کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۸۵۰۸۰
تاریخ خبر:

استخاره خونین | محمدعلی‌شاه: مردم غلط می‌کنند مرا نخواهند

استخاره خونین | محمدعلی‌شاه: مردم غلط می‌کنند مرا نخواهند

امروز صدمین سالمرگ محمدعلی ‌شاه قاجار است؛ سلطانی که مشروطه را به توپ بست و به روسیه گریخت

هفت صبح، حمیدرضا محمدی | محمدعلی شاه دل‌بسته شیوۀ استبدادی دوران ولیعهدی‌اش بود‌ اما شخصیتی متزلزل و نااستوار داشت که او را در مقابل فشارهای سیاسی آسیب‌پذیر می‌کرد.« فریدون آدمیت» وقتی ‌حین آن دو سال و هفت ‌ماه سلطنت خطاب به مشروطه‌خواهان تلگراف زد که: «رعیت را چه به سرکشی! رعیت را چه به استنطاق! صاحبقران، رعیت را چه به فریاد حق‌‌طلبی! رعیت غلط می‌‌کند ما را نخواهد! رعیت گوسفند و ما شبانیم! سایه ماست که آرامش می‌‌دهد، نعمت ارزانی می‌‌دارد و دفع بلا می‌‌کند! ماییم که آبرو می‌‌دهیم، ماییم که مالک ایرانیم!»

 

هیچ فکرش را نمی‌کرد در ٢۵ تیر ١٢٨٨ یعنی درست یک ‌سال و سه‌هفته پس از آنکه مجلس اول مشروطه را به توپ بست و برخی از سرآمدان مشروطه‌خواهی را در باغشاه (میدان حرّ کنونی) به دار کشید و ماه‌عسل جنبش آزادی‌خواهی را پایان داد و آغازی بر تداوم استبداد مطلقه شد، خود قربانی کینه‌توزی با مشروطه‌چیان شود و از ترس جان اهل و عیالش به سفارت روسیه تزاری پناه ببرد و حتی برای فروغ‌الدوله (همسر علی‌خان ظهیرالدوله) بنویسد: «عمه‌جان مرا سرزنش نکن که به سفارت اجنبی پناهنده شدم. آمدنم از ترس نبود. دیدم این سلطنت دیگر به دردم نمی‌خورد.گیرم با این‌ها [مشروطه خواهان] صلح کردم یا زورم رسید و همه را کشتم. باز رعیت ایران، این نوکرهای نمک ‌به‌حرام، مرا دوست نخواهند داشت. تک‌وتنها با یک مملکت دشمن چه کنم؟!» 

 

ششمین سلطان قاجار که مادرش، تاج‌الملوک ملقب به امّ‌الخاقان، فرزند امیرکبیر بود، البته به استخاره‌هایش نیز شهرت دارد؛ چنان‌که پاسخ آنها را از میرزا ابوطالب زنجانی می‌خواست که به شیخ فضل‌الله نوری گرایش داشت و از شمار روحانیون مشروعه‌خواه بود، ازجمله شاید در مهم‌ترین تفأل‌اش چنین نوشت: «بسم‌الله الرحمن الرحیم ــ پروردگارا اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم و فردا با قوه جبریه مردم را اِسکات نمایم خوب است و صلاح است استخاره خوب بیاید والّا فلا یا دلیلَ المتحیرین یاالله.» پاسخی  آم و شیخ چنین تفسیر کرد: «از این جهت اعلی‎حضرت همایونی حتماً باید به این کار اقدام فرمایند. غلبه قطعی است اگرچه در اول زحمت داشته باشد.»

 

او که با سلب عنوان شاهی، حالا محمدعلی ‌میرزا شده بود، ۵۵ روز پس از پناهندگی یعنی در ١٨ شهریور ١٢٨٨، تحت‌الحفظ روس‌ها به شهر بندری اودسا (Odesa) در اوکراینِ کنونی رفت و یک دهه در کاخی که نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه در اختیارش گذاشت سکنی گزید اما انقلاب اکتبر ١٩١٧ بلای جانش شد و شش سال آخر عمر را به شهر ساحلی سَن‌رِمو (Sanremo) در شمال‌غربی ایتالیا رفت و عاقبت در همان شهر، به‌سبب ابتلا به بیماری دیابت حاد و نارسایی کلیه، در روز یکشنبه ١۶ فروردین ١٣٠۴ (١١ رمضان ١٣۴٣) جان باخت.

 

فرزندش که در آن زمان، از بیم جان یا شاید هم ناتوانی و بی‌حوصلگی در اداره امور، در پاریس به سر می‌برد و رضاخان سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرده بود، در مراسم تشییع پیکر پدر شرکت کرد و ترتیب انتقال جسد را به کربلا داد و تا در کنار مظفرالدین شاه، در حرم امام حسین(ع) به خاک سپرده شود‌ و این پایان عمر ۵٣ ساله کسی بود که می‌توانست نهاد مترقی عدالت‌خانه و دارالشوری را قوام و دوام بخشد اما کاری کرد که نوزادی ناقص‌الخلقه متولد شود و از پر شالش کودتای سوم اسفند بیرون آید. 

 

 

کدخبر: ۵۸۵۰۸۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر
 
پربازدیدترین گوناگون