کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۳۴۳۵
تاریخ خبر:
به بهانه زادروز احسان خواجه‌امیری و مرور فراز و فرودهای کارنامه هنری او

تولد احسان خواجه‌امیری؛ صدایی در محاصره خاطرات

تولد احسان خواجه‌امیری؛ صدایی در محاصره خاطرات

خواجه‌امیری روزگاری معیار قابل اعتنایی برای ترانه‌های عاشقانه پاپ بود، ولی تکرار الگوهای موسیقایی و غیبت‌های طولانی، فرصت درخشش دوباره را از او گرفته است

هفت صبح| احسان خواجه‌امیری از آن خواننده‌هایی است که برای به یاد آوردن صدایش، کافی است نام یکی از ترانه‌های قدیمی‌اش مطرح شود، چند میزان موسیقی کافی است تا خاطره یک سریال، یک عاشقانه قدیمی یا روزهایی دور دوباره جان بگیرد، چنین امتیازی در موسیقی پاپ ایران، که بسیاری از آثارش عمر کوتاهی دارند، اتفاق کوچکی نیست.

 

خواجه‌امیری سال‌ها توانست میان محبوبیت عمومی و کیفیت موسیقایی تعادلی قابل قبول برقرار کند. حالا در آستانه چهل‌ودومین زادروزش، پرسش مهمی درباره مسیر حرفه‌ای او مطرح است؛ چرا خواننده‌ای با چنین ظرفیت و کارنامه‌ای، دیگر حضور پررنگ گذشته را در سلیقه شنیداری جامعه ندارد؟

 

خواننده‌ای که شعر را جدی می‌گرفت

خواجه‌امیری از خانواده‌ای آمد که موسیقی در آن بخشی از زندگی روزمره بود. فرزند ایرج بودن، امکان آشنایی زودهنگام با ظرافت‌های آواز ایرانی را برایش فراهم کرد، ولی آنچه به موفقیت مستقل او انجامید، شناخت درست قابلیت‌های صدای خودش بود. او برخلاف بسیاری از خوانندگان هم‌نسلش، برای تأثیرگذاری به فریادهای نمایشی و تحریرهای بی‌موقع وابسته نبود. صدایش قدرت داشت، جنس آن شناخته‌شده بود و مهم‌تر اینکه می‌دانست کدام جمله را چگونه بخواند.

 

امتیاز دیگرش انتخاب ترانه بود. همکاری با شاعرانی مانند افشین یداللهی، به آثار او کیفیتی بخشید که در بخش قابل توجهی از موسیقی عاشقانه آن سال‌ها کمیاب بود. کلمات در ترانه‌های موفق خواجه‌امیری، تزئین ملودی محسوب نمی‌شدند؛ معنا داشتند و روایت می‌ساختند، همین ویژگی سبب شد قطعاتی مانند «سلام آخر» و آثار مرتبط با سریال «میوه ممنوعه» در حافظه شنوندگان باقی بمانند.

 

آلبوم‌های «برای اولین بار»، «سلام آخر»، «عاشقانه‌ها» و «سی سالگی» نیز نشان دادند که او توانایی ساختن مجموعه‌هایی منسجم را دارد. خواجه‌امیری در بهترین دوره فعالیتش، خواننده‌ای بود که مخاطب برای شنیدن آلبوم تازه‌اش انتظار می‌کشید، زیرا احتمال داشت چند قطعه ماندگار دیگر به فهرست علاقه‌مندی‌هایش اضافه شود.

 

خطر آرام فراموش شدن

مسئله از جایی آغاز شد که فاصله میان آثار تازه بیشتر شد و آن اشتیاق قدیمی به‌تدریج فروکش کرد. موسیقی پاپ، عرصه بی‌رحمی است. مخاطب می‌تواند سال‌ها به خواننده‌ای علاقه داشته باشد، ولی عادت شنیداری‌اش را به هنرمندان تازه‌نفس بسپارد. اعتبار گذشته برای حفظ جایگاه هنری ضروری است، ولی حضور مستمر و خلاقیت نیز اهمیت دارد.

 

آلبوم «شهر دیوونه»، آخرین آلبوم استودیویی او، در مقایسه با آثار شاخص گذشته، دستاورد هنری چشمگیری نداشت. محدودیت تنوع موسیقایی، شباهت فضای عاطفی قطعات و کمبود ملودی‌های غافلگیرکننده باعث شد مجموعه نتواند همان تأثیر آلبوم‌های موفق قبلی را تکرار کند. صدای خواجه‌امیری همچنان کیفیت خود را حفظ کرده بود، ولی موسیقی اطراف آن حرف تازه چندانی برای گفتن نداشت.

 

البته کم‌کاری الزاماً به معنای افول توانایی هنری نیست. خواجه‌امیری هنوز ظرفیت اجرای قطعاتی قدرتمند را دارد و تجربه‌اش می‌تواند پشتوانه فصل تازه‌ای از فعالیت او باشد. مسئله، ضرورت بازنگری در انتخاب آهنگساز، تنظیم‌کننده، ترانه و حتی شیوه مواجهه با مخاطب امروز است.

 

زادروز او فرصتی برای مرور یک حقیقت ساده است؛ خواننده‌ای که روزگاری با هر آلبوم اتفاقی در موسیقی پاپ رقم می‌زد، هنوز می‌تواند غافلگیرمان کند. کاش دوباره همان وسواس قدیمی در انتخاب شعر و جسارت در ساخت موسیقی را به کار بگیرد. صدای خوب همچنان ارزشمند است، ولی برای ماندن در زمان حال، باید ترانه‌هایی ساخت که خاطرات فردای مردم شوند.


 

خبر ویژه
کدخبر: ۶۰۱۷۳۴۳۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر