ایران و تایوان، برگهای مذاکره شی و ترامپ؟
رویترز گزارش داده که ممکن است محور سفر رئیسجمهور چین به آمریکا مسئله تایوان و ایران باشد
هفت صبح| سفر شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به آمریکا در شرایطی انجام میشود که روابط دو کشور در نقطهای پیچیده قرار گرفته است؛ از یک سو، رقابت راهبردی میان پکن و واشنگتن همچنان ادامه دارد و تایوان مهمترین اختلاف میان دو کشور محسوب میشود و از سوی دیگر، جنگ ایران به مسئلهای تبدیل شده که آمریکا بیش از هر زمان دیگری نیاز به مدیریت آن دارد و تصور میکند که رویکرد چین در این میان بسیار تعیینکننده است. در چنین شرایطی یک پرسش مهم مطرح میشود؛ آنکه آیا دونالد ترامپ میتواند از تایوان بهعنوان برگ مذاکره با چین استفاده کند و در مقابل، از پکن برای اعمال فشار بر ایران امتیاز بگیرد؟
اهمیت سفر شی به آمریکا
بر اساس گزارشهای منتشر شده دیدار چند روز بعد شی جینپینگ و دونالد ترامپ بسیار مهم ارزیابی شده است؛ وزارت خارجه چین این سفر را دارای اهمیت تاریخی توصیف کرده و بر گفتوگو، همکاری، مدیریت اختلافات و حفظ ثبات در روابط دو کشور تأکید کرده است. دیداری که البته قرار است در میان مجموعهای از اختلافات بین دو کشور انجام شود که مهمترین آنها بحث ایران و تایوان است.
بر اساس گزارش اخیر رویترز شی ممکن است از ترامپ بخواهد فروش تسلیحات آمریکا به تایوان را متوقف کند و در مقابل، پیشنهاد کمک برای اعمال فشار بر ایران در ارتباط با جنگ خاورمیانه را مطرح کند. به این ترتیب، برای نخستین بار در این سطح، مسئله تایوان و جنگ ایران در قالب یک معادله واحد قابل بررسی میشوند؛ آنکه واشنگتن امتیازی در موضوع تایوان بدهد و پکن نیز در موضوع ایران با آمریکا همکاری کند.
تایوان، برگ مذاکره ترامپ؟
رایان هس، مدیر مرکز مطالعات چین در موسسه بروکینگز، حتی درخواست علنی ترامپ از تایوان برای «آرام گرفتن» را نشانهای از این دانسته که حمایت امنیتی آمریکا از تایوان ممکن است به موضوعی قابل مذاکره با چین تبدیل شده باشد. در مقابل، برخی تحلیلگران باور دارند که نباید از این تحولات نتیجه گرفت که آمریکا قصد دارد تایوان را بهطور کامل به چین واگذار کند. جونگ جیدونگ، پژوهشگر تایوانی، مطرح میکند که «حتی در سال ۱۹۷۹، زمانی که آمریکا برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی به همکاری چین نیاز داشت، واشنگتن درخواست پکن برای توقف فروش تسلیحات به تایوان را نپذیرفت.
از این منظر، رقابت راهبردی کنونی میان چین و آمریکا میتواند حتی فضای امتیازدهی واشنگتن به پکن را نسبت به گذشته محدودتر کرده باشد». با این اوصاف مسئله احتمالا توقف کامل حمایت نظامی آمریکا از تایوان نیست، بلکه نحوه و زمانبندی این حمایت است. بانی گلیزر نیز معتقد است فروش تسلیحات به تایوان سرانجام از سر گرفته خواهد شد و مسئله اصلی زمان آن است. در چنین چارچوبی، تعویق، کاهش حجم یا تغییر زمانبندی فروش تسلیحات میتواند همان چیزی باشد که در یک معامله دیپلماتیک بهعنوان امتیاز آمریکا تلقی شود.
ایران، برگ مذاکره شی؟
در طرف دیگر ماجرا، ایران قرار دارد. جنگ ایران برای دولت ترامپ به مسئلهای پرهزینه تبدیل شده و هم باعث کاهش شدید محبوبیت ترامپ شده است و هم آنکه هزینههای اقتصادی سنگینی را بر آمریکا و بلکه دنیا تحمیل کرده است. با این وصف، آمریکا در شرایطی وارد مذاکره با پکن میشود که ایران برای آن صرفا یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه مسئلهای است که میتواند بر موقعیت داخلی دولت آمریکا نیز اثر بگذارد. کارشناسان میگویند که چین از این جهت برگ مهمی در اختیار دارد. آمریکا چین را کشوری میداند که بیش از دیگران میتواند بر ایران اثر بگذارد. در همین چارچوب، گزارش رویترز درباره پیشنهاد پکن برای کمک به اعمال فشار بر ایران اهمیت ویژهای پیدا میکند.
