میخواستند آزارم بدهند، مجبور شدم چاقو بکشم
وقتی در جای خلوتی ماشین را نگه داشتند، متوجه شدم که قصد دارند من را وادار کنند با آنها رابطه برقرار کنم و من در برابر خواستهشان مقاومت میکردم
هفت صبح| یک سال قبل، رسیدگی به قتل مرد جوانی به نام مجید، با اعلام مسئولان درمان یکی از بیمارستانهای نزدیک به اسلامشهر، در دستور کار مأموران جنایی قرار گرفت. به این ترتیب، بلافاصله تیم جنایی به همراه بازپرس ویژه قتل و همچنین کارآگاهان پلیس آگاهی برای رسیدگی به ماجرا بالای سر جسد در سردخانه بیمارستان حاضر شدند و تحقیقات را آغاز کردند.در بررسیهای اولیه مشخص شد ساعتی قبل از فوت مجید، دوستانش او را به بیمارستان منتقل کرده و اقدامات درمانی برای نجات جان او آغاز شده بود، اما شدت جراحات واردشده به حدی بود که مجید جان خود را از دست داد.
تحقیقات اولیه
به این ترتیب، دوستان مجید اولین کسانی بودند که هدف تحقیقات قرار گرفتند. آنها جوانی به نام سینا را بهعنوان عامل قتل دوست خود معرفی کردند و گفتند که روز حادثه برای تفریح به همراه سینا و سه نفر دیگر از دوستان مجید به خارج از شهر اسلامشهر رفته بودند.یکی از آنها گفت: «مجید، سینا و چهار نفر دیگر از دوستانمان برای تفریح به حاشیه شهر اسلامشهر رفته بودیم، اما سینا و مجید از قبل با یکدیگر درگیری و اختلاف داشتند. نمیدانیم چه شد که ناگهان دوباره درگیر شدند و دعوایی بین آنها بالا گرفت و با یکدیگر گلاویز شدند.در جریان درگیری، سینا با ضربه چاقو دو ضربه به مجید وارد کرد و از محل فرار کرد.»
با اطلاعاتی که دوستان مجید در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار دادند، ۴۸ ساعت پس از وقوع جنایت، سینا در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد.او زمانی که در یک ساختمان نیمهکاره به دام مأموران پلیس افتاد، اصرار کرد که این ساختمان محل کار اوست و به دلیل فرار و مخفی شدن، به آنجا نیامده است. همچنین صراحتاً به جنایت ارتکابی اعتراف کرد و گفت: «گمان نمیکردم دو ضربهای که با چاقو به مجید وارد کردم، باعث قتل او شود.» با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم و با توجه به اعترافات صریح متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در حالی که متهم زیر ۱۸سال سن دارد، قضات دادگاه درباره مجازات او مطابق مقررات قانونی تصمیمگیری خواهند کرد.او در جلسه محاکمه در دفاع از خود گفت:« من هیچ شناختی از مجید نداشتم. او سنش خیلی بیشتر از من بود و نزدیک به ۴۵ سال سن داشت. چند روز قبل از حادثه او را در پارک نزدیک محل زندگیمان دیده بودم.من کارگر ساختمانی هستم و بعد از کار، گاهی اوقات برای رفع خستگی در پارک دراز میکشم.
اولین بار که مجید را دیدم، روی چمنها دراز کشیده بودم که بالای سرم آمد و گفت دنبال من بیا تا پشت دستشویی با هم قلیان بکشیم و گپی بزنیم.اما من به او گفتم من کار دارم و باید سر کارم بروم و نمیتوانم همراه تو جایی بیایم.وقتی او متوجه شد که نمیتواند من را برای همراهی با خودش متقاعد کند، از آن منطقه دور شد. اما چند روز بعد، به همراه چهار نفر از دوستانش باز هم سر راه من قرار گرفت و با اجبار من را سوار یک خودرو کردند و به خارج از شهر منتقل کردند.»
متهم ادامه داد:«وقتی در جای خلوتی ماشین را نگه داشتند، متوجه شدم که قصد دارند من را وادار کنند با آنها رابطه برقرار کنم و من در برابر خواستهشان مقاومت میکردم.بالاخره مجید تصمیم گرفت به زور متوسل شود و به سمت من آمد و میخواست لباسم را از تنم دربیاورد. من هم برای اینکه مانع رسیدن او به نیت شومش شوم، با چاقو دو ضربه به او زدم و از آن منطقه فرار کردم.
وقتی دوستان مجید دیدند که من دو ضربه کاری به او زدم و او غرق در خون شد، از ترسشان دنبالم نیامدند. اما من قصد کشتن او را نداشتم و فقط میخواستم خودم را از آن مهلکه نجات دهم. فکرش را هم نمیکردم ضرباتی که به او وارد کردم، مرگبار باشد.اما دو روز بعد، در حالی که در ساختمان نیمهکاره مشغول کار بودم، مأموران سراغم آمدند و دستگیرم کردند. آنجا بود که متوجه شدم مجید به کام مرگ فرو رفته است.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم و برای صدور رأی وارد شور شدند.