مدرسه با حساب بانکی خانواده شروع شد
دانشآموزان با کتابهای یکسان درس میخوانند، اما هزینه لباس فرم، لوازمتحریر، سرویس، تغذیه و کلاسهای آموزشی فشار متفاوتی بر خانوادهها وارد میکند
هفت صبح| سال تحصیلی جدید با بازگشایی مدارس در سراسر کشور آغاز شد و دانشآموزان بار دیگر راهی کلاسهای درس شدند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در آیین آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵ خطاب به دانشآموزان گفت هر فرد میتواند با تلاش و باور به تواناییهای خود به جایگاه مورد نظرش برسد. او با اشاره به مسیر زندگی خود اظهار کرد که از خانوادهای معمولی و کارمند به ریاستجمهوری رسیده است و دانشآموزان نیز میتوانند بهترین شوند.
پزشکیان بر اهمیت کسب علم، مهارت، تلاش و توانایی حل مسئله تأکید کرد و گفت دانشآموزان میتوانند برای مشکلات خانواده، جامعه و کشور راهحل پیدا کنند. رئیسجمهوری همچنین شعار اول مهر امسال را «حل مسئله» عنوان کرد و از دانشآموزان خواست برای مشکلات مختلف راهحل پیدا کنند. او اتحاد و همکاری را عامل مؤثرتر شدن تلاشها دانست و تأکید کرد رسیدن به موفقیت نیازمند زحمت و کوشش است.
درهای مدرسه باز شده و دانشآموزان پشت نیمکتها نشستهاند. کیفهای نو، لباس فرم، صف صبحگاهی و خانوادههایی که فرزندانشان را تا در مدرسه همراهی میکنند. با این وجود همه کودکان با یک شرایط وارد کلاس نشدهاند.برای یک دانشآموز، بازگشت به مدرسه میتواند بازگشت به نظم روزانه و دیدار دوستان باشد. برای کودکی دیگر، خاطره ماههای پرتنش، جنگ، جابهجایی و نگرانی خانواده هنوز تازه است. مدرسه در چنین شرایطی وظیفهای سنگینتر از انتقال مطالب درسی پیدا میکند. معلم باید بتواند دانشآموزی را ببیند که شاید اضطرابش را با سکوت، پرخاشگری، بیحوصلگی یا افت تمرکز بروز دهد.
یونیسف در گزارشهای مربوط به پیامدهای جنگ در ایران از فشار روانی کودکان و نیاز آنها به حمایت اجتماعی سخن گفته است. این نهاد مرداد امسال اعلام کرد در استانهای آسیبدیده، خدمات حمایت روانی و اجتماعی به ۱۲ هزار و ۴۶۷ کودک ارائه شده است. تجربه کودکان هم یکسان نیست. دانشآموز ابتدایی ممکن است بیشتر به حضور والدین و احساس امنیت نیاز داشته باشد و در مقابل یک نوجوان واکنش متفاوتی به اضطراب و فشار بروز میدهد. معلم در هر دو گروه با مسئلهای روبهروست که در کتاب درسی پاسخی برای آن وجود ندارد.
صدالبته که فشارهای بازگشت به مدرسه به حوزه اقتصاد هم برمیگردد. خانوادهها در هفتههای آغاز سال تحصیلی با فهرستی از هزینهها روبهرو میشوند که شامل کیف، کفش، لباس فرم، دفتر، نوشتافزار، سرویس، تغذیه و کلاسهای آموزشی است. این داستان برای خانوادهها متفاوت است. چون برای یک خانواده، خرید یک کیف چند میلیون تومانی یا ثبتنام فرزند در کلاس زبان هزینهای قابل مدیریت است. برای خانوادهای دیگر، همین مبلغ میتواند به معنای حذف یک هزینه ضروری باشد. حتی در مدرسه دولتی که آموزش عمومی رایگان است نیز هزینههای پیرامون آموزش میتواند سنگین باشد.
یک دانشآموز ممکن است در خانه میز مطالعه، اینترنت مناسب و امکان استفاده از کلاس خصوصی داشته باشد. دانشآموز دیگری پس از پایان مدرسه به خانهای شلوغ برگردد و دسترسی محدودی به امکانات آموزشی داشته باشد. هر دو کتاب درسی مشابهی دارند، اما زمان، امکانات و فرصت تمرین آنها نیز یکسان نیست.
