کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۲۲۹۱۰
تاریخ خبر:
دو روی سکه ساخت فیلم اجتماعی از زبان سیدجمال ساداتیان

قوانین سختگیرانه؛ تلخی واقعیت

قوانین سختگیرانه؛ تلخی واقعیت

‌مردم سال‌ها گلایه داشتند چرا فیلم اجتماعی جدی و باکیفیت ساخته یا اکران نمی‌شود، حالا همزمانی دو فیلم اجتماعی یک فرصت است

هفت صبح، سمیه خاتونی|  امروز فیلم‌هایی چون «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی و «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، دو سینماگر دغدغه‌مند و جدی، توانسته‌اند بارقه‌ای تازه در سینمای اجتماعی ایران ایجاد کنند. ژانری که سال‌ها زیر سایه کمدی‌های پرفروش به حاشیه رانده شده بود، حالا دوباره فرصتی یافته تا صدای واقعی جامعه باشد و از رنج‌ها، امیدها و جدال‌های انسان ایرانی روایت کند.

 پریناز

سلطه کمدی و عقب‌نشینی سینمای اجتماعی

در دهه اخیر، بازار گیشه به‌ شدت تحت سلطه آثار کمدی قرار گرفت. این فیلم‌ها به دلیل بازگشت سریع سرمایه و استقبال تضمین ‌شده مخاطب، بیشترین سهم تولیدات را به خود اختصاص دادند. در مقابل، سینمای اجتماعی که به ‌طور سنتی زبان نقد و آینه جامعه بوده است، کم‌رنگ شد و حتی بیم آن می‌رفت که به ژانری مهجور بدل شود. برای تهیه‌کنندگان نیز ورود به این عرصه پرریسک بود؛ چرا که تولید چنین آثاری هزینه‌بر، زمان‌بر و در بسیاری موارد بدون تضمین سودآوری است.

 

 روزنه‌های امید بر پرده نقره‌ای

اما اکنون اکران آثاری چون «پیرپسر»، «زن و بچه» و همچنین «زیبا صدایم کن»، نشان داد که هنوز امکان بازگشت پرقدرت سینمای اجتماعی وجود دارد. این فیلم‌ها نه ‌تنها توانستند نظر منتقدان را به خود جلب کنند، بلکه با مخاطب عام نیز ارتباط برقرار کردند. سوژه‌های انسانی، روایت‌های دردآشنا و بازی‌های پرقدرت سبب شد تماشاگر بار دیگر احساس کند سینما می‌تواند صدای زندگی روزمره‌اش باشد.

پورشیرازی

 نیاز به حمایت مخاطب

با این همه، صدر جدول فروش همچنان در اختیار کمدی‌هاست. این یعنی مسیر سینمای اجتماعی هنوز دشوار است و تنها تحسین منتقدان کافی نیست. برای آنکه این ژانر جایگاه واقعی خود را باز یابد، حضور مخاطب در سالن‌ها حیاتی است. تهیه‌کننده‌ای که ریسک تولید چنین اثری را می‌پذیرد، بیش از هر چیز به حمایت مستقیم تماشاگر نیاز دارد؛ حمایتی که در ساده‌ترین شکل خود با خرید یک بلیت معنا پیدا می‌کند.

 

 هر ایرانی، یک بلیت

سینما نه‌ تنها تفریح، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای فرهنگ‌سازی است. تجربه نشان داده که حمایت‌های دولتی در بهترین حالت مقطعی و ناپایدار بوده است. تنها نیروی پایدار، حضور تماشاگران است. بنابراین امروز شاید بیش از هر زمان دیگری باید این شعار را جدی بگیریم: هر ایرانی، یک بلیت.

 

این بلیت، سهمی از لذت تماشای فیلم است و هم‌زمان سهمی از ساختن آینده فرهنگی کشور. سینمای اجتماعی ایران اکنون در گذرگاهی سخت ایستاده است؛ یا با بی‌توجهی مخاطبان به حاشیه رانده خواهد شد، یا با همراهی آنان دوباره به جایگاه شایسته خود بازخواهد گشت. انتخاب ساده است، اما تأثیرش ماندگار: یک بلیت برای نجات سینمای اجتماعی ایران.

