکست را در این فیفادی پذیرفت. البته قلعهنویی میتواند اشتباه حسینی روی گل اول و ضربه مهارناپذیر گولووین روی گل دوم را عامل شکست تیمش معرفی کند اما خودش هم خوب میداند که این بهانهها دیگر خریدار ندارد.
شاید قلعهنویی در اواخر بازی به این فکر میکرد که میتواند باز هم منتقدان نمایشهای تیم ملی را با چوب وطنفروشی و بیوطنی براند و دهان آنها را ببندد اما واقعیت این است که امیرخان حالا دیگر حتی رسانههایی که در دوران جام جهانی از او حمایت میکردند، پشت او نیستند و زدن اتهامهای امنیتی و اجتماعی و سیاسی به منتقدان، قرار نیست برای او حاشیه امن ایجاد کند.
طعنههای امیر قلعهنویی
همان شب خیلی زود در فضای مجازی حرف و حدیثهایی درباره احتمال برکناری قلعهنویی از هدایت تیم ملی به وجود آمد که البته خیلی هم جدی به نظر نمیرسید اما اگر این اتفاق بیفتد، باید تا سالها شاهد مصاحبههای تکراری قلعهنویی باشیم و این جملات را از او بشنویم: «همانطور که مرا بعد از جام ملتهای آسیای 2007 بدون حتی یک شکست برکنار کردند، این بار مرا به خاطر دو شکست در بازی دوستانه برکنار کردند!». البته بازیکنانی مثل حاجصفی، بیرانوند و سیدحسین هم باید خودشان را برای طعنه شنیدن از قلعهنویی به مدت حداقل 20سال آماده کنند! و در این باره میتوانند از نفراتی مثل مهدی مهدویکیا و رسول خطیبی که در جامملتهای آسیای 2007 پنالتی خراب کردند، مشورت بگیرند!