با واقعیات کنار بیاییم؛ یادداشتی در باب حضور مقامات سیاسی در دانشگاهها

کف و سوت گرفتن از دانشجویان و یا فریادهای اعتراض این عزیزان خیلی نباید ملاک باشد
هفت صبح| حضور مقامات سیاسی رده اول در دانشگاهها به خصوص در روز دانشجو به نظر امری پسندیده است. این که مورد سئوال دانشجویان قرار بگیرند و توضیح بدهند و هیاهو بشود و این طور چیزها. این تجلیل از مقام دانشجویان از سنتهای شصت هفتاد ساله ایران است و ناشی از دورهای که ورود به دانشگاهها کار واقعا سختی بود و دانشجویان جزو طبقه الیت محسوب میشدند و هنوز هم این سنت ادامه دارد.
خیلی هم عالی! اما جدا متوجه نمیشوم این بار مسئولیت سیاسی و اعتبار اجتماعی که بر دوش جوانهای 18 تا 22 سال انداختهاید معنیاش چیست؟ چرا اندیشههای خام و محک نخورده جوانان عزیزی که تا همین یکی دوسال قبل پشت میز دبیرستان بودند و گل کوچیک میزدند و این طور چیزها باید این قدر مهم باشد؟ دانشجویان همه جناحها را میگویم. منظورم فقط عزیزان اصلاح طلب و هیاهو و فریادها و اعتراضهایشان نیست. همان دانشجویان اصولگرای آتشین مزاج با اعتماد به نفسی که از دیوار سفارتها بالا میرفتند و یا استادان را گاه مورد نوازش قرار میدادند ثمره همین سنت بها دادن افراطی به دانشجویان است. آنها جوان هستند و هنوز خیلی زود است که سیاستمداران ما پیچیدگیهای دنیای سیاست را در محضر این جوانان به محک بگذارند. خودم دانشجو بودهام و میتوانم به یاد بیاورم که واقعا از ریزه کاریهای منافع ملی و مسائل دیپلماتیک و این طور چیزها چندان سر در نمیآوردیم و آنچه زیاد داشتیم هیاهو بود و فریاد و هیجان. بهتر نیست این نوع دخالت جوانان در عرصه سیاسی را به بعد از دوره دانشجویی موکول کنیم؟ بعد از فارغالتحصیلی وقتی که آماده ورود به اجتماع هستند؟ امیدوارم مرتجع به نظر نیایم اما این همه دلبستگی به واکنشهای دانشجویی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب کمی زیادهروی است. دانشجویان محق هستند که در مورد شرایط دانشگاهها و شرایط حاکم بر فضای تحصیلی مطالبات خود را به گوش همه برسانند اما کف و سوت گرفتن از آنها و یا فریادهای اعتراض این عزیزان خیلی نباید ملاک باشد ...