 

 از کن تا پرده سینما؛  ریسک و امید در سینمای ایران

فیلم «زن و بچه»، نماینده سینمای ایران در بخش اصلی هفتاد و هشتمین جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ بود. درام اجتماعی، به کارگردانی سعید روستایی و با تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان، داستان مادری را روایت می‌کند که تمام هستی و زندگی‌اش را وقف فرزندش کرده، فرزندی که در زمان حیاتش کمابیش همچون کودکی بی‌سرپرست و تنها بوده، زیرا مادرش برای تامین زندگی و هزینه‌های روزمره، دو شغل سخت را مدیریت می‌کرده است.

 

در نیمه اول فیلم، تقلاهای مادر برای محافظت، پرورش و ایجاد یک زندگی بهتر برای علیار، با چالش‌های بی‌پایان جامعه و فشارهای بیرونی درهم می‌آمیزد. اما پس از مرگ فرزند، فیلم به قلمرو سوگواری و اعتراض مادر وارد می‌شود. زنی که با قلبی زخمی و روحی پر از اندوه، مقابل جهان ایستاده و فریادهای بی‌پاسخ خود را به نمایش می‌گذارد. این روایت، جدال مادر با جامعه‌ای نابرابر و بی‌رحم را به شکلی شاعرانه و عاطفی تصویر می‌کند و به تماشاگر تجربه‌ای عمیق از فقدان، اعتراض و عشق بی‌پایان می‌دهد.

 

منتقدان بین‌المللی، از جمله پیتر برادشاو از گاردین و دیمون وایز از ددلاین، بازی پریناز ایزدیار را تحسین کرده و فیلم را درامی خانوادگی با لایه‌های پیچیده انتقام و بخشش توصیف کرده‌اند. با این حال، برخی منتقدان، از جمله پیتر دبروژ از ورایتی، معتقدند که ویژگی‌های فرهنگی خاص فیلم، آن را برای مخاطبان خارجی تا حدی دشوار و معنادار می‌سازد.

 

جمال ساداتیان به‌عنوان تهیه‌کننده، نقشی کلیدی در شکل‌گیری و تولید این اثر داشته؛ تهیه‌کننده‌ای که سابقه همکاری با کارگردانان جدی و اجتماعی‌ساز سینمای ایران را در کارنامه دارد. اهمیت این همکاری زمانی دوچندان می‌شود که به یاد بیاوریم فیلم قبلی روستایی «برادران لیلا» به‌رغم حضور در جشنواره‌های بین‌المللی، هرگز به اکران داخلی نرسید و همین موضوع شکست سنگینی برای سرمایه‌گذار آن فیلم رقم زد.

 

در چنین شرایطی، پذیرش ریسک تولید فیلمی دیگر از روستایی توسط ساداتیان، نشان‌دهنده اعتمادی ویژه و نگاهی متفاوت به آینده سینمای اجتماعی در ایران است. به همین بهانه سراغ تهیه‌کننده رفتیم و در این گفت‌وگو تلاش کردیم درباره انگیزه‌های او برای ورود به پروژه، دشواری‌های تولید، بازخوردهای منتقدان پس از نمایش در کن و البته چشم‌انداز سینمای اجتماعی در ایران بیشتر بدانیم.

 

 ۷۰۰ هزار، آمار موفق مخاطب برای یک درام اجتماعی

 شما با «زن و بچه» در جشنواره کن حضور داشتید. واکنش مخاطبان خارجی نسبت به فیلم چگونه بود؟و اگر ممکن است این واکنش‌ها را با مخاطبان ایرانی مقایسه کنید. همین که «زن و بچه» توانست از میان حدود ۱۷۰۰ فیلم متقاضی وارد بخش مسابقه جشنواره کن شود و جزو ۲۲ فیلم نهایی قرار بگیرد، خودش اتفاق ارزشمندی برای سینمای ایران است. به‌خصوص بعد از چند سالی که سینمای ما دوران کم‌رمقی را تجربه می‌کرد، این حضور می‌تواند یک اتفاق مهم تلقی شود.

 

ضمن اینکه در فرانسه، واکنش‌ها به‌طور کلی مثبت بود. بسیاری از منتقدان و تماشاگران فیلم را دوست داشتند، نقدهایی هم مطرح شد اما آنچه برجسته بود تمرکز روی بازی‌ها به ‌ویژه بازی خانم پریناز ایزدیار بود. بسیاری از منتقدان خارجی بازی او را ستودند و این موضوع بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. بنابراین می‌توان گفت که بازخوردهای خارجی درمجموع قابل قبول و امیدوارکننده بود.

