مهران مدیری از روزهای سخت خود: حتی پول نان و پنیر نداشتم+فیلم
مهران مدیری از سالهایی روایت کرده که پس از موفقیت چشمگیر مجموعه «ساعت خوش»، ناگهان با ممنوعالکاری مواجه شد؛ دورهای حدوداً چهار ساله که علاوه بر توقف فعالیت حرفهای، خانواده او را با مشکلات شدید مالی روبهرو کرد. مدیری میگوید فشار اقتصادی در آن دوران به جایی رسید که گاهی خانوادهاش حتی توان تهیه نان و پنیر را نداشتند.
مهران مدیری، بازیگر، کارگردان و مجری شناختهشده، در گفتوگویی از یکی از دشوارترین دورههای زندگی شخصی و حرفهای خود صحبت کرده است؛ سالهایی که پس از موفقیت مجموعه طنز «ساعت خوش»، فعالیت او و تعدادی از عوامل این مجموعه متوقف شد و مدیری برای چند سال امکان حضور در تلویزیون و عرصه هنر را نداشت.
مدیری درباره علت این ممنوعالکاری گفت که هیچگاه دلیل مشخصی برای این تصمیم به او اعلام نشد. به گفته او، در سال ۱۳۷۳ و همزمان با افزایش محبوبیت «ساعت خوش»، ناگهان نام عوامل این مجموعه در فهرست افراد ممنوعالکار قرار گرفت.
او که در آن زمان کارگردانی و هدایت گروه «ساعت خوش» را بر عهده داشت، حدود چهار سال با ممنوعیت فعالیت مواجه شد. دیگر اعضای گروه نیز برای یک تا دو سال شرایط مشابهی داشتند و حتی برخی عوامل پشت صحنه، از جمله تصویربرداران و صدابرداران، با محدودیتهایی در ادامه فعالیت حرفهای خود روبهرو شدند.
مدیری در ادامه از شرایط اقتصادی دشوار خانوادهاش در آن سالها گفت؛ دورهای که بهتدریج فشار مالی افزایش یافت و تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی نیز برای او دشوار شد.
او در آن زمان فرزندی خردسال داشت و میگوید وضعیت اقتصادی خانواده به مرحلهای رسیده بود که حتی خرید مواد غذایی سادهای مانند نان و پنیر نیز برایش دشوار بود.
مدیری در بخش دیگری از صحبتهایش خاطرهای تلخ از آن دوران را روایت کرد و گفت گاهی خانوادهاش شبها گرسنه میخوابیدند. به گفته او، فرزند سهسالهاش یک شب آنقدر گریه کرده بود که در نهایت بر اثر ضعف و گرسنگی بیهوش شد.
این اتفاق فشار روحی شدیدی به مدیری وارد کرد. او پس از این اتفاق از خانه بیرون رفت و در کوچه، در حالی که بهشدت گریه میکرد، خشم و درماندگی خود را فریاد زد. صاحبخانه که متوجه وضعیت او شده بود، با نگرانی مدیری را به داخل خانه برد و از او خواست آرام شود.
مدیری در پایان با اشاره به تأثیر این سالها بر زندگی شخصیاش گفت چهار سال ممنوعالکاری فشار سنگینی را به او و خانوادهاش وارد کرد؛ دورهای که به گفته خودش آنقدر دشوار بود که موهایش در همان سالها کاملاً سفید شد و یکی از سختترین مقاطع زندگیاش را رقم زد.