کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۲۰۱
تاریخ خبر:
پاسخ صدا و سیما به گزارش هفت صبح درباره چرایی انتقادهای تند رئیس‌جمهور به صداوسیما و پیمان جبلی

صدا وسیما خطاب به هفت صبح: نابینایی تعمدی دارید

صدا وسیما خطاب به هفت صبح: نابینایی تعمدی دارید

در پی انتشار این گزارش، روابط عمومی صدا و سیما پاسخی را برای روزنامه هفت صبح فرستاده که عینا در صفحه سیاسی به چاپ می‌رسد

هفت صبح| چند روز پیش گزارشی در هفت صبح منشتر شد که با تمرکز بر انتقادهای مسعود پزشکیان و دو فعال سیاسی، عملکرد کنونی صداوسیما را بررسی کرد. منتقدان از کاهش مخاطب، بحران اعتماد، یک‌سویه‌نگری، سانسور، فاصله با نسل جوان و ضعف محتوایی می‌گویند و خواستار بازسازی اعتماد، پذیرش تکثر دیدگاه‌ها و اصلاح ساختار اداره رسانه ملی هستند. در پی انتشار این گزارش، روابط عمومی صدا و سیما پاسخی را برای روزنامه هفت صبح فرستاده که عینا در صفحه سیاسی به چاپ می‌رسد. 

 

مدیرمسئول و سردبیر محترم روزنامه «هفت‌صبح»

با سلام و احترام؛  

پیرو انتشار گزارشی با تیتر جهت‌دار و مغرضانه «مردم از تلویزیون بریده‌اند» در صفحه سیاسی آن روزنامه و طرح ادعاهایی یک‌سویه، فاقد پشتوانه پژوهشی و مبتنی بر اظهارات گزینشی دو فعال سیاسی علیه رسانه ملی، مقتضی است بر اساس ماده ۲۳ قانون مطبوعات، متن جوابیه زیر عینا و با همان فونت و اندازه قلم در همان صفحه منتشر گردد:

 

 ۱. خطای روش‌شناختی در قیاس ادوار :  گزارش آن روزنامه در حالی باتکیه‌بر مصاحبه دو چهره سیاسی، مدیریت فعلی صداوسیما را «ناموفق‌ترین دوره» خوانده و حسرت دهه‌های گذشته را می‌خورد که الفبای تحولات ارتباطی را نادیده گرفته است. مقایسه جذب مخاطب در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ (دورانی که مخاطب انتخابی جز چند کانال محدود تلویزیونی نداشت) با زیست‌بوم چندرسانه‌ای کنونی که هزاران شبکه ماهواره‌ای، پلتفرم‌های اینترنتی، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی درگیر شدیدترین «نبرد شناختی» و جنگ اراده‌ها هستند، یک مغالطه آشکار ژورنالیستی و نشانه فقدان سواد رسانه‌ای تحلیلی است.

 

رسانه ملی در این عرصه متکثر و پرآشوب، بدون باج‌دهی به سلیقه‌سازی‌های مبتذل، مرجعیت هویتی و انسجام‌بخش خود را حفظ کرده و بر اساس آمارهای متقن مراکز افکارسنجی معتبر، همچنان پرمخاطب‌ترین منبع دریافت خبر و آگاهی در کشور است. (برای نمونه رجوع کنید به مراکز افکارسنجی همچون ایسپا، آرا که به ترتیب ۲/۶۹ و ۱/۶۶ درصد از مردم ایران را مخاطب برنامه‌های رسانه ملی می‌دانند)

 

۲. بازنمایی عدالت‌محور جامعه به‌جای انحصارگرایی پایتخت‌زده :  ادعای تکراری و اثبات‌شده مبنی بر اینکه «صداوسیما در انحصار یک جریان خاص قرار دارد و از مشکلات مردم بریده است»، ناشی از مصادره به مطلوب واژه «مردم» توسط جریان‌های خاص سیاسی است. در دوره تحول جدید، سازمان با شکستن حصار نگاه تمرکزگرایانه، تریبون رسانه را از انحصار سلبریتی‌محوری و دایره بسته چهره‌های همیشگی خارج کرده و صدای متن جامعه، نخبگان دانشگاهی، فعالان دانش‌بنیان، گروه‌های جهادی، اقوام ایرانی و اقشار کمتر دیده‌شده مناطق محروم را به قاب تلویزیون بازگردانده است.

 

تحریریه روزنامه هفت صبح آن ۶۴ درصد از مردم که اذعان داشته‌اند تاکنون شهر یا روستای خود را در قاب رسانه ملی ندیده‌اند را بخشی از مردم می‌داند یا خیر؟ در تقلیل مفهوم «مردم» به حلقه محدود مدعیان سیاسی و قضاوت بر اساس بازتاب‌های هدایت‌شده در شبکه‌های اجتماعی، نوعی نابینایی تعمدی در برابر میلیون‌ها هم‌وطنی است که صدای مطالبات واقعی، هویتی و معیشتی خود را از قاب شبکه‌های استانی و ملی دنبال می‌کنند.

 

۳. پاسخ به ادعای سانسور و یک‌سویه‌نگری : طرح ادعای مضحک «سانسور یک‌سوم مصاحبه‌ها» یا «حاکمیت یک تفکر خاص»، ناشی از عدم تمایز میان «نظم پخش تلویزیونی» و «سانسور مفهومی» است. در برنامه‌های تولیدی، اصلاحات فنی، تنظیم زمان‌بندی (کنداکتور) و حذف حواشی غیرمرتبط، امری کاملاً حرفه‌ای و متداول در تمامی استانداردهای رسانه‌ای جهان است.

 

رسانه ملی در تمامی موضوعات کلان ملی (از مباحثات بودجه‌ای و ناترازی‌های انرژی تا پرونده‌های کلان اقتصادی و سیاست خارجی) میزبان گسترده‌ترین تضارب آرا با حضور کارشناسان، وزرا، منتقدان و دانشگاهیان از طیف‌های گوناگون بوده است؛ اما جریان‌هایی که به دنبال تریبون یک‌طرفه و بدون پاسخگویی برای القای یأس هستند، مواجهه کارشناسی و به چالش کشیده شدن ادعاهای خود در تلویزیون را «تقابل و سانسور» می‌نامند.

 

 ۴. مرز روشن میان «حمایت از دولت» و «پایمال کردن وظیفه نظارتی» :  استناد گزارش به گلایه شخصی رئیس‌جمهور محترم و تبدیل آن به سند تقابل صداوسیما با دولت، مغالطه‌ای آشکار برای خلع‌ید کردن رسانه ملی در برابر دستگاه‌های اجرایی است. وظیفه قانونی و ذاتی صداوسیما، کمک مؤمنانه و حداکثری به دولت محترم در جهت پیشبرد امور کشور و درعین‌حال، انعکاس بی‌واسطه مطالبات و دردهای معیشتی مردم است. رسانه‌ای که چشم بر گرانی‌ها، ناترازی‌ها و ناکارآمدی‌های اداری ببندد و صرفاً به روابط‌عمومی تزیینی دولت‌ها بدل شود، نه حامی دولت، بلکه خائن به اعتماد ملی است. رویکرد صداوسیما نقد منصفانه، دلسوزانه و مطالبه‌گری شفاف از دولتمردان در کنار انعکاس شبانه‌روزی خدمات آنان است.

 

۵. پایبندی به ولایت و فرافکنی اتهام «جلوتر از رهبری حرکت کردن»: اتهام‌زنی سخیف مبنی بر «تندروی و جلوتر از رهبری حرکت کردن»، دستاویزی کهنه برای فرار از پاسخگویی پیرامون کارنامه مدیریتی افراد در گذشته است. خط‌مشی رسانه ملی صراحتاً بر مبنای منظومه فکری امامین انقلاب، حفظ منافع بنیادین نظام، تقویت مقاومت منطقه‌ای، صیانت از امنیت ملی و جهاد تبیین استوار است. کسانی که در برهه‌های حساس ملی، مواضع صریح در برابر خباثت دشمنان و منافقین را برنمی‌تابند و همواره سودای سازش و تخطئه رویکردهای انقلابی را در سر دارند، ایستادگی شجاعانه رسانه ملی در میدان جنگ شناختی را تندروی می‌نامند.

 

روابط عمومی سازمان صداوسیما با اتکا به کارنامه ثبت‌شده، پژوهش‌های میدانی متقن و مسیر تعیین‌شده در سند تحول، نقد فنی و حرفه‌ای را پذیرا بوده و رفتارهای تخریبی، سلیقه‌ای و مبتنی بر منابع فاقد صلاحیت پژوهشی را فاقد ارزش کارشناسی می‌داند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۲۰۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر