دی بی کوپر و مرموزترین هواپیماربایی تاریخ؛ مردی که هواپیما را ربود و برای همیشه ناپدید شد
دی بی کوپر یکی از مرموزترین چهره های تاریخ جنایت آمریکاست؛ مردی که در سال ۱۹۷۱ یک هواپیما را ربود، ۲۰۰ هزار دلار پول گرفت، با چتر از قسمت عقب هواپیما به دل تاریکی پرید و پس از آن برای همیشه ناپدید شد. با وجود ده ها سال تحقیق، صدها مظنون و بررسی هزاران سرنخ، هویت واقعی او و سرنوشتش هیچ وقت مشخص نشد. حتی FBI پس از ۴۵ سال تحقیق فعال، در سال ۲۰۱۶ منابع خود را از این پرونده کنار گذاشت. هنوز هم مشخص نیست دی بی کوپر در آن شب کشته شد یا توانست از این فرار عجیب جان سالم به در ببرد.
هفت صبح | همه چیز در بعدازظهر ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱ در فرودگاه پورتلند در ایالت اورگن آغاز شد. مردی حدودا ۴۰ تا ۴۵ ساله، با کت و شلوار رسمی، پیراهن سفید، کراوات مشکی و عینک آفتابی وارد فرودگاه شد و با پرداخت نقدی، یک بلیت یک طرفه برای پرواز شماره ۳۰۵ شرکت Northwest Orient Airlines به مقصد سیاتل خرید.
نامی که او هنگام خرید بلیت استفاده کرد «دن کوپر» بود. در آن لحظه هیچ کس نمی دانست این مسافر آرام و ناشناس قرار است یکی از مشهورترین پرونده های حل نشده تاریخ FBI را رقم بزند.
او سوار هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ شد و روی صندلی ۱۸C نشست. مانند یک مسافر عادی نوشیدنی سفارش داد و سیگار کشید. هیچ رفتار عجیبی از او دیده نمی شد و سایر مسافران نیز تصور نمی کردند مردی چند ردیف آن طرف تر، دقایقی بعد هواپیما را به یکی از مشهورترین صحنه های تاریخ جنایت تبدیل خواهد کرد.

یک یادداشت کوتاه و شروع یک کابوس
کمی بعد از بلند شدن هواپیما، کوپر یک تکه کاغذ به فلورنس شافنر، مهماندار پرواز، داد. شافنر ابتدا تصور کرد شاید این کاغذ حاوی یک پیام شخصی باشد و آن را کنار گذاشت. اما کوپر از او خواست نوشته را بخواند.
در یادداشت نوشته شده بود که او بمب دارد و از مهماندار خواسته بود کنار او بنشیند.
وقتی شافنر کنار او نشست، کوپر کیف دستی اش را باز کرد و چیزی را نشان داد که ظاهرا مجموعه ای از سیم ها، باتری ها و میله های قرمز رنگ بود. او سپس خواسته هایش را مطرح کرد: ۲۰۰ هزار دلار پول نقد و چهار چتر نجات.
طبق اسناد FBI، او تهدید کرده بود اگر خواسته هایش برآورده نشود، بمب را منفجر خواهد کرد.
نکته عجیب اینجا بود که کوپر برخلاف تصویری که معمولا از یک هواپیماربا در ذهن داریم، کاملا آرام رفتار می کرد. او نه فریاد می زد و نه کنترل خود را از دست داده بود. همین خونسردی بعدها به یکی از ویژگی های اصلی داستان او تبدیل شد.
مسافران تا آخرین لحظه نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است
خدمه پرواز تلاش کردند مسافران از ماجرا مطلع نشوند. به همین دلیل به آنها گفته شد هواپیما به دلیل یک مشکل فنی باید مدتی در آسمان بماند.
در همین زمان، مسئولان روی زمین تلاش می کردند خواسته های هواپیماربا را فراهم کنند.

هواپیما در نهایت در سیاتل فرود آمد و پول و چترها در اختیار کوپر قرار گرفت. او پس از دریافت خواسته هایش اجازه داد ۳۶ مسافر هواپیما از آن خارج شوند، اما تعدادی از خدمه را نگه داشت.
در این مرحله، ماجرا می توانست تمام شود؛ اما کوپر نقشه عجیب تری در سر داشت.
مرحله دوم نقشه؛ پرواز دوباره با یک هواپیمای ربوده شده
پس از پیاده شدن مسافران، هواپیما دوباره به پرواز درآمد.
کوپر دستور داد هواپیما به سمت مکزیکوسیتی حرکت کند، اما به دلیل محدودیت سوخت، مسیر به شکلی تغییر کرد که امکان سوخت گیری در رینو وجود داشته باشد.
او همچنین دستورهای دقیقی درباره نحوه پرواز داد؛ از جمله پرواز در ارتفاع پایین، سرعت کمتر و باز بودن قسمت انتهایی هواپیما.
همین موضوع بعدها باعث شد برخی تصور کنند او اطلاعات قابل توجهی درباره هواپیما و پرواز داشته است. با این حال، این فرض هیچ وقت به طور قطعی ثابت نشد.
لحظه ای که دی بی کوپر در تاریکی ناپدید شد
حالا هواپیما دوباره در آسمان بود.
بیرون، هوا تاریک و شرایط جوی نامناسب بود. باران و باد شدت گرفته بود و هواپیما در مسیر خود به سمت رینو حرکت می کرد.
کمی بعد، خدمه متوجه شدند در قسمت عقب هواپیما اتفاقی افتاده است.
کوپر از پله های عقب هواپیما پایین رفته بود.
او با پول و چتر نجات از هواپیما خارج شده بود و در تاریکی شب به سمت زمین می رفت.
جنگنده هایی نیز هواپیما را از فاصله ای مشخص تعقیب می کردند، اما هیچ کدام نتوانستند لحظه خروج کوپر را ببینند.
وقتی هواپیما در نهایت فرود آمد، مأموران FBI وارد آن شدند.
اما از کوپر خبری نبود.
نه خودش پیدا شده بود، نه جسدی وجود داشت و نه پول ها.
انگار مردی که چند ساعت قبل وارد هواپیما شده بود، در میانه آسمان محو شده بود.

چرا نام او «دی بی کوپر» شد؟
یکی از عجیب ترین بخش های این پرونده، حتی نام معروف اوست.
مردی که هواپیما را ربود، هنگام خرید بلیت خود را «دن کوپر» معرفی کرده بود. اما نام «D. B. Cooper» بعدها در رسانه ها رواج پیدا کرد و به نام اصلی این پرونده تبدیل شد.
FBI نیز در اسناد خود تاکید کرده که «D.B.» احتمالا حاصل یک اشتباه رسانه ای بوده است.
به این ترتیب، مردی که هویت واقعی اش مشخص نبود، با نامی مشهور شد که احتمالا حتی نامی نبود که خودش استفاده کرده باشد.
FBI چگونه دنبال او گشت؟
FBI بلافاصله تحقیقات گسترده ای را با نام NORJAK آغاز کرد؛ نامی که از عبارت Northwest Hijacking گرفته شده بود.
مأموران صدها سرنخ را بررسی کردند، با شاهدان مصاحبه کردند و مظنونان زیادی را زیر نظر گرفتند.
در سال های بعد، تعداد مظنونان به صدها نفر رسید و افراد مختلفی ادعا کردند که هویت واقعی کوپر را کشف کرده اند.
اما هیچ کدام نتوانستند مدرک قطعی ارائه کنند.
FBI حتی نمونه های موجود از شواهد باقی مانده در هواپیما را بررسی کرد و بعدها از فناوری هایی مانند آزمایش DNA نیز کمک گرفت. با این حال، هیچ فردی به طور قطعی به عنوان دی بی کوپر شناسایی نشد.
مهم ترین سرنخ؛ پول هایی که ۹ سال بعد پیدا شدند
شاید عجیب ترین اتفاق پرونده در سال ۱۹۸۰ رخ داد.
پسربچه ای هشت ساله به نام برایان اینگرام در نزدیکی رودخانه کلمبیا مشغول بازی بود که تعدادی اسکناس مدفون در شن ها پیدا کرد.
مجموع پول ها ۵۸۰۰ دلار بود و شماره سریال اسکناس ها با بخشی از پول هایی که به کوپر تحویل داده شده بود، مطابقت داشت.

این کشف دوباره پرونده را به صدر توجه رسانه ها برگرداند.
اما یک سوال بزرگ ایجاد شد:
اگر کوپر زنده مانده و فرار کرده بود، چرا بخشی از پول او سال ها بعد در کنار رودخانه پیدا شد؟
و اگر او هنگام پرش مرده بود، پول چگونه سر از آنجا درآورده بود؟
هیچ کس پاسخ قطعی این سوال را پیدا نکرد.
آیا دی بی کوپر هنگام سقوط مرد؟
یکی از جدی ترین نظریه ها این است که کوپر هرگز از آن پرش جان سالم به در نبرده است.
او شب هنگام، در شرایط نامناسب جوی و بر فراز منطقه ای جنگلی از هواپیما بیرون پرید. چتری که استفاده کرد قابلیت هدایت مناسبی نداشت و لباس و کفش او نیز برای فرود در چنین محیطی مناسب نبود.
FBI نیز احتمال مرگ او هنگام پرش را جدی دانسته است. پیدا شدن بخشی از پول در سال ۱۹۸۰ نیز با این نظریه سازگار است.
اما مشکل اینجاست که هیچ جسد یا بقایای قطعی از او پیدا نشد.
و همین موضوع باعث شد نظریه دیگری شکل بگیرد.
شاید کوپر زنده ماند و یک زندگی جدید ساخت
طرفداران این نظریه معتقدند کوپر ممکن است از پرش جان سالم به در برده باشد.
شاید بعد از فرود در منطقه ای دورافتاده، پول را پنهان کرده، لباس هایش را عوض کرده و بدون جلب توجه از منطقه خارج شده باشد.
شاید هم سال ها با یک نام جعلی زندگی کرده باشد.
در طول دهه ها افراد زیادی ادعا کردند یکی از نزدیکان، دوستان یا اعضای خانواده شان همان دی بی کوپر بوده است؛ اما هیچ کدام نتوانستند این ادعا را به شکل قطعی ثابت کنند.
به همین دلیل هنوز نمی توان با اطمینان گفت کوپر مرده است یا توانسته از بزرگ ترین فرار زندگی اش جان سالم به در ببرد.
مظنونان زیادی آمدند و رفتند
در طول تحقیقات، افراد مختلفی به عنوان مظنون مطرح شدند.
یکی از معروف ترین آنها ریچارد مک کوی بود. او تنها چند ماه پس از ماجرای کوپر، در یک هواپیماربایی دیگر از چتر استفاده کرد و پول درخواست کرد. شباهت روش او با پرونده کوپر باعث شد نامش در تحقیقات مطرح شود.

اما FBI در نهایت او را به دلایل مختلف، از جمله تفاوت با مشخصات ظاهری کوپر، از مظنونان اصلی کنار گذاشت.
مظنونان دیگری نیز در طول سال ها مطرح شدند؛ از نظامیان سابق و چتربازها گرفته تا افرادی که سال ها بعد ادعا کردند خودشان کوپر هستند.
اما هیچ یک به پاسخ نهایی منجر نشد.
یک کراوات؛ یکی از معدود چیزهایی که از کوپر باقی ماند
کوپر هنگام پرش یک کراوات را در هواپیما جا گذاشت.
این کراوات بعدها به یکی از مهم ترین اشیای باقی مانده از پرونده تبدیل شد و FBI از آن برای به دست آوردن نمونه DNA استفاده کرد.
اما حتی این سرنخ هم نتوانست هویت واقعی او را مشخص کند.
به این ترتیب، پرونده ای شکل گرفت که در آن FBI تصویر تقریبی چهره مظنون، مشخصات ظاهری، نمونه DNA، بلیت هواپیما و حتی بخشی از پول های باج را در اختیار داشت، اما هنوز نمی دانست این مرد واقعا چه کسی بوده است.
چرا پیدا کردن او این قدر سخت بود؟
یکی از بزرگ ترین مشکلات تحقیقات، محل دقیق پرش کوپر بود.
هیچ کس دقیقا نمی دانست او در چه نقطه ای از مسیر از هواپیما بیرون پریده است. پرش نیز در تاریکی و در شرایط بد جوی انجام شده بود.
حتی اگر منطقه احتمالی پرش مشخص می شد، پیدا کردن یک انسان در میان جنگل های وسیع منطقه بسیار دشوار بود.
FBI سال ها منطقه را بررسی کرد و سرنخ های زیادی را دنبال کرد، اما نتیجه ای قطعی به دست نیامد.
FBI بالاخره تسلیم شد؟
نه به این معنا که پرونده حل شد؛ اما در سال ۲۰۱۶ اتفاق مهمی افتاد.
پس از حدود ۴۵ سال تحقیق، FBI اعلام کرد منابع اختصاص داده شده به پرونده را به تحقیقات مهم تر منتقل می کند و دیگر به صورت فعال روی پرونده دی بی کوپر کار نخواهد کرد.
با این حال، FBI تاکید کرد اگر شواهد فیزیکی مشخصی مانند پول یا قطعات چتر مرتبط با پرونده پیدا شود، امکان بررسی آنها وجود دارد.
به این ترتیب یکی از طولانی ترین تحقیقات تاریخ FBI عملا متوقف شد، بدون اینکه پاسخ اصلی پیدا شده باشد.

فیلمی که از ماجرای دی بی کوپر ساخته شد
یکی از شناخته شده ترین آثار سینمایی مرتبط با این پرونده، فیلم The Pursuit of D.B. Cooper محصول سال ۱۹۸۱ است.
این فیلم یک اثر داستانی است و قرار نیست بازسازی دقیق پرونده واقعی باشد؛ بلکه از ماجرای کوپر الهام گرفته و داستان فرار هواپیماربا را به شکل سینمایی دنبال می کند. فیلم در نوامبر ۱۹۸۱ اکران شد.
بنابراین اگر کسی بخواهد داستان دی بی کوپر را از طریق سینما دنبال کند، باید توجه داشته باشد که فیلم، روایت داستانی ماجراست و نباید تمام اتفاقات آن را به عنوان واقعیت تاریخی در نظر گرفت.
مستند نتفلیکس درباره دی بی کوپر
در سال ۲۰۲۲ نیز نتفلیکس مستند چهار قسمتی D.B. Cooper: Where Are You?! را منتشر کرد.
این مجموعه به تاریخچه هواپیماربایی، تحقیقات چند ده ساله، مظنونان مختلف و نظریه هایی می پردازد که درباره هویت واقعی کوپر مطرح شده اند. خود نتفلیکس نیز این پرونده را همچنان یک معمای حل نشده معرفی می کند.
نکته جالب این مستند این است که فقط خود هواپیماربایی را روایت نمی کند؛ بلکه نشان می دهد چگونه یک پرونده جنایی حل نشده به مرور به یک معمای فرهنگی تبدیل شد و افراد مختلف سال ها تلاش کردند هویت کوپر را کشف کنند.

کتاب هایی که درباره این پرونده نوشته شده اند
پرونده دی بی کوپر در طول سال ها الهام بخش کتاب های زیادی شده است.
یکی از شناخته شده ترین آنها Skyjack: The Hunt for D. B. Cooper نوشته جفری گری است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با استفاده از تحقیقات و اسناد پرونده، سراغ مظنونان و زوایای مختلف معما می رود و از کتاب های شناخته شده درباره این پرونده به شمار می رود.
کتاب های دیگری مانند D.B. Cooper: Dead or Alive?، D.B. Cooper and the FBI و D.B. Cooper and Flight 305 نیز درباره این پرونده و نظریه های مختلف پیرامون آن منتشر شده اند.
در کنار آثار غیرداستانی، داستان های تخیلی نیز از ماجرای کوپر الهام گرفته اند؛ برای مثال رمان Rainbow's End نوشته جیمز ام. کین، روایتی داستانی از آنچه ممکن است پس از پرش کوپر اتفاق افتاده باشد ارائه می کند.

دی بی کوپر واقعا چه کسی بود؟
این شاید ساده ترین سوال پرونده باشد و در عین حال سخت ترین سوال برای پاسخ دادن.
ما می دانیم مردی با نام «دن کوپر» در ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱ وارد پرواز ۳۰۵ شد.
می دانیم او هواپیما را ربود.
می دانیم ۲۰۰ هزار دلار پول و چهار چتر نجات خواست.
می دانیم مسافران را پس از دریافت خواسته هایش آزاد کرد.
می دانیم هواپیما دوباره به پرواز درآمد.
می دانیم او در تاریکی شب از قسمت عقب هواپیما بیرون پرید.
و بعد...
هیچ کس نمی داند چه اتفاقی افتاد.
FBI هیچ وقت نتوانست هویت واقعی او را با قطعیت مشخص کند و سرنوشتش نیز همچنان نامعلوم است.
شاید او همان شب در جنگل های واشنگتن جان باخت.
شاید توانست زنده بماند و سال ها با هویتی جعلی زندگی کند.
شاید پول های پیدا شده در سال ۱۹۸۰ تنها بخشی از داستانی باشند که هنوز از آن خبر نداریم.
و شاید مهم ترین راز پرونده همین باشد که دی بی کوپر هیچ وقت قرار نبوده پیدا شود.
نیم قرن از آن شب گذشته، اما هنوز یک سوال باقی مانده است:
مردی که از هواپیما پرید، واقعا کجا رفت؟
تا امروز، پاسخ این سوال همچنان یکی از بزرگ ترین معماهای حل نشده تاریخ جنایت آمریکا باقی مانده است