کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۴۰۶۵۸۶۳۴
تاریخ خبر:

چرا دختر ارشد سردار سلیمانی او را پدر صدا نمی‌کند؟ روایت عجیب نرجس سلیمانی!

چرا دختر ارشد سردار سلیمانی او را پدر صدا نمی‌کند؟ روایت عجیب نرجس سلیمانی!

نرجس سلیمانی درباره خطرات امنیتی پدرش گفت: خاطرم هست کوچک که بودیم یک بار ایشان ترور شدند که نافرجام بود. در روستای پدری بودیم و این اتفاق از طرف گروهی رخ افتاد. از کودکی با این مسئله آشنا بودیم.

نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر تهران در ششمین سالگرد شهید سپهبد قاسم سلیمانی، گفت و گویی درباره پدرش داشته است که در ادامه می خوانید؛

* چرا می‌گویید حاج قاسم؟ چرا پدر نمی‌گویید؟ مگر در خانه حاج قاسم صدایشان می‌کردید؟

خیر- من ایشان را پدر صدا می‌کردم. لحظه ای که ایشان حاج قاسم سلیمانی شد و آن طور روی دست‌های مردم تشییع شد، احساس نمی‌کنم این شخصیت متعلق به من یا خانواده من است. احساس همه ما این است که این شخصیت متعلق به همه مردم ایران است. پس نباید مالکیتی از خود به ایشان نشان دهیم. اگر جایی به مناسبتی دعوت می‌شویم تا صحبت کنیم به این دلیل است که شاید ما بیشتر ایشان را از نزدیک درک کرده ایم و این وظیفه را داریم که در جهت تبیین مکتب ایشان، درمورد برخی مسائل صحبت کنیم. ولی واقعا این اجازه را به خودم نمی‌دهم که ایشان را پدر یا بابا یا هر کلمه ای استفاده کنم که آن احساس پدرانه و دخترانه را نمایان کند.

* قبل از شهادت ایشان هیچ وقت حس می‌کردید ممکن است روزی پدر شهید شود؟

ایشان خیلی تهدیدهای امنیتی داشت و سال‌های نزدیک به شهادت ایشان، این تهدیدها خیلی جدی شده بود. چون فرزند اول ایشان هستم بیشتر خاطرم است که از سال پنجم دبستان، اولین مراسم فاطمیه را در خانه خود در کرمان برگزار کردیم. از آن سال رسم شد که ما هر دهه دوم ایام فاطمیه، مراسمی را داشته باشیم. این اواخر به ایشان خیلی گزارش داده می‌شد که تهدید شده اید و باید مراقبت کنید. آخرینش هم در مراسم فاطمیه در بیت الزهرای ایشان بود که تذکر دادند احتمال ترور شما در این جا زیاد است. البته چون ایشان در میدان بودند، ممکن بود هر لحظه برایشان پیش بیاید. عکس‌های محدودی را می‌شود پیدا کرد که ایشان پشت میز بوده باشد. ایشان یا در منطقه و روی خاکریز بود و یا در حال سر زدن به خانه‌های فرزندان و خانواده‌های شهدا یا در دیدارهای مردمی و در جمع‌ها در حال صحبت بود. شرایط زندگی خاصی داشتند.

خاطرم هست کوچک که بودیم یک بار ایشان ترور شدند که نافرجام بود. در روستای پدری بودیم و این اتفاق از طرف گروهی رخ افتاد. از کودکی با این مسئله آشنا بودیم.

* همیشه منتظر بودید؟

بله - ولی آن لحظه که به شما اطلاع می‌دهند، انتظار این را ندارید. شما همیشه منتظر هستید. ولی این انتظار که آن لحظه این خبر را بشنوید را به هر دلیلی چون عاطفی یا دلایل مختلف حتما ندارید.

برای پیگیری اخبارسیاسیاینجا کلیک کنید.
کدخبر: ۴۰۶۵۸۶۳۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر