وقتی کتابهای دستدوم محبوب شدند
نسخه ارزانتر برای گروهی راه ادامه کتابخوانی است و گروهی دیگر میان کتابهای قدیمی دنبال ترجمه، چاپ یا جلدی میگردند که دیگر پیدا نمیشود
هفت صبح، ملکمیرمهدی| کتابی که پیشتر خوانده شده، نشانههایی دارد که نسخه آکبند ندارد. گوشه صفحهای کمی برگشته، زیر جملهای با مداد خط کشیدهاند، تاریخ یک تابستان قدیمی روی صفحه اول مانده یا صاحب قبلی کنار پاراگرافی علامت سوال گذاشته است. گاهی چیزی هم میان صفحات جا مانده؛ بلیت اتوبوس، تکه روزنامه، شماره تلفنی قدیمی یا یادداشتی برای کسی که شاید سالهاست صاحب کتاب نیست. همین ردپاهای کوچک، کتاب دستدوم را به چیزی فراتر از یک کالای مصرفشده تبدیل میکند.
این روزها کتابهای خواندهشده دوباره مشتری پیدا کردهاند و ماجرا دیگر محدود به بساطهای قدیمی و راستههای شناختهشده کتابفروشی نیست. در تهران مراکز خرید، فروش و تبادل کتاب دستدوم رونق گرفتهاند و در فضای مجازی نیز صفحههای فراوانی برای خرید و فروش کتابهای دستدوم فعالیت میکنند. کافی است نام یک عنوان را جستوجو کنید تا کنار فروشگاههای رسمی، نسخههایی را ببینید که صاحبان قبلی برای فروش گذاشتهاند.
بخشی از این رونق به شرایط اقتصادی بازمیگردد. افزایش قیمت کتاب باعث شده بسیاری از مخاطبان برای ادامه عادت مطالعه سراغ نسخههای کارکرده بروند. برای کسی که ماهانه چند عنوان کتاب میخرد، تفاوت قیمت نسخه نو و دستدوم قابل توجه است. با این حال، همه ماجرا به ارزانتر بودن خلاصه نمیشود. گاهی یک خواننده حاضر است برای چاپ قدیمی یک کتاب هزینه بیشتری بپردازد، دنبال ترجمهای کمیاب بگردد یا نسخهای را انتخاب کند که سالها پیش منتشر شده است. اینجا کتاب دیگر فقط یک محصول فرهنگی نیست؛ بخشی از یک خاطره جمعی است.
کتابی که زندگی قبلی دارد
کتاب دستدوم تفاوت مهمی با بسیاری از کالاهای کارکرده دارد. گذر زمان همیشه ارزش آن را کم نمیکند. یک کتاب چاپ دهههای گذشته ممکن است برای یک کتابدوست جذابتر از نسخه تازه همان اثر باشد. طراحی جلد، جنس کاغذ، شیوه حروفچینی، نام ناشر و حتی یادداشت صاحب قبلی میتواند به کتاب هویت بدهد. در چنین شرایطی، کتاب از یک «متن» ساده فاصله میگیرد و به یک «شیء فرهنگی» تبدیل میشود؛ شیئی که داستانی پشت سر خود دارد. شاید به همین دلیل مراکز تبادل کتاب در تهران توانستهاند مخاطبانی تازه پیدا کنند.
ایده این مراکز بر گردش کتاب استوار است؛ کتابی که دیگر در یک قفسه خواندهنشده باقی نمیماند، دوباره وارد مسیر میشود و به دست خواننده دیگری میرسد. فضای مجازی نیز این بازار را گستردهتر کرده است. صفحههای فروش کتاب، کانالها و فروشگاههای آنلاین هر روز دهها عنوان را معرفی میکنند. برخی فروشندگان حتی سراغ کتابخانههای شخصی میروند؛ مجموعههایی که سالها در یک خانه جمع شدهاند، تفکیک میشوند و هر جلد مسیر تازهای پیدا میکند. بازار قدیمی کتاب دستدوم، حالا یک ویترین بزرگ دیجیتال دارد.
خرید کتاب در 4 قسط
بازار کتاب در سالهای اخیر فقط به سمت نسخههای دستدوم نرفته است. شکل خرید کتاب نو نیز تغییر کرده است. با افزایش هزینههای زندگی و بالا رفتن قیمت کتاب، برخی فروشگاهها و پلتفرمهای فروش، امکان خرید قسطی را برای مخاطبان فراهم کردهاند. حالا بسیاری از کتابفروشیها و فروشگاههای آنلاین، خرید کتاب را در چند مرحله پرداخت عرضه میکنند و مدلهایی مانند پرداخت چهار قسطی، راهی برای کاهش فشار مالی خریداران شده است. این اتفاق نشان میدهد علاقه به کتاب همچنان وجود دارد، اما شیوه دسترسی به آن تغییر کرده است.
مخاطبی که زمانی یکباره چند کتاب میخرید، امروز ممکن است مجموعه مورد علاقهاش را با پرداختهای کوچکتر تهیه کند یا بخشی از نیاز خود را از بازار دستدوم تأمین کند. در واقع بازار کتاب میان چند انتخاب تازه در حرکت است؛ نسخه نو با امکان خرید آسانتر، نسخه دستدوم با قیمت مناسبتر و کتابهای قدیمی برای کسانی که دنبال تجربهای متفاوت هستند. این تغییرات نشان میدهد مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست. مخاطب کتاب همچنان حضور دارد و بازار هم برای حفظ این رابطه، شکلهای تازهای پیدا کرده است.
کتابی که صاحب بعدیاش را پیدا میکند
شاید جذابترین ویژگی بازار کتاب دستدوم همین گردش مداوم باشد. کتاب با خواندهشدن تمام نمیشود. یک نفر رمانی میخرد، آن را میخواند، سالها نگه میدارد و بعد به مرکز تبادل یا صفحه فروش میسپارد. نفر دیگری آن را پیدا میکند و داستان ادامه پیدا میکند. یک کتاب میتواند چند خانه، چند قفسه و چند صاحب را تجربه کند. خطی که خوانندهای بیست سال پیش زیر یک جمله کشیده، ناگهان توجه شما را جلب میکند. یادداشت صفحه اول خطاب به چه کسی نوشته شده؟ چرا این جمله برای صاحب قبلی مهم بوده؟
کتاب چگونه از یک کتابخانه به کتابخانه دیگر رسیده است؟ پاسخ بسیاری از این سوالها هیچوقت پیدا نمیشود و شاید جذابیت ماجرا هم همین باشد. بازار کتاب دستدوم امروز جایی میان اقتصاد و خاطره ایستاده است. گرانی کتاب به آن مشتری تازه داده، مراکز تبادل مسیر گردش کتاب را هموار کردهاند و فضای مجازی ویترینش را بزرگتر کرده است. در سوی دیگر، علاقه به چاپهای قدیمی، ترجمههای فراموششده و کتابهایی قرار دارد که پیش از رسیدن به ما، زندگی دیگری داشتهاند. شاید واژه «دستدوم» برای کتاب کمی بیرحمانه باشد. کتابی که صاحبش عوض میشود، ارزشش کم نشده است؛ فقط خواننده تازهای پیدا کرده است.