 

در ایران هم حالا که نزدیک به یک ماه از آغاز اکران می‌گذرد، بیش از ۷۰۰ هزار نفر فیلم را دیده‌اند. این عدد با توجه به شرایط عمومی کشور و اینکه ما با یک درام اجتماعی سروکار داریم، آمار مهمی محسوب می‌شود. فراموش نکنیم که فیلم‌های درام اجتماعی برخلاف آثار کمدی، سخت‌تر می‌توانند مخاطب عام را جذب کنند، چون روایت‌هایی تلخ‌تر و جدی‌تر دارند. اما همین حالا هم نشان داده‌اند که توانسته‌اند با بخش بزرگی از مخاطبان ارتباط برقرار کنند. فکر می‌کنم در ادامه اکران هم فرصت برای جذب تماشاگران جدید وجود دارد و این ارتباط مثبت همچنان ادامه پیدا می‌کند.

 

  اکران در ۱۳ کشور؛ آغاز سفر بین‌المللی فیلم

 بعد از نمایش در جشنواره کن، آیا برای اکران بین‌المللی هم برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

بله. در حال حاضر دو پخش‌کننده اروپایی و یک پخش‌کننده در آمریکای شمالی پای کار هستند. برای یک اکران جهانی گسترده برنامه‌ریزی شده و به ‌زودی نمایش فیلم در حدود ۱۰ تا ۱۵ کشور آغاز خواهد شد. همان‌طور که می‌دانید، در تیر و مرداد بسیاری از کشورهای اروپایی در تعطیلات تابستانی هستند، اما به محض پایان این تعطیلات، فیلم در بیش از ۱۳ کشور روی پرده خواهد رفت.

 

علاوه بر اکران عمومی، آیا جشنواره‌های دیگری هم فیلم را دعوت کرده‌اند؟

بله. جشنواره‌های متعددی از فیلم دعوت کرده‌اند، اما طبق قوانین بین‌المللی ما نمی‌توانیم پیش از اعلام رسمی هر جشنواره خبر آن را منتشر کنیم. بنابراین منتظر هستیم جدول رسمی نمایش‌ها توسط جشنواره‌ها اعلام شود و پس از آن خبر حضور فیلم را رسانه‌ای کنیم.

 

  رقابت «زن و بچه» با «پیرپسر»؛ تهدید یا فرصت؟

 همزمانی اکران «زن و بچه» با فیلم «پیرپسر» که بحث‌ها و حساسیت‌های زیادی برانگیخته، موجب آسیب به فروش فیلم بود یا بالعکس به جذب مخاطب کمک کرد؟

فکر نمی‌کنم تأثیر منفی داشته باشد، چون این دو فیلم هرچند هر دو در حوزه اجتماعی هستند، اما ژانر و موضوعات متفاوتی را روایت می‌کنند. از نگاه من، این همزمانی حتی می‌تواند فرصت باشد. مردم سال‌ها گلایه داشتند که چرا فیلم اجتماعی جدی و باکیفیت ساخته یا اکران نمی‌شود. واقعیت این است که طی چند سال اخیر، مجوز برای چنین آثاری به‌سختی صادر می‌شد و سینمای اجتماعی عملا به حاشیه رانده شده بود.

 

اما با روی کار آمدن دولت جدید، فضا تا حدی تغییر کرد و شرایطی فراهم شد که دو فیلم شاخص، همزمان روی پرده بیایند. همین موضوع به سینماگران و تماشاگران دلگرمی داده است و فضای خوبی در ژانر سینمای اجتماعی را شاهد هستیم، حالا مخاطب می‌بیند که می‌تواند روی پرده سینما آثار جدی و دغدغه‌مند ببیند و استقبال گسترده هم نشان می‌دهد این تغییر، اتفاقی مثبت برای سینمای اجتماعی بوده است.

 

 عبور از موانع؛ نقش سیاست‌های فرهنگی در سرنوشت فیلم

 شما به عنوان تهیه‌کننده‌ای باتجربه که آثار مهمی را در سینمای ایران تولید کرده‌اید، چطور توانستید میان نگاه هنری کارگردانی مثل سعید روستایی که معمولا حاضر به تغییر در دیدگاه یا اثرش نیست و محدودیت‌ها و ملاحظات تولید در ایران تعادل برقرار کنید؟ به‌ویژه که چنین آثاری معمولا با چالش‌های دریافت پروانه ساخت و نمایش مواجه می‌شوند.

 

واقعیت این است که فضای مدیریتی و سیاست‌های وزارت ارشاد همواره تغییر می‌کند. گاهی قوانین سخت‌گیرانه‌تر می‌شود و گاهی با تغییر مدیران، مسیر کمی هموارتر. این فیلم نمونه روشنی از همین وضعیت است؛ در دولت گذشته، پس از پنج ماه انتظار، مجوز ساخت صادر نشد و پروژه عملا متوقف ماند. اما با روی کار آمدن دولت جدید، مجوز ساخت صادر شد و فیلم توانست وارد مرحله تولید شود. درنهایت بهترین داور در چنین مواردی مردم هستند. همان‌طور که دیدیم، فیلم روی پرده رفت و با استقبال گسترده مواجه شد. این استقبال نشان داد که تصمیم دولت قبل مبنی بر ندادن مجوز، تصمیم درستی نبود و فیلم ظرفیت آن را داشت که ساخته و دیده شود.

 

نقش تهیه‌کننده؛ احترام به مولف  

 سعید روستایی کارگردانی است که معمولا روی نگاه هنری خود ایستادگی می‌کند و کمتر حاضر به مصالحه یا کوتاه آمدن است. این موضوع برای شما به‌ عنوان تهیه‌کننده چالش‌برانگیز نبود؟

واقعیت این است که وقتی من به سراغ یک کارگردان می‌روم، یعنی پیشاپیش منویات ذهنی او را پذیرفته‌ام. وظیفه من این است که در خدمت او باشم تا بتواند آنچه در ذهن دارد به تصویر تبدیل کند. قوانین و محدودیت‌های کشور، هرچند وجود دارند اما موضوعی ثانویه‌اند. آنچه اولویت دارد این است که کار درست کدام است. اگر کارگردان ایده‌ای درست و ارزشمند دارد، باید پیگیری و رایزنی کرد تا موانع اداری و اجرایی برطرف شوند.

 

درواقع احترام به نگاه کارگردان اصل اساسی است. همان‌طور که وقتی فیلمبردار یا طراح صحنه انتخاب می‌کنید، ویژگی‌های حرفه‌ای او را در نظر می‌گیرید، در مورد کارگردان هم همین است. او کسی است که محصول فرهنگی را می‌سازد و باید فضای لازم برای بروز خلاقیتش فراهم شود. اگر قرار باشد من به‌عنوان تهیه‌کننده همه چیز را مطابق ذهن خودم انجام دهم، دیگر چه نیازی به کارگردان هست؟ خودم برم  و فیلم بسازم! بنابراین تهیه‌کننده وظیفه دارد در کنار کارگردان باشد تا آن «منویات ذهنی» به تصویر تبدیل شود.

 

  انتخاب‌ها سلیقه روستایی بود؛ و درست هم بود

 در انتخاب بازیگران چقدر شما نقش داشتید؟ آیا تصمیم‌ها بیشتر با شما بود یا همه توسط کارگردان انتخاب شدند؟

تقریبا تمام انتخاب‌ها براساس ذهنیت خود سعید روستایی شکل گرفت. به هر حال کارگردان دقیقا می‌داند که چه تیپ و چه کیفیتی را برای هر نقش در نظر دارد. البته در ایران بازیگران شاخص زیادی داریم، اما مهم این است که بازیگر انتخاب ‌شده چقدر با نقشی که قرار است ایفا کند منطبق باشد.

 

این موضوع، بیش از هر چیز، به سلیقه و نگاه کارگردان بستگی دارد. وقتی فیلم را می‌بینید، می‌شود پرسید که آیا جای این بازیگر، فرد دیگری می‌توانست حضور داشته باشد؟ واقعیت این است که انتخاب‌ها بسیار درست بودند. به نظر من همه بازیگران نقش‌هایشان را به‌ خوبی اجرا کردند و هماهنگی کامل با فضای اثر داشتند. درنهایت باید مصالح کلی فیلم را در نظر گرفت؛ در این پروژه هم انتخاب بازیگران کاملا در خدمت قصه و نگاه کارگردان بود.

 

آزار لحظه‌ای، به معنای انکار فیلم نیست

 وقتی از سالن نمایش بیرون آمدم، شنیدم که یکی از تماشاگرها به دوستش ‌گفت: «خیلی غم‌انگیز بود، بریم یه صددام ببینیم بشوره ببره» به نظرتان این تلخی زیاد، ممکن است مخاطب را از تماشای فیلم‌های اجتماعی دور کند؟ یا این غم و تاثیرگذاری بخشی از ضرورت و هویت این آثار محسوب می‌شود؟

 

این فیلم‌ها قرار نیست طنز باشند. وقتی اثری می‌خواهد به بزه، مصیبت یا مشکلی اجتماعی بپردازد، ناگزیر لحن تلخ‌تری پیدا می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود تماشاگران بعضی‌وقت‌ها اذیت شوند، چون جامعه امروز ما هم ملتهب است و حوادث بسیاری دارد. اما به باور من این آزار لحظه‌ای به معنای انکار فیلم نیست؛ اتفاقا تماشاگر با وجود این تلخی‌ها، باز هم باید چنین آثار اجتماعی را ببیند. چون موضوعی که روستایی در این فیلم کار کرده، دغدغه بسیاری از خانواده‌ها با فرزندانشان است. فیلم اجتماعی از زوایای مختلف قابل بررسی است و یکی از کارکردهای اصلی‌اش همین است که مخاطب را با واقعیتی تلخ اما ضروری روبه‌رو کند.

 

  هزینه و اعتماد؛ معادله سرمایه در سینمای اجتماعی

 نگاه‌تان به بازگشت سرمایه در سینما با توجه به وضعیت واقعی فروش و اکران چیست؟جز این فیلم که احتمال موفقیت مالی دارد؛ بنا به تجربه شما در فیلم‌های دیگر، آیا تهیه‌کننده‌ها می‌توانند با خیال راحت سرمایه‌شان را وارد آثار اجتماعی کنند؟

 

فیلم‌های اجتماعی ذاتا با ریسک بالاتری ساخته می‌شوند. درحالی‌که فیلم‌های طنز معمــــــولا با هزینه‌های کمتر و بازگشت سرمایه‌ مطمئن‌تری همراه هستند، فیلم اجتماعی به دلیل حساسیت موضوعاتش، هم در روند تولید و هم در مرحله اکران چالش‌های بیشتری دارد. معمولا زمان فیلم‌برداری طولانی‌تر است، تجهیزات گران‌تر استفاده می‌شود و از آنجا که حضور بازیگران حرفه‌ای الزامی است، هزینه‌های تولید هم بالاتر می‌رود.

 

با همه این مسائل، مسئله اصلی اکران و فروش است. در شرایط عمومی کشور، هیچ قطعیتی درباره استقبال مردم وجود ندارد و همین موضوع نگرانی برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند. با این حال تجربه اخیر نشان داده که در چند ماه گذشته، فیلم‌های اجتماعی هم با استقبال تماشاگران روبه‌رو شده‌اند. این اتفاق امیدوارکننده است، چون از یک طرف مخاطب اعتماد می‌کند و از طرف دیگر تهیه‌کننده هم انگیزه بیشتری برای ساخت آثار جدی پیدا می‌کند. درنهایت این یک کار دوطرفه است. هم تولیدکننده باید اثر باکیفیت و قابل اعتماد بسازد و هم مردم با حضورشان چرخه سرمایه‌گذاری را تضمین کنند.

 

  نگاه به آینده؛ سینما یا سریال؟

 چه پروژه‌هایی در دست دارید؟ آیا همچنان تمرکزتان بر سینماست یا به سمت سریال و دیگر رسانه‌ها هم فکر می‌کنید؟

فعلا تمرکز اصلی من روی سینماست، به ویژه آثار اجتماعی. البته موضوع طنز هم برای من جذاب است، اما واقعیت این است که بدنه اقتصادی سینمای ایران به‌طور عمده متکی به فیلم‌های طنز است. با این حال، امکان دارد در آینده قصه‌های اجتماعی خوب را با شکل‌های مختلف تولید کنیم، شاید حتی با ایده‌های تازه که ترکیبی از سرگرمی و پیام اجتماعی باشند.

 

 

سایر اخبارفرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.
کدخبر: ۶۲۲۹۱۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر