کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۸۷۳۳
تاریخ خبر:
گزارشی از کاهش اثرگذاری احزاب قدیمی و میدان‌داری جریان‌های پرصداتر سیاسی

احزاب دیگر صدایی ندارند | نقش کم‌رنگ بزرگان سیاسی

احزاب دیگر صدایی ندارند | نقش کم‌رنگ بزرگان سیاسی

بسیاری از احزاب قدیمی درگیر انفعال شده‌اند و چهره‌های شاخص آنها نیز از عرصه سیاست فاصله گرفته‌اند

 ‌هفت صبح| چند روز پیش آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت، بار دیگر در مقام ریاست جبهه اصلاحات ایران ابقاء شد و محسن آرمین، سید حسن رسولی، بدرالسادات مفیدی و جواد امام به ترتیب به عنوان نایب‌رئیس اول، نایب‌رئیس دوم، دبیر و سخنگوی جبهه اصلاحات ایران تعیین شدند. منصوری بعد از رخدادهای سال 1401 و به جای بهزاد نبوی بر کرسی ریاست جبهه اصلاحات نشست؛ انتخابی که در همان زمان مورد نقد برخی احزاب جبهه اصلاحات از جمله حزب کارگزاران سازندگی قرار داشت اما منصوری طی این چند سال توانست به طور نسبی با همه احزاب ارتباطی متعارف برقرار کند و حتی همان حزب کارگزاران نیز به تدریج از میزان انتقادهای خود کاست.

 

جدای از بحث بر سر عملکرد شخص منصوری در مجموعه جبهه اصلاحات اما چند نکته هم درباره جبهه اصلاحات ایران و هم درخصوص دیگر جریان‌ها و احزاب سیاسی کشور وجود دارد؛ نخست آنکه احزاب قدیمی کشور به نوعی دچار بی‌عملی شده‌اند و کارکرد اصلی‌شان همین برگزاری انتخابات‌های درونی برای حفظ کلیت شاکله‌شان است. تا چند سال پیش می‌شد چنین گفت که یکی از کارکردهای حداقلی‌ آنها برگزاری مجامع عمومی‌شان است اما در مدت اخیر همان نیز تقریبا به حاشیه رفته است. به بیان دیگر احزاب در مقطع کنونی یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند که در موضوعات مهم کشور اظهار نظر کنند و جامعه را متوجه دیدگاه‌های خود کنند.

 

آنها در سال‌های اخیر با کاهش شدید سرمایه اجتماعی هم روبه‌رو شده‌اند و مواضع محدودشان نیز در معرض توجه چندانی قرار نمی‌گیرد. این شرایط فقط متوجه اصلاح‌طلبان نیست و در احزاب اصولگرا نیز همین دست مشکلات دیده می‌شود. درست است که اقتضائات جامعه تغییر کرده است و مردم نگاهی متفاوت از گذشته نسبت به احزاب موجود دارند اما به نظر می‌رسد احزاب نیز برای بازسازی اعتماد عمومی نسبت به خودشان تلاشی نکرده و نمی‌کنند.

 

نقش کم‌رنگ بزرگان سیاسی

مسئله دیگر کم‌رنگ شدن هرچه بیشتر چهره‌های شاخص احزاب در عرصه سیاسی است. بسیاری از شخصیت‌های قدیمی احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا مانند علی‌اکبر هاشمی‌ رفسنجانی، محمدرضا مهدوی کنی، حبیب و اسدالله عسگراولادی، احمد توکلی و... فوت شده‌اند اما همان‌هایی که در قید حیات‌اند مانند سید محمد خاتمی، علی‌اکبر ناطق نوری، اسدالله بادامچیان، بهزاد نبوی، سید محمد موسوی خوئینی‌ها، مصطفی پورمحمدی، غلامحسین کرباسچی، حسین مرعشی، محسن آرمین و دیگران یا سکوت کرده‌اند یا اظهارنظرهایی بسیار محدود می‌کنند و عملا به حاشیه رفته‌اند. این در حالی است که جوانگرایی نیز در احزاب سیاسی رخ نداده است؛ یعنی نه کهنه‌کاران سیاسی در میدان سیاسی حضور دارند و نه نیروهایی جوان به جای خود تربیت کرده‌اند و عمدتا احزاب و گروه‌های سیاسی با نیروهایی میان‌رده قدیمی اداره می‌شوند و هیچ خروجی خاصی نیز از جلسات آنها بیرون نمی‌آید.

 

سهم‌خواهی از دولت‌ها به جای پیشنهادهای عینی

همین حالا که دولت، نزدیک به اصلاح‌طلبان و میانه‌روهاست نیز احزاب اصلاح‌طلب و اعتدالی پیشنهادات عینی و عملیاتی و مبتنی بر اقتضائات روز به دولت پیشنهاد نمی‌دهند و آنچه در تعامل دولت و احزاب سیاسی دیده شده، بیشتر نوعی سهم‌خواهی و سهم‌دهی بوده است؛ به این معنی که هر حزب سعی کرد تا می‌تواند نیروهای خود را در دولت جای دهد! مشخص است کارکرد احزاب در همه جای دنیا دادن پیشنهادات صریح و عینی به دولت و مطالبه اجرایی شدن آنهاست و حزب نزدیک به دولت نیز اگر نیروهایش را وارد دولت کند اما مسئولیت عملکرد دولت را نیز می‌پذیرد؛ مانند حزب جمهوری‌خواه در آمریکا که همین حالا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره به دلیل نارضایتی عمومی از عملکرد دونالد ترامپ، در آستانه شکست قرار گرفته است اما در ایران احزاب یا به خلوت‌گزیدگانی عافیت‌طلب تبدیل شده‌اند یا بر اساس رویکرد کلی دولت، سهم خود را طلب می‌کنند و در نهایت نیز هیچکس عملکرد دولت را گردن نمی‌گیرد!

 

میدان‌داری پایداری و شریان در غیاب دیگر احزاب

تا یک دهه گذشته احزاب سیاسی نقش و عاملیت مستقیم سیاسی در عرصه سیاست ایران داشتند و دست‌ِکم در آستانه هر انتخابات چه مجلس، چه ریاست‌جمهوری و چه شوراها برنامه‌هایی به مردم ارائه می‌دادند اما همین حالا که انتخابات شوراها را در پیش داریم، تقریبا فعالیت احزاب و چهره‌های شاخص آنها به صفر رسیده است. شاید گفته شود شرایط کشور به دلیل وجود جنگ، خاص است و فضای فعالیت احزاب وجود ندارد اما این نکته گفته نمی‌شود که همان‌طور که در دوران جنگ هر فعالیتی شرایط ویژه خود را دارد، احزاب نیز متناسب با اقتضائات ویژه این روزها می‌توانستند فعالیت خود را تنظیم کنند نه آنکه سطح فعالیت خود را به دادن پیام‌هایی کلی محدود کنند؛ پیام‌هایی که بعضا به جای آنکه راهگشا باشد، زمینه دامن زدن به اختلافات را فراهم می‌کند.

 

با این اوصاف به نظر می‌رسد در مقطع کنونی تحزب در کشور بی‌مصداق‌ترین معنای سیاسی است و از یک سو احزاب با بحران فقدان جوانگرایی در حوزه عملیاتی مواجه‌اند، از سوی دیگر در حوزه سیاست‌گذاری، بزرگان احزاب به انزوا رفته‌اند و در نهایت احزاب متعدد از اصلاح‌طلب تا اصولگرا هیچ برنامه و پیشنهادی برای ارائه ندارند. در چنین فضایی است که می‌بینیم دو حزب نسبتا تازه تأسیس یعنی جبهه پایداری و شریان در عین حال که سرمایه اجتماعی زیادی ندارند اما به دلیل اتخاذ مواضع متعدد سیاسی در دید جامعه قرار می‌گیرند.

 

پایداری و شریان نمونه‌هایی هستند بر نقض این ادعا که در شرایط کنونی راه هرگونه فعالیت سیاسی بسته است. بسیاری، رویکرد پایداری و شریان در عرصه سیاسی را قبول ندارند و آنها را متهم به تندروی می‌کنند اما فارغ از قضاوت عملکردی و معنایی، در همین شرایط جنگ و تحریم‌ها و محاصره، با حضور مستمر شخصیت‌های این دو حزب در عرصه سیاسی و اتخاذ مواضع صریح از سوی آنها، با وجود آنکه آنها در اقلیت عددی به سر می‌برند و هیچ وقت نتوانسته‌اند مخاطبی حداکثری داشته باشند، اما بیش از همه صدای بلندی دارند؛ معیاری که در گروه‌های دیگر سیاسی وجود ندارد.

 

فقدان جوان‌گرایی

مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، نماینده دوره ششم مجلس و عضو پیشین حزب اعتماد ملی، در پاسخ به این پرسش که چرا از میزان اثرگذاری احزاب قدیمی کشور کاسته شده است و چرا چهره‌های قدیمی این احزاب دیگر بروز و ظهور چندانی ندارند، به «هفت صبح» گفت: «وقتی افراد از یک سنی عبور می‌کنند، جنب‌وجوش و انگیزه‌هایشان کمتر می‌شود. در دنیا هم همین‌طور است و حتی پیش از آنکه دوره فعالیتشان به پایان برسد، به‌تدریج کناره‌گیری می‌کنند و به یا به خاطره‌نویسی روی می‌آورند یا به زندگی شخصی‌شان می‌رسد؛ با این وصف احزاب باید جوان‌گرایی کنند و در ساختار درونی خود تحول ایجاد کنند.

 

امثال خانم منصوری و دیگر چهره‌های قدیمی اصلاح‌طلب یا اصولگرا یا حتی خود من دیگر سن و سالمان بالا رفته است و دو نسل بعد از ماه هم آمده‌اند. مسئله این است که احزابی در عالم سیاست موفق می‌شوند که بتوانند دست به نوسازی بزنند. در نوسازی سیاسی، روال این است که کسانی که در ویترین حزب قرار می‌گیرند، لزوما چهره‌های شناخته‌شده‌ای نیستند. افراد باانگیزه و ماجراجو در صف مقدم قرار می‌گیرند و افراد باسابقه و کهنه‌کار به اتاق‌های فکر می‌روند. حزب توده و احزاب قدیمی این کار را خیلی خوب انجام می‌دادند اما احزاب امروزی در این کار موفق نبوده‌اند و چنین روشی در آنها دیده نمی‌شود.

 

من معتقدم لزوما نباید به دنبال چهره‌های قدیمی برویم؛ باید به دنبال افرادی باشیم که انگیزه دارند و قدیمی‌ها به عنوان سیاستگذاران حزب ایفای نقش کنند. من در محافل متعدد سیاسی و اندیشه‌ای حضور پیدا می‌کنم. در همین محافل می‌بینم که جوانان چقدر اطلاعاتشان به‌روز است و ما واقعا به‌روز نیستیم و نه چالاکی لازم را داریم و نه اطلاعاتمان به‌روز است و این یک واقعیت است».

 

نوسازی احزاب در جمهوری سوم

او ادامه داد: «ما اکنون وارد جمهوری سوم شده‌ایم. جمهوری اول، دوره امام بود، جمهوری دوم، دوره رهبری شهید بود و جمهوری سوم با رهبری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، شروع شده است. در جمهوری سوم باید ساختار سیاسی نوسازی شود و بخشی از این نوسازی به احزاب بازمی‌گردد. من خودم در مصاحبه‌های متعدد گفته‌ام که جمهوری سوم می‌تواند با دو جمهوری قبل متفاوت باشد و اصلاحاتی در ساختار سیاسی به وجود آید.

 

در جمهوری سوم باید پوست‌اندازی رخ دهد و ما وارد مباحث جدید جهانی شویم و محورمان نیز تمدن اسلامی باشد. در تمدن اسلامی نمی‌توان فقط شعار جنگ داد؛ باید شعار صلح، علم، دانش، فلسفه و حکمت را هم مطرح کرد. یکی از ارکان جمهوری سوم انقلاب اسلامی، حتما احزا‌ب‌اند. در احزاب باید جوان‌گرایی رخ دهد، مواضع رادیکال تعدیل شود و چهره‌ای جدیدتر عرضه شود و دیگر خبری از رویکردهای پر تنش نباشد و پیام همه احزاب و فضای سیاسی، همزیستی و مسالمت باشد».

 

مهم‌ترین کاستی این روزهای احزاب

این فعال سیاسی همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا بزرگان احزاب تمایل به کناره‌گیری از سیاست یا به تعبیری دست به عصا حرکت کردن دارند، توضیح داد: «نباید نگران بود که دبیرکل‌ها جوان نیستند؛ مهم این است که پیشران احزاب چه کسانی هستند. باید از جوان‌ها استفاده کرد اما اینکه افراد به‌صورت تک‌نفره فعالیت می‌کنند و بعد منزوی می‌شوند، دلایل مختلفی دارد. پیشینه تاریخی و فرهنگی نشان می‌دهد که افراد ممکن است منزوی شوند. حتی دانشمندان و هنرمندان ما نیز در اواخر عمر منزوی می‌شوند و دیگر نمی‌خواهند افراد زیادی را ببینند.

