چطور بدون تنبیه، قوانین خانه را به کودک آموزش دهیم؟
آموزش قوانین خانه به معنای تنبیه یا ترساندن کودک نیست. کودکان با قوانین روشن و قابلپیشبینی، توضیح ساده و الگوبرداری از والدین بهتر رفتارهای درست را یاد میگیرند. فرزندپروری مثبت یعنی تعیین مرزهای مشخص و آموزش پیامد رفتارها بدون خشونت، تحقیر و ایجاد ترس.
هفت صبح| آموزش قوانین خانه یکی از مهمترین بخشهای تربیت کودک است؛ اما این موضوع لزوماً به معنای تنبیه، فریاد زدن یا محروم کردن کودک نیست. کودکان برای احساس امنیت و یادگیری رفتار درست به قوانین مشخص و قابلپیشبینی نیاز دارند، اما زمانی بهتر این قوانین را میآموزند که والدین به جای ایجاد ترس، رفتار مورد انتظار را به زبان ساده توضیح دهند و خودشان نیز الگوی مناسبی برای کودک باشند.
فرزندپروری مثبت به معنای بیقانونی یا اجازه دادن به کودک برای انجام هر کاری نیست؛ بلکه به معنای تعیین مرزهای روشن و آموزش پیامد رفتارها بدون خشونت و تحقیر است.
قوانین خانه را کوتاه و روشن کنید
کودک، بهخصوص در سنین پایین، نمیتواند دستورهای طولانی و پیچیده را بهخوبی درک کند. بنابراین بهتر است قوانین خانه کوتاه، مشخص و متناسب با سن او باشند.
برای مثال به جای اینکه بگویید «اینجا همیشه باید مرتب باشی»، بگویید: «بعد از بازی، اسباببازیها را داخل سبد میگذاریم.»
همچنین بهتر است به جای جملههای مبهم مانند «بچه خوبی باش»، دقیقاً رفتار مورد انتظار را بیان کنید؛ برای مثال «وقتی کسی صحبت میکند، صبر میکنیم تا حرفش تمام شود.» دستورهای مشخص، به کودک نشان میدهند دقیقاً چه کاری باید انجام دهد.
تعداد قوانین را زیاد نکنید
قرار نیست کودک با فهرستی طولانی از ممنوعیتها زندگی کند. چند قانون اساسی و مهم برای شروع کافی است؛ برای مثال:
- به یکدیگر آسیب نمیزنیم.
- وسایل بعد از استفاده سر جای خود قرار میگیرند.
- هنگام صحبت دیگران، نوبت را رعایت میکنیم.
- قبل از خواب، کارهای مربوط به خواب انجام میشود.
- وسایل خطرناک بدون اجازه بزرگترها استفاده نمیشوند.
قوانین باید واقعبینانه و متناسب با توانایی کودک باشند. از کودک انتظار رفتاری که هنوز از نظر رشدی قادر به انجام آن نیست، میتواند باعث شکستهای مکرر و درگیری بیشتر شود.
دلیل قوانین را توضیح دهید
کودک باید بهتدریج بفهمد قانون فقط یک دستور از طرف والدین نیست، بلکه برای حفظ امنیت، نظم و احترام در خانه وجود دارد.
مثلاً به جای اینکه فقط بگویید «روی مبل نپر»، میتوانید بگویید: «روی مبل نمیپریم چون ممکن است زمین بخوری؛ اگر میخواهی بپری، میتوانیم جای امنتری پیدا کنیم.»
توضیح کوتاه و متناسب با سن کودک کمک میکند او بهجای اطاعت صرف، مفهوم پشت قانون را نیز یاد بگیرد.
به جای تنبیه، از پیامد منطقی استفاده کنید
اگر کودک قانون را رعایت نکرد، لازم نیست فوراً او را تنبیه کنید. میتوان از پیامدی استفاده کرد که مستقیماً با رفتار او ارتباط داشته باشد.
مثلاً اگر کودک عمداً اسباببازی را پرت میکند، میتوان گفت: «اسباببازی برای بازی کردن است، نه پرت کردن. اگر دوباره پرت شود، فعلاً آن را کنار میگذاریم.»
مهم است که پیامد با آرامش، کوتاه و بدون تحقیر اجرا شود. کودک باید ارتباط میان رفتار و نتیجه آن را ببیند، نه اینکه صرفاً از والدین بترسد.
رفتار خوب را بیشتر ببینید
گاهی والدین زمانی که کودک رفتار نامناسبی دارد سریع واکنش نشان میدهند، اما رفتارهای خوب او را نادیده میگیرند. در حالی که توجه و تشویق رفتار مناسب میتواند به تکرار آن کمک کند.
مثلاً وقتی کودک بدون یادآوری اسباببازیهایش را جمع میکند، بگویید: «دیدم خودت اسباببازیهایت را جمع کردی؛ این یعنی داری مسئولیتپذیرتر میشوی.»
لازم نیست برای هر رفتار خوب جایزه مادی در نظر بگیرید. توجه، تشویق کلامی و نشان دادن اینکه رفتار کودک دیده شده است، میتواند مؤثر باشد.
والدین باید خودشان الگوی قوانین باشند
کودکان بخش زیادی از رفتارهای اجتماعی را با مشاهده والدین یاد میگیرند. اگر از کودک میخواهیم هنگام عصبانیت فریاد نزند، اما خودمان برای حل اختلافها فریاد میزنیم، آموزش قانون دشوارتر میشود.
والدینی که هنگام اختلاف نظر با آرامش صحبت میکنند، عذرخواهی میکنند، نوبت را رعایت میکنند و به قوانین خانوادگی پایبند هستند، عملاً همان رفتاری را به کودک آموزش میدهند که انتظار دارند از او ببینند.
در زمان عصبانیت کودک، اول آرامش را حفظ کنید
گاهی کودک قانون را میداند اما به دلیل خستگی، گرسنگی یا شدت هیجان نمیتواند رفتار خود را کنترل کند. در چنین شرایطی، سخنرانی طولانی یا تهدید معمولاً کمکی نمیکند.
ابتدا به کودک کمک کنید آرام شود و سپس درباره اتفاق صحبت کنید. برای کودکان کمسن میتوان با تغییر فعالیت یا هدایت آرام آنها به موقعیتی دیگر، از تشدید رفتار جلوگیری کرد.
در اجرای قوانین ثابتقدم باشید
اگر یک روز ریختن وسایل روی زمین ممنوع باشد و روز دیگر همان رفتار نادیده گرفته شود، کودک در تشخیص مرزها دچار سردرگمی میشود.
ثبات به این معنا نیست که والدین هرگز نباید انعطاف داشته باشند؛ بلکه یعنی قوانین اصلی، پیامدها و انتظارات خانواده تا حد امکان قابل پیشبینی باشند. همه افرادی که از کودک مراقبت میکنند نیز بهتر است درباره قوانین اصلی خانه هماهنگ باشند.
کودک را در تعیین بعضی قوانین مشارکت دهید
در سنین مناسب، میتوان کودک را در تعیین برخی قوانین خانوادگی مشارکت داد. مثلاً از او بپرسید: «به نظرت برای اینکه اتاقمان مرتب بماند چه قانونی داشته باشیم؟»
این مشارکت به کودک کمک میکند احساس مسئولیت بیشتری نسبت به قوانین داشته باشد. البته قوانین مربوط به امنیت و سلامت کودک همچنان باید توسط بزرگسالان تعیین شوند.
قانون را از شخصیت کودک جدا کنید
اگر کودک قانون را زیر پا گذاشت، رفتار او را اصلاح کنید، نه شخصیتش را.
جملههایی مانند «تو بچه بدی هستی» یا «همیشه دردسر درست میکنی» به جای آموزش رفتار، میتوانند باعث شرم و احساس منفی نسبت به خود شوند. بهتر است بگویید: «کاری که انجام دادی درست نبود؛ بیا ببینیم چطور میتوانیم آن را جبران کنیم.»
تأکید بر رفتار به جای برچسب زدن به شخصیت کودک، یکی از اصول مهم تربیت مثبت است.
آموزش قانون زمان میبرد
کودکان قرار نیست با یک بار شنیدن قانون، همیشه آن را رعایت کنند. آزمودن مرزها بخشی از فرایند یادگیری است و والدین باید انتظار تکرار و یادآوری داشته باشند.
در نهایت، قانونگذاری سالم در خانه یعنی مرز مشخص، لحن آرام، رفتار ثابت و رابطهای همراه با محبت. هدف این نیست که کودک فقط وقتی والدین حضور دارند از قوانین پیروی کند؛ هدف این است که بهتدریج بتواند دلیل قوانین را بفهمد، پیامد رفتار خود را بشناسد و مسئولیت بیشتری در قبال انتخابهایش بر عهده بگیرد.