حباب شهرت ترک برداشت
مصاحبه حاجیپور با قیاسی، به جای بررسی جدی موسیقی و تجربه سینمایی او درگیر حاشیهها و شوخیهای کممایه شد و تصویری سرد و کمتحرک از مهمانش به نمایش گذاشت
گروه فرهنگ و هنر| شروین حاجیپور روی صندلی روبهروی امیرحسین قیاسی نشست و اتفاق جالبی افتاد؛ این بار نه موسیقی به کمکش آمد، نه تصاویر پرشکوهی که پیرامون چهرهاش ساخته شده بود و نه موجی از همدلی که هر جمله معمولی را به اتفاقی بزرگ تبدیل کند. میکروفن روشن بود و قرار بود خود شروین، بیرون از حاشیه امن شهرت، چیزی برای عرضه داشته باشد.
نتیجه؟ گفتوگویی کممایه که در لحظاتی به ابتذال سرگرمیهای اینترنتی نزدیک میشد و تصویری بهمراتب معمولیتر از این خواننده ارائه داد. مسئله این نیست که حاجیپور چرا شوخطبع نبود یا نتوانست همپای قیاسی مجلس را گرم کند. مسئله این است که شهرت بزرگ، ناگهان در برابر پرسشی کوچک قرار گرفت: پشت این تصویر مشهور، چه اندازه توانایی مستقل وجود دارد؟
شهرتی که جای استعداد نشست؟
شروین حاجیپور به واسطه انتشار یک ترانه اجتماعی، در فضایی ملتهب و به کمک بازنشر گسترده کاربران و حمایت چهرههای مشهور، به محبوبیتی چشمگیر رسید. موفقیتی که بخش مهمی از آن را باید محصول شرایط اجتماعی و همراهی عاطفی مخاطبان دانست. چنین شهرتی الزاماً گواه توانایی برجسته در آهنگسازی، ترانهسرایی یا دیگر شاخههای هنر نیست.
مشکل از جایی آغاز میشود که موفقیت یک اثر، به گواهی دائمی بر استعداد صاحب آن در همه عرصهها تبدیل شود. آثار بعدی حاجیپور، دستکم از منظر ترانهنویسی، نتوانستهاند تصویری قانعکننده از یک شاعر و خواننده توانمند ارائه دهند. ضعف در پرداخت تصاویر شاعرانه، اتکای فراوان به عبارتهای مستقیم و کمبود ظرافت زبانی، پرسشهایی جدی درباره کیفیت مستقل نوشتههای او ایجاد میکند. محبوبیت میلیونی جای نقد زبان، ترکیببندی و انسجام ترانه را نمیگیرد.
حضورش در سینما نیز همین بحث را به حوزه دیگری کشانده است. حاجیپور در گفتوگو با قیاسی، درباره تجربه بازیگری خود با لحنی خودانتقادی صحبت میکند و چندان مدعی برخورداری از استعداد بازیگری نیست. این صراحت میتواند امتیاز باشد، ولی پرسش اصلی پابرجاست: چرا یک خواننده تازهکار باید برای ایفای نقشی سینمایی انتخاب شود؟ آیا توانایی بازیگری مشخصی در او کشف شده یا شهرتش امتیازی است که بسیاری از بازیگران آموزشدیده از آن محروماند؟ البته کیفیت بازی او را باید بر اساس خود فیلم سنجید، نه چند دقیقه گفتوگو. آنچه اکنون قابل نقد است، سازوکاری است که شهرت را به مجوز ورود به حرفههای دیگر تبدیل میکند.
اعترافهای صادقانه، پاسخهای ناکافی
شروین در بخشی از مصاحبه پذیرفت که انتظاراتی پیرامون او شکل گرفته و عملکرد بعدیاش با آن انتظارات همخوان نبوده است. توضیح داد که برای ادامه فعالیت انتخابهای محدودی داشته و منتقدانش را نیز درک میکند.این توضیح را باید شنید. هیچ هنرمندی موظف نیست تا پایان عمر در تصویری که جامعه برایش ساخته زندانی بماند. حاجیپور حق دارد موسیقی منتشر کند، بازیگری را امتحان کند و درباره زندگی شخصیاش حرف بزند.
مخاطب نیز حق دارد میان همدلی با گذشته یک هنرمند و ارزیابی کیفیت امروز او تفاوت بگذارد. مسئله دیگر، خود برنامه قیاسی است. گفتوگویی که میتوانست درباره فشار شهرت ناگهانی، مسیر هنری و انتخابهای حرفهای پرسشهای جدی مطرح کند، در بخشهایی به حاشیههای شخصی، شوخیهای کممایه و خاطرات پیشپاافتاده کشیده شد. چنین لحظاتی شاید برای تولید کلیپهای پربازدید مناسب باشند، ولی ارزش یک مصاحبه را بالا نمیبرند. قیاسی نیز در این سطحی شدن بیتقصیر نیست. مجری باید بتواند از شوخی عبور کند و به شخصیت مهمان نزدیک شود.
پایان مصونیت یک چهره مشهور
حاجیپور در این گفتوگو چهرهای کمتحرک و گاه سرد داشت. این ویژگی بهخودیخود نشانه بیاستعدادی نیست، ولی فاصله زیادی با تصویر کاریزماتیکی دارد که شهرت پیرامون او ساخته بود. مصاحبه نشان داد حضور در مرکز یک رویداد اجتماعی، لزوماً به معنای برخورداری از شخصیت رسانهای جذاب یا توانایی در همه شاخههای هنر نیست. خطر اصلی برای شروین حاجیپور شکست در بازیگری یا انتشار یک اثر ضعیف نیست.
خطر آن است که اعتبار یک موفقیت گذشته، پشتوانه هر انتخاب تازه قرار بگیرد. آثار بعدی او باید بر اساس کیفیت خودشان داوری شوند. شروین حق دارد از قاب قدیمی بیرون بیاید. مخاطب هم حق دارد پس از کنار رفتن قاب، خود اثر و توانایی صاحبش را ببیند. این مصاحبه یک واقعیت را روشنتر کرد: مشهور شدن میتواند اتفاقی سریع باشد، ولی هنرمند ماندن به چیزی فراتر از شهرت احتیاج دارد.