مخالفت چین با تحریم هوایی آمریکا علیه ایران
به موازات گفتوگوهای پیش روی چین و آمریکا درباره تحولات منطقه و البته وضعیت تایوان، چین میکوشد یکسره موضعی همراهانه با آمریکا نداشته باشد. مشخصا چین روز گذشته اعلام کرد که با تحریم هواپیمایی آمریکا علیه ایران مخالف است و پیشتر نیز مطرح کرده بود که خود را ملزم به رعایت این تحریمها نمیداند یا آنکه چین و روسیه عملا باعث توقف تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شدهاند.
این مواضع نشان میدهد که اگر معاملهای میان پکن و واشنگتن شکل بگیرد، احتمالا به معنای پذیرش کامل سیاست تحریمی آمریکا علیه ایران نخواهد بود و شاید چین میخواهد میان همکاری محدود برای اعمال فشار بر ایران و پذیرش سیاست آمریکا علیه ایران تفاوت قائل شود. به بیان دیگر، پکن ممکن است حاضر باشد در برخی حوزهها به واشنگتن برای پایان دادن به جنگ همراهی کند اما این الزاما به معنای همراهی با تمام تحریمهای آمریکا نیست.
جدال بر سر تمدید آتشبس تجاری
از مجموعه اخبار و گزارشهای روزهای اخیر میتوان دریافت که رئیسجمهور چین در شرایطی به واشنگتن میرود که تجارت خارجی چین همچنان قدرتمند است و مازاد تجاری این کشور برای دومین سال پیاپی در مسیر عبور از یک تریلیون دلار قرار دارد. بنابراین چین از نظر اقتصادی مانند آمریکا دچار مشکلات عدیده نشده است و این موضوع میتواند دست چین را در مذاکره با آمریکا باز پر کند. مذاکرات اخیر دو کشور بر سر تمدید آتشبس تجاری نیز نشان میدهد که اختلافات همچنان پابرجاست.
آمریکا خواهان تمدید ششماهه این توافق است، در حالی که چین خواهان تمدید آن تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ است. حتی در موضوع عناصر نادر خاکی نیز اختلاف وجود دارد و واشنگتن معتقد است چین تنها حدود دو سوم تعهدات خود را اجرا کرده است. این وضعیت نشان میدهد که شی با دست خالی به واشنگتن نمیرود. در مقابل، ترامپ نیز اهرمهایی در اختیار دارد؛ مهمترین آنها تایوان، تعرفهها و محدودیتهای تجاری است. بنابراین، رابطه دو کشور بیش از آنکه شبیه مذاکرهای باشد که در آن یک طرف فشار میآورد و طرف دیگر عقبنشینی میکند، به نوعی چانهزنی متقابل شبیه شده است.
ابهام در استمرار توافق احتمالی
به طور کلی میتوان گفت اگر معاملهای میان آمریکا و چین شکل بگیرد، احتمالا ماهیتی محدود، مرحلهای و چندلایه خواهد داشت؛ نه معاملهای که در آن آمریکا بهطور کامل از تایوان عقبنشینی کند و چین نیز یکباره تمام سیاست خود درباره ایران را تغییر دهد. حتی ممکن است اساس معامله نه تایوان در برابر ایران، بلکه مجموعهای از امتیازات باشد، از جمله کاهش یا تعویق برخی فروشهای تسلیحاتی به تایوان در برابر همکاری چین در موضوع ایران، توافقهایی درباره تجارت میان دو کشور، خرید کالاهای آمریکایی، تعرفهها و... با این حال، مسئله اصلی این است که آیا چنین معاملهای میتواند پایدار باشد یا خیر؟
چین خواهان آن است که آمریکا به سمت نوعی بیطرفی غیررسمی در قبال تایوان حرکت کند؛ در حالی که ساختار روابط چین و آمریکا همچنان بر پایه رقابت راهبردی است. از سوی دیگر، ترامپ بهدنبال دستاوردی است که بتواند آن را بهعنوان پیروزی عرضه کند. همین نیاز سیاسی میتواند انگیزه او برای استفاده از تایوان بهعنوان برگ مذاکره را افزایش دهد. اما رفتار پیشبینیناپذیر ترامپ میتواند هر نوع معامله یا قرارداد یا توافقی را در معرض خطر نقضشدن قرار دهد. واقعیت این است که هم چین و هم آمریکا میخواهند وضعیت را کنترل کنند و نیاز دارند به نوعی با یکدیگر کنار بیایند اما در عین حال هیچکدام حاضر نیستند از تمام اهرمهای خود صرفنظر کنند.
برای ترامپ، جنگ ایران مسئلهای مهم و استراتژیک است و برای شی، تقویت موقعیت چین در سالهای باقیمانده و پس از پایان دوره ترامپ اهمیت دارد. بنابراین، احتمال رسیدن دو کشور به نوعی توافق را نمیتوان با احتمال دستیابی آنها به یک معامله جامع و نهایی یکی دانست و شواهد موجود بیشتر از امکان توافقی محدود و مرحلهای حکایت دارند تا یک توافق جامع و راهبردی.