این فاصله با گذشت ماهها بیشتر میشود. خانواده برخوردار میتواند ضعف یک درس را با معلم خصوصی جبران کند، برای زبان خارجی هزینه کند یا کتاب کمکآموزشی بخرد. خانواده کمدرآمد ممکن است از همین امکانات صرفنظر کند. در نتیجه، تفاوت درآمد به تفاوت در فرصت یادگیری تبدیل میشود.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، پیشتر درباره بازماندگان از تحصیل گفته بود بخشی از این دانشآموزان به دلیل فقر اقتصادی از تحصیل بازماندهاند. او بر بررسی دقیق عوامل بازماندگی از تحصیل تأکید کرده بود. فقر البته همیشه با ترک مدرسه آغاز نمیشود. ممکن است ابتدا کلاس فوقبرنامه حذف شود، بعد منابع آموزشی خریداری نشود، سپس تغذیه یا سرویس مدرسه تغییر کند و در شرایط دشوارتر، نوجوان برای کمک به درآمد خانواده وارد بازار کار شود.
خود مدارس نیز شرایط یکسانی ندارند. مهدی نوید ادهم، مشاور وزیر آموزش و پرورش درباره تفاوت میان مناطق، استانها و مدارس دولتی و غیردولتی و اثر این تفاوتها بر عملکرد تحصیلی سخن گفته است.
کیفیت مدرسه، تعداد دانشآموزان کلاس، امکانات آموزشی و فرصت اختصاصیافته به یادگیری، در تجربه دانشآموز نقش دارد.در چنین شرایطی، صحبتهای مسعود پزشکیان، رئیسجمهور درباره مسیر زندگی خودش و موفقیت از طریق تلاش فردی اهمیت بیشتری پیدا میکند. پزشکیان در مراسم آغاز سال تحصیلی گفت از یک خانواده معمولی و کارمند به ریاستجمهوری رسیده و دانشآموزان نیز میتوانند با تلاش به جایگاههایی که میخواهند برسند. او بر علم، مهارت، همکاری و حل مسائل تأکید کرد و یادگیری مهارت را برای اثرگذاری دانشآموزان مهم دانست.
این سخنان برای بسیاری از دانشآموزان انگیزهبخش است، اما یک واقعیت اجتماعی را هم نمیتوان کنار گذاشت، تلاش از نقطهای یکسان آغاز نمیشود. دانشآموزی که تغذیه مناسب، محیط آرام، مدرسه باکیفیت و امکان استفاده از کلاسهای آموزشی دارد، شرایط متفاوتی با دانشآموزی دارد که دغدغه هزینههای خانواده یا حتی ادامه تحصیل را تجربه میکند.
مسئله دیگر، فاصله میان مدرسه و نسل جدید است. دانشآموزان پیش از ورود به کلاس با حجم گستردهای از اطلاعات، ویدیوها، شبکههای اجتماعی و منابع آموزشی مواجه است. رابطه او با اطلاعات با نسلهای پیشین تفاوت دارد. اگر مدرسه همچنان بر حفظ مطالب و انتقال یکطرفه اطلاعات متمرکز بماند، کلاس برای دانشآموز جذابیت کمتری پیدا میکند.
در چنین شرایطی نقش معلم نیز در این شرایط سنگینتر میشود. ملعم باید درس بدهد، کلاس را اداره کند، تفاوت سطح دانشآموزان را در نظر بگیرد و گاهی با مسائل خانوادگی و روانی آنها هم مواجه شود. از سوی دیگر، دانشآموز به مهارتهایی مانند حل مسئله، ارتباط، کار گروهی و استفاده درست از منابع اطلاعاتی نیاز دارد. این نیازها با روشهای قدیمی آموزش بهسادگی پاسخ داده نمیشوند.
بازگشایی مدارس در واقع چهار تصویر همزمان را پیش روی جامعه گذاشته است. کودکی که به آرامش نیاز دارد، دانشآموزی که با محدودیت مالی به کلاس آمده، خانوادهای که هزینههای آموزش را حساب میکند و نسلی که مدرسه را با تجربهای متفاوت از یادگیری میشناسد.
چنانچه مدرسه قرار است مسیر تحرک اجتماعی باشد، کیفیت آموزش نباید بیش از اندازه به توان مالی خانواده وابسته شود. برای کودک آسیبدیده، فرصت گفتوگو و حمایت اهمیت دارد. برای دانشآموز کمبرخوردار، دسترسی به امکانات آموزشی ضروری است. نوجوان نیز به مدرسهای نیاز دارد که او را برای زندگی واقعی آماده کند.
زنگ مدرسه برای همه دانشآموزان یکسان به صدا درآمده است، اما شرایط شروع یکسان نیست. مسئله سال تحصیلی این است که مدرسه تا چه اندازه میتواند فاصله میان کودکی که امکان بیشتری برای یادگیری دارد و کودکی که برای رسیدن به همان فرصت باید هزینه بسیار بیشتری بپردازد، کمتر کند.