شلیک مرگبار به خاطر پیامهای نامناسب به همسر
مقتول بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داده بود و در همان بررسیهای ابتدایی مشخص شد که...
هفت صبح | مرد جوانی که مدعی است صاحبخانهاش برای همسر او پیامهای نامناسب میفرستاده، با کشاندن مرد میانسال به نزدیکی یکی از پارکهای حاشیهای تهران، او را با شلیک گلوله به قتل رساند.ماجرای این پرونده از تابستان سال گذشته و با کشف جسد مردی میانسال در نزدیکی یکی از پارکهای حاشیهای تهران آغاز شد.
وقتی خبر قتل به پلیس اعلام شد، تیم جنایی راهی محل شد و بررسیهای اولیه را آغاز کرد. مقتول بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داده بود و در همان بررسیهای ابتدایی مشخص شد که خودرویش نیز پس از جنایت سرقت شده است. همین موضوع باعث شد تحقیقات برای شناسایی عامل جنایت و مشخص شدن انگیزه او آغاز شود.
کارآگاهان در جریان بررسی تماسهای تلفنی مقتول به سرنخ مهمی رسیدند. آخرین تماس مقتول پیش از مرگ با شمارهای ناشناس برقرار شده بود. مأموران این شماره را ردیابی کردند و در ادامه مشخص شد سیمکارت مورد نظر در گوشی مردی به نام بهروز فعال است؛ مردی که مستأجر مقتول بود.
با به دست آمدن این سرنخ، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه بهروز آغاز شد و مأموران موفق شدند او را پیدا و دستگیر کنند. بهروز اما در نخستین مراحل تحقیقات، اتهام قتل را نپذیرفت و هرگونه دخالت در مرگ صاحبخانهاش را انکار کرد. با این حال، تحقیقات ادامه پیدا کرد و متهم در مراحل ابتدایی بازجویی سرانجام به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. بهروز در توضیح انگیزه خود مدعی شد که مقتول برای همسرش ایجاد مزاحمت کرده و همین موضوع باعث شده تصمیم به قتل او بگیرد.
ماجرا چه بود؟
در ادامه تحقیقات، بهروز درباره رابطه خود با مقتول و اتفاقاتی که پیش از جنایت رخ داده بود توضیح داد. او گفت حدود دو سال قبل، خودش و همسرش در یک ساختمان سهطبقه در شرق تهران مستأجر شده بودند. مقتول صاحب آن ساختمان بود و مدتی نیز در یکی از واحدها زندگی میکرد اما بعد از مدتی از آنجا رفت و در محل دیگری ساکن شد.
با وجود اینکه مقتول دیگر در ساختمان زندگی نمیکرد، تعدادی از وسایل شخصیاش همچنان در یکی از واحدها باقی مانده بود. همچنین صاحبخانه سیستم دوربین مداربستهای در ساختمان نصب کرده بود و تصاویر آن را از طریق تلفن همراهش مشاهده میکرد.بهروز در دادگاه مدعی شد پس از اینکه صاحبخانه از ساختمان رفت، رفتار او نسبت به همسرش تغییر کرد و برای او پیامهایی ارسال میکرد که به گفته متهم، محتوای نامناسبی داشت.
بهروز درباره این موضوع گفت: «صاحبخانه برای همسرم پیامهای نامناسب میفرستاد. همسرم این پیامها را به من نشان میداد. بعضی از پیامها را هم طوری میفرستاد که بعد از مدتی خودکار حذف شوند و چیزی از آنها باقی نماند. با این حال من توانستم از چند پیام عکس بگیرم.»
بهروز مدعی شد که در ادامه خودش با صاحبخانه صحبت کرده و از او خواسته بود این رفتار را متوقف کند. او گفت: «یک بار با صاحبخانه صحبت کردم و به او گفتم همسرم بیماری قلبی دارد و این رفتارها باعث فشار روحی روی او میشود. از او خواستم این کارها را متوقف کند اما قبول نکرد و گفت اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. حتی گفت همسرم را مثل دختر خودش میداند.» اما به گفته بهروز، این صحبتها باعث نشد ارتباط صاحبخانه با همسرش قطع شود.
روزی که بهروز عصبانی شد
بهروز در ادامه دفاعیاتش ماجرای روزی را تعریف کرد که به گفته خودش نقطه مهمی در شکلگیری تصمیمش برای قتل بود.او گفت: «یک روز وقتی از محل کارم برمیگشتم، همسرم با من تماس گرفت و گفت صاحبخانه به خانه آمده تا وسایلش را بردارد. من سریع با صاحبخانه تماس گرفتم اما جوابم را نداد. خودم را سریع به خانه رساندم.» بهروز ادامه داد: «وقتی رسیدم، همسرم را دیدم که گریه میکرد. او به من گفت صاحبخانه آزارش داده است. همان موقع هم دیدم صاحبخانه سوار ماشینش شد و از آنجا رفت.»
به گفته متهم، پس از آن چند بار با صاحبخانه تماس گرفت اما پاسخی دریافت نکرد. همین اتفاق باعث شد او و همسرش تصمیم بگیرند خانه را تخلیه کنند.بهروز گفت: «من و همسرم تصمیم گرفتیم خانه را تخلیه کنیم. به صاحبخانه پیام دادم و از او خواستم بیاید پول پیش ما را بدهد و واحد را تحویل بگیرد.
جواب داد که ماشینش خراب شده و حدود ۴۰۰ میلیون تومان خسارت دیده و فعلاً توان پرداخت پول را ندارد و بعداً حساب میکند.» اما به گفته بهروز، بعد از مدتی پیامهای صاحبخانه برای همسرش دوباره آغاز شد.او گفت: «بعد از مدتی دوباره پیامهای صاحبخانه برای همسرم شروع شد. دیگر تحمل این وضعیت را نداشتم و تصمیم گرفتم او را بکشم.»
قرار در پارک
پس از تکمیل تحقیقات، بازسازی صحنه قتل انجام و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در دادگاه
در جلسه دادگاه، وکیل اولیای دم به نمایندگی از پدر، مادر و فرزند مقتول در جایگاه قرار گرفت و خواستار قصاص متهم شد. خانواده مقتول نیز اعلام کرده بودند حاضر به گذشت نیستند.سپس رئیس دادگاه اتهامات بهروز را شامل مباشرت در قتل عمد، حمل سلاح غیرمجاز و سرقت تعزیری به او تفهیم کرد.
بهروز اتهامات را پذیرفت و در ادامه جزئیات بیشتری از روز حادثه را شرح داد.او گفت: «روز حادثه با صاحبخانه تماس گرفتم و گفتم من و همسرم به پارک رفتهایم اما بنزین ماشینمان تمام شده است. از او خواستم خودش را به آنجا برساند.» بهروز ادامه داد: «صاحبخانه آمد. وقتی رسید متوجه شد همسرم آنجا نیست. همانجا به او گفتم که قبلاً به او هشدار داده بودم از زندگی من و همسرم دور شود اما قبول نکرد.»
به گفته متهم، در ادامه میان آنها درگیری لفظی شکل گرفت. او گفت: «صاحبخانه حتی به سینه من ضربه زد و گفت تو از زندگی زنت بیرون برو.» بهروز در ادامه اعتراف کرد که در همان لحظه با سلاحی که همراهش داشت، به سمت صاحبخانه شلیک کرد. او گفت: «بعد اسلحه را برداشتم و یک گلوله به سمت صاحبخانه شلیک کردم که گلوله به سر او خورد.»
قاضی از تناقضهای متهم گفت
در ادامه جلسه، قاضی دادگاه درباره ادعای آزار همسر بهروز از سوی مقتول از او توضیح خواست. رئیس دادگاه با استناد به شهادت همسر بهروز عنوان کرد که او اعلام کرده هیچ تجاوزی صورت نگرفته است. همچنین مطرح شد روزی که صاحبخانه به خانه آمده بود، مادر بهروز نیز در منزل حضور داشته است. بهروز در پاسخ گفت: «همسرم برای حفظ ناموس خانواده در ابتدا حقیقت را نگفت. اگر موضوع را علنی میکرد، بین خانوادهها درگیری ایجاد میشد. بعدها در جریان بازپرسی حقیقت را گفت.»
در ادامه، قاضی به تناقضهای موجود در اظهارات بهروز اشاره کرد؛ چراکه متهم هنگام دستگیری قتل را انکار کرده و در یکی از مراحل تحقیقات نیز گفته بود قصد کشتن صاحبخانه را نداشته و فقط میخواسته او را بترساند.در آن مرحله از تحقیقات، بهروز گفته بود ممکن است به دلیل مصرف مواد مخدر یا وضعیت روحی نامناسب دستش لرزیده و گلوله ناخواسته به سر مقتول اصابت کرده باشد. او در اظهارات دیگری نیز گفته بود قصد داشته به دست و پای صاحبخانه شلیک کند.
قاضی درباره این تناقضها از متهم توضیح خواست. بهروز پاسخ داد: «نه، قصد من از ابتدا کشتن صاحبخانه بود. اگر قبلاً حرف دیگری زدهام، اشتباه لفظی بوده است.»
نحوه شلیک
یکی دیگر از بخشهای مورد توجه جلسه دادگاه، نحوه دسترسی بهروز به سلاحی بود که با آن صاحبخانه را به قتل رسانده بود. قاضی در این باره از متهم سؤال کرد و بهروز گفت: «حدود شش ماه قبل از حادثه، در خانه صاحبخانه یک اسلحه کوچک دیدم. از او خواستم آن را به من بدهد و صاحبخانه هم اسلحه را در اختیار من گذاشت. من اسلحه را برداشتم و فقط یک فشنگ داخلش بود. همان فشنگ را به سمت صاحبخانه شلیک کردم.» اما قاضی به اظهارات قبلی بهروز اشاره کرد که در مراحل ابتدایی تحقیقات گفته بود اسلحه را حدود ۱۲ میلیون تومان خریداری کرده است. بهروز این بار توضیح متفاوتی ارائه کرد و گفت: «آن حرف درست نبود. اسلحه را از خود صاحبخانه گرفته بودم.»
دفاع وکیل متهم
وکیل مدافع بهروز نیز در ادامه جلسه تلاش کرد شرایط روحی و وضعیت متهم را مورد توجه دادگاه قرار دهد. او گفت: «همسر موکلم در مراحل اولیه تحقیقات به دلیل ترس، حقیقت را بیان نکرده بود. موکل من هم برای اجرای نقشهاش مواد مخدر مصرف کرده بود. او از قبل دچار اختلالات روحی بوده و مصرف مواد در کنار تحریکات روحی باعث شده کنترل خودش را از دست بدهد.»
در مقابل، وکیل اولیای دم ادعاهای مطرحشده درباره آزار همسر متهم را رد کرد و گفت روایت متهم با شواهد موجود همخوانی ندارد. او در دفاع از موکلانش گفت: «همسر متهم موضوع آزار را بیان کرده بود و هیچ درگیری میان خانوادهها رخ نداده است. اگر متهم واقعاً صاحبخانه را تهدید کرده بود، منطقی نبود که بتواند او را با یک تماس تلفنی ساده به محل قرار بکشاند و مقتول هم بدون نگرانی به آنجا برود. این موضوع نشان میدهد ادعاهای مطرحشده با واقعیت پرونده همخوانی ندارد.»
در پایان جلسه، بهروز بار دیگر درباره انگیزه خود از ارتکاب قتل صحبت کرد و همچنان بر ادعای خود درباره رفتار مقتول با همسرش تأکید داشت.او گفت: «انگیزه اصلی من دفاع از ناموس و حفظ آبروی خانواده بود. من معتقد بودم صاحبخانه به خاطر رفتارش باید مجازات میشد.» قضات دادگاه بعد از اتمام جلسه دادرسی وارد شور شده و با استناد به ادله و مستندات موجود در پرونده، متهم را به قصاص محکوم کردند.