مرگ در پایان یک مسیر شش دههای
سیروس ابراهیمزاده برای اصغر همت فقط یک بازیگر توانمند نبود هنرمندی بود که طنز را دقیق، جدی و اصولی بازی میکرد
هفت صبح| سیروس ابراهیمزاده، هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما، رادیو و تلویزیون، در ۸۷ سالگی چشم از جهان فروبست تا کارنامه پروپیمان و ششدههای او در تاریخ هنر ایران به خاطره بپیوندد. او که متولد ۱۳۱۶ در اردبیل بود، مسیری پرفرازونشیب را از کارگری در ساخت یک سالن تئاتر تا دریافت نشان درجه یک هنری طی کرد و به چهرهای ماندگار در حافظه فرهنگی چند نسل از ایرانیان تبدیل شد. ابراهیمزاده راه خود را در سال ۱۳۳۴ از تئاتر آناهیتا و زیر نظر مصطفی اسکویی آغاز کرد. شروعی چنان با شور و تعهد که خود در ساخت بنای سالن تئاتر نیز مشارکت داشت.
او همزمان با هنر، دانش را هم پی گرفت و پس از فارغالتحصیلی در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، برای تکمیل تحصیلات خود در زمینه هنرهای دراماتیک و موسیقی راهی انگلستان شد. این پیوند میان دانش آکادمیک و تجربه عملی، در کنار تسلط بر ادبیات، به او نگاهی عمیق و تحلیلی بخشیده بود که در تمام آثار و اظهارنظرهایش مشهود بود. گرچه ابراهیمزاده در سال ۱۳۴۹ با فیلم جریانساز «حسن کچل» علی حاتمی وارد سینما شد و بعدها در آثار مهم دیگری چون «کمالالملک»، «ستارخان» و «صمد و قالیچه حضرت سلیمان» ایفای نقش کرد، اما هنر او هرگز به یک عرصه محدود نماند.
او در سال ۱۳۳۸ به دنیای دوبله قدم گذاشت و صدایش در آثاری چون «لورنس عربستان» و مجموعه «ارتش سری» شنیده شد. دهه چهل و پنجاه خورشیدی، دوران فعالیت او در رادیو نیز بود، جایی که صدای گرم و مسلطش در نمایشهای رادیویی و کتابهای صوتی ماندگار شد. صحنه تئاتر اما همواره جایگاه ویژهای برای او داشت. بازی درخشانش در نمایش «پیروزی در شیکاگو» به کارگردانی داوود رشیدی در سال ۱۳۷۱، که برای اولین بار در تئاتر ایران با موسیقی زنده روی صحنه میرفت، یکی از نقاط عطف کارنامه اوست.
بازیگری که در مرز هنرها نمیایستاد
در دهههای بعد، ابراهیمزاده حضوری مستمر در سینما و تلویزیون داشت. فیلمهای «همسر»، «چهره»، «مومیایی ۳»، «مسافر ری» و «مکس» از جمله آثار سینمایی او هستند. با این حال، این جعبه جادویی بود که چهره او را برای طیف وسیعتری از مخاطبان آشنا کرد. از نقشهای بهیادماندنیاش در مجموعههای کلاسیکی چون «آرایشگاه زیبا»، «تنهاترین سردار» و «کاکتوس» گرفته تا حضور شیرین و موثرش در سریالهای متاخری مانند «آشپزباشی» و بهویژه «ساختمان پزشکان» که او را به نسل جدید نیز معرفی کرد.
ابراهیمزاده فقط یک بازیگر نبود؛ او نویسنده و مترجمی توانا نیز بود و آثاری چون «تیارت فرنگی» و «یک خواهش کوچک» را در کارنامه خود داشت. او همواره بر پیوند هنرمند معاصر با ریشههای ادبیات کلاسیک فارسی تاکید داشت و معتقد بود که خلاقیت هنری بدون این پشتوانه، ماندگار نخواهد شد.
سیروس ابراهیمزاده هنرمندی از نسلی تکرارنشدنی بود که مرزی بین عرصههای مختلف هنر نمیشناخت. او بازیگری بود که هم در شاهکار هنری «کمالالملک» درخشید و هم در کمدی محبوب «ساختمان پزشکان» لبخند بر لبان مخاطبان نشاند. با درگذشت او، هنر ایران یکی از چهرههای جامع و فرهیخته خود را از دست داد؛ هنرمندی که نام و صدایش با بخش مهمی از خاطرات مشترک ما گره خورده است.
اصغر همت از رفیق قدیمیاش میگوید
جدیترین بازیگرِ نقشهای کمدی
سیروس ابراهیمزاده برای اصغر همت فقط یک بازیگر توانمند نبود هنرمندی بود که طنز را دقیق، جدی و اصولی بازی میکرد
درگذشت سیروس ابراهیمزاده، بازیگر پیشکسوت، مترجم و نویسنده توانمند سینما، تئاتر و تلویزیون، ضایعهای تلخ برای هنر ایران است. به همین بهانه سراغ اصغر همت، بازیگر نامآشنا و از دوستان قدیمی او رفتیم تا از نگاه یک همکار و رفیق، ابعاد هنری و شخصیتی زندهیاد ابراهیمزاده را مرور کنیم. اصغر همت معتقد است که میراث اصلی این هنرمند فقید، ارائه تعریف و اجرای درستی از بازی در نقشهای طنز و کمدی است.

اصغر همت با تاکید بر جایگاه ویژه و بیمانند سیروس ابراهیمزاده در هنر بازیگری میگوید: «بزرگترین دستاورد آقای ابراهیمزاده، هم برای من و هم برای دنیای بازیگری این مملکت، «درست بازی کردن» نقشهای طنز و کمدی بود. امروز بسیاری ادعای بازیگری طنز و کمدی دارند، اما به اعتقاد من همه این مدعیان باید حتما و موشکافانه بازیهای آقای ابراهیمزاده را تماشا کنند.
با دقت در هنر اوست که تازه متوجه میشوند چقدر مسیر طنز و کمدی را اشتباه میروند و چقدر این ژانر را غلط بازی میکنند، او هیچوقت خودش به خودش نخندید.» همت در ادامه، نام سیروس ابراهیمزاده را در کنار یکی دیگر از بزرگان فقید هنر ایران قرار میدهد و ادامه میدهد: «بدون شک، آقای سیروس ابراهیمزاده و زندهیاد فردوس کاویانی عزیز، دو نفر از بازیگران همهجانبه ما بودند. هنرمندانی که در تمام ژانرها توانمند ظاهر میشدند، اما بهخصوص در اجرای کاراکترهای طنز، بینهایت درست، دقیق و اصولی عمل میکردند.»
وقتی از اصغر همت میپرسیم که مهمترین ویژگی زندهیاد ابراهیمزاده که به عنوان یک بازیگر در ذهنش ماندگار شده چیست، با قاطعیت به یک تضاد جذاب و تکنیکی اشاره میکند: «او جدیترین بازیگر نقشهای طنز وکمدی بود. بله، بدون برو و برگرد یکی از جدیترین بازیگران نقشهای کمدی و طنز ما آقای ابراهیمزاده بود و همین جدیبودن در کار، خروجی درخشانی به همراه داشت.»
فراتر از جهان بازیگری و تکنیکهای هنری، رفاقت و انس میان این دو هنرمند نیز پررنگ بوده است. همت درباره رابطه شخصیاش با این هنرمند و تجربههای مشترکشان میگوید: «من با آقای ابراهیمزاده انس و رفاقت عمیقی داشتم. او همیشه به من محبت داشت و من همواره مرهون مهربانیها و محبتهای بیدریغش بودم. خوشبختانه این رفاقت به قاب تصویر هم کشیده شد و ما در فیلم سینمایی «مقلد شیطان» و«تحفهها» فرصت این را پیدا کردیم که در کنار هم جلوی دوربین برویم و همکاری مشترکی داشته باشیم؛ تجربهای که در کنار رفاقت، برایم بسیار ارزشمند و فراموشنشدنی است.»