 

شاید این مسئله در خاورمیانه پیشینه‌های اقلیمی و تاریخی نیز داشته باشد. به نظر می‌رسد اگر جبهه‌های سیاسی جوان‌گرا شوند و نوسازی شوند، آن جریان فکری شکل می‌گیرد و بعدا می‌توان از بزرگان هر جبهه‌ای راهبرد گرفت و از آنها خواست نظرات کلان خود را درباره حزب ارائه دهند؛ اما این جوان‌ها هستند که می‌توانند کار عملیاتی حزب را پیش ببرند. من باز هم برمی‌گردم به اینکه موتور اصلی احزاب، جوان‌ها هستند و آنها می‌توانند افراد صاحب‌نام و قدیمی را پای کار بیاورند. اکنون می‌توان روی بحث نوسازی احزاب در رسانه‌ها کار کرد زیرا در حال حاضر، مهم‌ترین کاستی احزاب، نبود جوان‌گرایی است».

 

تأثیر ندادن مواضع احزاب در تصمیم‌گیری‌ها

حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه و نماینده دوره پنجم مجلس، درباره این موضوع به «هفت صبح» گفت: «علی‌رغم اینکه دولت چهاردهم نسبت به دولت‌های قبلی تعامل بیشتری با احزاب داشته و دارد و جلسات متعددی نیز با احزاب برگزار کرده است، چه از سوی وزارت کشور و چه از سوی شخص رئیس‌جمهور و برای شنیدن پیشنهادات احزاب وقت می‌گذارد و بعضا این پیشنهادات نیز مورد پیگیری قرار گرفته‌اند، اما عملا آنچه از جایگاه احزاب در تأثیرگذاری بر فضای سیاسی کشور و استفاده از نقطه‌نظرات آنها برای حل مشکلات کشور انتظار می‌رود، در بدنه تصمیم‌سازان دیده نمی‌شود.

 

وقتی احزاب و شخصیت‌ها احساس می‌کنند پیشنهاداتشان مورد توجه تصمیم‌سازان قرار نمی‌گیرد، از موضع‌گیری ابا می‌کنند. البته حزب مؤتلفه به‌طور مستمر موضع‌گیری دارد، بیانیه صادر می‌کند و نامه‌های متعددی نیز به رئیس‌جمهور می‌نویسد؛ مانند همین نامه اخیر که در آن مشکلات کشور در ۲۶ سرفصل مطرح و به رئیس‌جمهور ارائه شد. اما وقتی موضوع به مرحله اقدام و استفاده از این نظرات می‌رسد، می‌بینیم در نهایت گفته می‌شود خودتان بیایید مسئولیت یکی از این موارد را بر عهده بگیرید و انجام دهید. در حالی که از نظر قانونی ممکن نیست بدون اینکه مسئولیتی به افراد سپرده شود، آنها وارد عمل شوند و بخواهند کاری را انجام دهند. این موضوع به نبود ساختاری برمی‌گردد که در آن همه بخش‌ها مردمی شوند. اگر چنین ساختاری وجود داشت، این روند به این شکل پیش نمی‌رفت».

 

هزینه بالای سیاسی

او ادامه داد: «اگر شاهد کاهش موضع‌گیری عناصر سیاسی دارای وجهه، موقعیت و نفوذ هستیم، یکی از دلایل آن، کمتر شنیده شدن حرف‌ها و دیدگاه‌های آنهاست. دومین مسئله، هزینه بالای موضع‌گیری سیاسی در کشور ماست. هر نقدی که ابراز می‌شود، هزینه سیاسی بالایی دارد. بخشی از این هزینه به جریان‌های دیگر سیاسی و رسانه‌ای برمی‌گردد و بخشی نیز به این موضوع مربوط است که برای اصولگرایان زمینه مناسبی برای طرح مسائل یا انتشار مطالب فراهم نیست و مطالب آنها نوعاً یا سانسور می‌شود یا مانع از انتشار آنها می‌شوند. ضمن اینکه تعداد قابل توجهی از شخصیت‌ها نیز از دست رفته‌اند. بخش دیگری همچنان فعال هستند، اما اگر بخواهند موضع‌گیری کنند و وارد این فازها شوند، هم با سردی دولت مواجه می‌شوند و هم با هجمه مخالفان خود روبه‌رو خواهند شد».

 

شیوه عوام‌زدگی و رادیکالی از سوی برخی احزاب

این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی گروه‌های سیاسی در همین شرایط نیز توانسته‌اند صدای خود را به گوش دولت، دیگر قوا و نهادها و مردم برسانند اما احزاب ریشه‌دار و سنتی چه در میان اصولگرایان و چه اصلاح‌طلبان عملا به حاشیه رفته‌اند، مطرح کرد: «شیوه بی‌اعتنایی مسئولان به احزاب، یک استراتژی را در برخی از احزاب پدید آورده که آن، حرکت تبلیغاتی و پروپاگانداست. همین برخوردهای رادیکال و تند و تبدیل کردن آنها به گفتمانی احساسی در جامعه، روشی است که برخی احزاب از طریق آن تلاش می‌کنند دیدگاه‌های خود را بیان کنند.

 

سوار شدن بر نارضایتی‌های مردم و استفاده از نقدهای مردم نسبت به دستگاه اجرایی، یکی از فرمول‌های فعال نشان دادن حزب در جامعه است. اما باید دید آیا این روند به شکل‌گیری فضای سیاسی سالم در جامعه کمک می‌کند یا خیر. برخی می‌گویند این فضا را احساسی و دوقطبی می‌کند و نتیجه آنچنانی نیز حاصل نمی‌شود. ممکن است در برخی موارد دستگاه‌ها و دولت تأمل کنند یا مثلا از مواضع خود عقب‌نشینی کنند، اما این حرکت، بادوام و تثبیت‌شده نیست؛ بلکه یک واکنش انفعالی است که رخ می‌دهد و تأثیر پایداری نیز بر رفتار دولتمردان ندارد. در واقع، باعث شده است دولتمردان، علی‌رغم همه این نظرات، کار خودشان را انجام دهند. سوال این است که اگر منطقی میان رفتار احزاب و تصمیمات دولت وجود نداشته باشد، آیا این رفتار می‌تواند در رویکرد دولت تأثیرگذار باشد یا خیر؟ نتیجه تاکنون منفی بوده است.

 

اما اگر رفتار احزاب با منطق و بر مبنای تعامل اخلاقی باشد، دولت نیز ممکن است تا حدی پیشنهادات آنها را بپذیرد. سیاست‌های اتخاذ شده از سوی برخی نیروها و گروه‌های منسوب به پایداری، دوام و بقا ندارند. در شرایط جنگ و تنش، شاید این سیاست‌ها برد و تأثیر داشته باشند، اما جو غالب در جامعه همان چیزی است که در بعثت مردم می‌بینید. مطالبات بعثت مردم فعلا حداقلی است.

 

اگر این بعثت حداکثری و با یک مطالبه‌گری عمومی همراه شود و به تغییر رویکردهای دولت منجر شود، می‌تواند تأثیر خود را بر دولتمردان و تصمیم‌گیران بگذارد اما رویکردهای رادیکال از سوی یکی دو حزب موجود آن هم از طریق فضای مجازی صرفا باعث می‌شود در مقطعی فضا تند شود و در چنین شرایطی صدای آنها بیش از دیگر احزاب به گوش برسد اما همان‌طور که گفتم بقا و دوام ندارد».

 

از رویکرد رسانه‌ها تا محافظه‌کاری شخصیت‌ها

ترقی در پایان درباره کم‌رنگ بودن حضور شخصیت‌های کهنه‌کار و اثرگذار احزاب سیاسی در میانه میدان سیاست، گفت: «در گذشته یک سری شخصیت‌هایی به‌طور طبیعی مورد توجه رسانه‌ها بودند و رسانه‌ها سعی می‌کردند ارتباط بیشتری با آنها داشته باشند، اما اکنون رسانه‌ها می‌خواهند سخن مورد نظر خود را در میان مواضع شخصیت‌های سیاسی پیدا کنند و سخن آن افرادی که مورد نظر خودشان است را پوشش دهند و اخبار آنها را منعکس کنند. مشخصا شخص من در هفته چهار تا پنج مصاحبه دارم، در رادیو به عنوان کارشناس سخن می‌گویم و در سایت شخصی‌ام هم مواضعم را مطرح می‌کنم که البته خبرها و  اظهارنظرهایم در داخل و خارج از کشور منتشر می‌شود.

 

اما برخی رسانه‌ها درباره شخصیت‌ها جست‌وجو نمی‌کنند تا ببینند چه موضعی گرفته‌اند. اگر روی این شخصیت‌ها تمرکز شود، خبرشان دیده می‌شود؛ بنابراین، بخشی از مسئله به این موضوع بازمی‌گردد که رسانه‌ها به دنبال چه نوع خبرهایی هستند. البته برخی نیز به دلیل حفظ انسجام، سعی می‌کنند طوری موضع بگیرند که باعث تشدید اختلافات نشود و دشمن از آن سوءاستفاده نکند. برخی نیز واقعا محافظه‌کار شده‌اند. از سوی دیگر، یک فرهنگ تحمیلی به نام وفاق نیز ایجاد شد که در نتیجه آن، به همه تحمیل کردند که درباره هیچ موضوعی موضع نگیرید تا مبادا وفاق آسیب ببیند. در مجموع، همه این دلایل در کنار یکدیگر فضای کنونی را به وجود آورده است».

 

کدخبر: ۶۰۱۶۸۷۳۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر