کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۸۸۱۲
تاریخ خبر:
گزارشی درباره ورود پرونده‌های واقعی به اتاق نویسندگان نمایش خانگی

پرونده‌نویسی به‌جای خیال‌پردازی

پرونده‌نویسی به‌جای خیال‌پردازی

اقتباس از واقعیت، امروز به یکی از دشوارترین شکل‌های روایت تبدیل شده است

هفت صبح| سال‌ها، نویسندگان برای پیدا کردن یک شخصیت جنایی ساعت‌ها خیال‌پردازی می‌کردند. قاتل را از دل ذهنشان بیرون می‌کشیدند، قربانی را می‌ساختند و بعد جهان داستان را روی کاغذ بنا می‌کردند. امروز اما مسیر برعکس شده است. نویسنده‌ها قبل از آنکه پشت لپ‌تاپ بنشینند، آرشیو روزنامه‌ها را ورق می‌زنند، گزارش‌های پلیسی را می‌خوانند، پرونده‌های قضایی را زیر و رو می‌کنند و دنبال نامی می‌گردند که روزی تیتر صفحه حوادث بوده است.

 

انگار بهترین فیلمنامه‌ها دیگر در ذهن نویسنده شکل نمی‌گیرند، در بایگانی دادگاه‌ها و میان بریده‌های روزنامه‌ها پنهان شده‌اند. اگر تا چند سال قبل این موج را بیشتر در هالیوود می‌دیدیم، حالا نمایش خانگی ایران هم با سرعت به همان سمت حرکت کرده است. از «وحشی» هومن سیدی گرفته تا «کوری» سجاد پهلوان‌زاده، یک اتفاق مشترک به چشم می‌خورد، واقعیت، مهم‌ترین منبع الهام شده است. این دیگر یک انتخاب موردی نیست، نشانه تغییر ذائقه قصه‌گویی در سریال‌های ایرانی است.

 

  از «وحشی» تا «کوری»: حقیقت وارد اتاق نویسندگان شده است

«وحشی» شاید مهم‌ترین نمونه این جریان باشد. هومن سیدی از همان ابتدا اعلام نکرد که قرار است مستندی داستانی بسازد، اما ردپای یکی از مشهورترین پرونده‌های جنایی ایران را نمی‌شد نادیده گرفت؛ زندگی علی اشرف پروانه، مردی که رسانه‌ها سال‌ها او را با لقب «مایکل اسکافیلد ایرانی» می‌شناختند. سیدی، واقعیت را عیناً بازسازی نکرد. او از استخوان‌بندی یک زندگی واقعی استفاده کرد و روی آن، شخصیتی تازه ساخت، مردی که میان فقر، حادثه، خشونت و انتخاب‌های اشتباه، آرام‌آرام به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر راه بازگشتی برایش باقی نمی‌ماند.

 

همین فاصله گرفتن از بازسازی صرف، «وحشی» را به یک درام شخصیت‌محور تبدیل کرد، نه گزارشی تصویری از یک پرونده جنایی. در سوی دیگر، «کوری» مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند. این سریال به جای تمرکز بر یک فرد، سراغ یک زخم اجتماعی می‌رود، فاجعه مسمومیت با مشروب تقلبی که زندگی ده‌ها نفر را دگرگون کرد.

 

قسمت نخست از همان دقایق آغازین نشان می‌دهد قصد ندارد یک ملودرام معمولی باشد. روایت با یک جشن شروع می‌شود و ناگهان به دل بحرانی می‌رود که هنوز هم در حافظه جمعی جامعه زنده است. نکته مهم اینجاست که «کوری» عجله‌ای برای معرفی مقصر ندارد. مرز قربانی و مسئول را با خط‌کش سیاه و سفید ترسیم نمی‌کند و پرسش را جایگزین حکم می‌کند، چه کسی باید پاسخ‌گوی این فاجعه باشد؟ یک نفر؟ چند نفر؟ یا زنجیره‌ای از تصمیم‌های اشتباه؟ همین ابهام، موتور تعلیق سریال می‌شود و نشان می‌دهد اقتباس از واقعیت، امروز دیگر فقط بازسازی حادثه نیست؛ تلاشی است برای فهمیدن آن.

 

 واقعیت: سرمایه‌ای که از تخیل جلو زده است

این تغییر از کجا آمده است؟ پاسخ را باید در خود مخاطب جست‌وجو کرد. تماشاگر امروز، بیشتر از گذشته به داستان‌هایی اعتماد می‌کند که ریشه در جهان واقعی دارند. او می‌خواهد بداند این آدم‌ها واقعاً وجود داشته‌اند، این حادثه واقعاً رخ داده و این رنج، ساخته ذهن یک نویسنده نیست. به همین دلیل، سریال‌های مبتنی بر پرونده‌های واقعی، تجربه تماشای متفاوتی خلق می‌کنند. مخاطب بعد از پایان قسمت گوشی تلفن همراهش را برمی‌دارد، نام شخصیت‌ها را جست‌وجو می‌کند، خبرهای قدیمی را می‌خواند و میان واقعیت و روایت رفت‌وآمد می‌کند.  همین اتفاق را سال‌ها پیش آثاری مانند «Mindhunter»، «Monster»، «Dahmer» و «The Act» در جهان رقم زدند.

 

 میان حقیقت و هیجان، یک مرز باریک وجود دارد

اقتباس از واقعیت، امروز به یکی از دشوارترین شکل‌های روایت تبدیل شده است. نویسنده باید هم به حقیقت وفادار بماند و هم درام خلق کند. اگر بیش از اندازه به سند تکیه کند، اثرش شبیه گزارش قضایی می‌شود؛ اگر بیش از اندازه خیال‌پردازی کند، اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد. شاید به همین دلیل است که موفقیت «وحشی» و انتظار بالایی که برای «کوری» شکل گرفته، فقط به خاطر سوژه‌های واقعی نیست. هر دو اثر تلاش کرده‌اند از دل واقعیت، پرسشی بزرگ‌تر بیرون بکشند، پرسشی درباره عدالت، مسئولیت، فقر، خشونت و تصمیم‌هایی که می‌توانند سرنوشت یک انسان را تغییر دهند.


 

کدخبر: ۶۰۱۵۸۸۱۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر