از تحسین تا تردید | هنر و هنرمند در برابر موج جدید هوش مصنوعی

آیا هوش مصنوعی ابزاری الهامبخش در دست هنرمند است یا تهدیدی جدی برای اصالت، احساس و هویت انسانی در هنر؟
هفت صبح، شاهرخ فتورهچی | انتشار نسخه جدید ابزار هوش مصنوعی OpenAI و توانایی شگفتانگیز آن در تولید تصاویری با سبک بصری استودیوهای بزرگ انیمیشنسازی مانندGhibli ، موج تازهای در فضای مجازی به راه انداخته است. کاربران در سراسر جهان، از هنرمندان حرفهای تا علاقهمندان معمولی، به تولید پرترههای انیمهای از خود، دوستان یا چهرههای مشهور پرداختهاند. این ترند چشمگیر نه تنها به سوژهای داغ در شبکههای اجتماعی تبدیل شده، بلکه بار دیگر پرسشهایی جدی درباره جایگاه هوش مصنوعی در عرصه هنر را به سطح گفتوگوهای عمومی کشانده است.
آیا هوش مصنوعی ابزاری الهامبخش در دست هنرمند است یا تهدیدی جدی برای اصالت، احساس و هویت انسانی در هنر؟ مقاله پیشرو با نگاهی به دیدگاههای متفاوت هنرمندان و اندیشمندان معاصر، تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد و ابعاد گوناگون ورود هوش مصنوعی به جهان هنر را بررسی کند.ورود هوش مصنوعی به دنیای هنر، موجی از واکنشها را میان هنرمندان، فلاسفه و چهرههای فرهنگی به راه انداخته است. برخی آن را فرصتی نو برای خلاقیت میدانند و بعضی دیگر، آن را تهدیدی برای احساس، اصالت و هویت انسانی تلقی میکنند.
برخی هنرمندان، هوش مصنوعی را ابزاری الهامبخش میدانند. «برایان اینو»، موسیقیدان و نظریهپرداز معروف از جمله این افراد است. به عقیده او هنر الگوریتمی، زمانی معنا دارد که با انتخاب و نیت انسانی همراه باشد. «هوش مصنوعی بهتنهایی در هنر دچار میانمایگی میشود، مگر اینکه انسان آن را هدایت کند.» از نگاه او، احساس انسانی برای خلق هنری واقعی همچنان ضروری است.
«رفیق آنادول»، هنرمند مطرح حوزه هنر دیجیتال، میگوید: «دادهها رنگدانههای من هستند و هوش مصنوعی قلمموی فکرم». او باور دارد که هوش مصنوعی میتواند حافظه جمعی را به آثار هنری تبدیل کند و احساس را از دل دادهها بیرون بکشد، به شرطی که در خدمت خلاقیت انسانی باشد.در مقابل، هنرمندانی مانند «گیرمو دلتورو» با تردید به حضور AI در هنر نگاه میکنند. او صراحتا میگوید: «هنر، بیان روح است. من هیچ علاقهای به تصویری ندارم که ماشین آن را ساخته است». از نظر دلتورو، خلق هنری باید از دل تجربه و رنج انسان بیرون بیاید، نه از تحلیل آماری دادهها. او باور دارد که هوش مصنوعی میتواند ظاهر یک تصویر را تقلید کند، اما هرگز قادر به درک احساس پشت آن نیست.
«هایائو میازاکی»، انیماتور برجسته ژاپنی، نیز پس از دیدن یک انیمیشن تولیدشده با AI واکنشی تند نشان داد: «این توهین به خودِ زندگی است. این تکنولوژی هیچ درکی از درد یا انسانیت ندارد.» بحث درباره تأثیر هوش مصنوعی در ایران هم آغاز شده است. برخی از هنرمندان معاصر با استفاده از هوش مصنوعی، عناصر تصویری تاریخ ایران را بازآفرینی کردهاند و در تلاشاند تا مفاهیم سنتی را در بستر تکنولوژی بازتعریف کنند. در مقابل نگرانیهایی نیز درباره تقلید، تکرار و از بین رفتن اصالت فرهنگی مطرح است.
اندیشمندان این حوزه مانند «جارون لنییر» معتقدند که بدون نیت، احساس و تجربه، هنر تنها یک الگوریتم است. پرسش اصلی اینجاست: اگر اثری بدون احساس ساخته شود، آیا میتواند ما را واقعا تحت تأثیر قرار دهد؟ با نگاهی به تاریخ درمییابیم که با ورود هر فناوری نویی به عرصه زندگی بشر، تردید، ترس و حتی مخالفت نخستین واکنشها نسبت به آن بوده است. زمانی عکاسی تهدیدی برای نقاشی تلقی میشد. سالها بعد به سینما با دیده شک و تردید نگریسته میشد. در قرن بیستم، موسیقی الکترونیک و استفاده از صداهای مصنوعی با مقاومت مواجه شد و برخی آن را بیروح و فاقد احساس انسانی دانستند. اما اینبار موضوع فقط ظهور یک ابزار تازه نیست. ما با نوعی هوش مستقل روبهرویم که در بسیاری از حوزهها نشانههایی از درک، تحلیل و حتی خلاقیت از خود نشان میدهد. تواناییهایی که تا پیش از این خاص انسان تلقی میشد.
شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا هوش مصنوعی میتواند اثر هنری خلق کند یا نه، بلکه این است که آیا ما آمادهایم با موجودی مواجه شویم که در برخی زمینهها از ما باهوشتر به نظر میرسد؟
پاسخ هنوز روشن نیست، اما آنچه مسلم است: جهان هنر، مانند بسیاری از حوزههای دیگر، در آستانه تحولی بنیادین قرار دارد. تحولی که ما را ناگزیر میسازد تا بار دیگر به معنای واقعی هنر، خلاقیت و انسان بودن بیندیشیم.