روز خبرنگار روز حساب کشیدن از وضعیت رسانه باشد
قابل توجه مسئولانی که فقط روزخبرنگار را تبریک میگویند، باور کنید حال رسانه خوب نیست
هفت صبح| روز خبرنگار آمد و رفت؛ با همان مراسم، تبریکها و وعدههای همیشگی. روز خبرنگار که تمام شد، خبرنگار ماند و هزار گرفتاری. رسانه ماند و فیلم و زینک گران، کاغذ گرانتر از همیشه و دشواریهای اقتصادی که هر روز بیشتر میشود. امنیت شغلی خبرنگاران همچنان شکننده است، وضعیت معیشتیشان دشوارتر شده و دسترسی به اطلاعات نیز همچنان پیچیده و پرمانع است.
همیشه همین طور بوده. روز خبرنگار که میرسد، وزارتخانهها، سازمانها، نهادها و دستگاههای مختلف تازه به یاد خبرنگاران میافتند و در تبریک گفتن، مراسم گرفتن، لوح دادن و گفتن از اهمیت و شأن رسانه و خبرنگار با هم مسابقه میگذارند. برخیهایشان هم یک مراسم شام تدارک میبینند، مدیران کنار خبرنگاران مینشینند، عکس یادگاری میگیرند، چند کلامی سخنرانی میکنند و تمام. هر کس راه خودش را میرود و برای خبرنگاران روز از نو و روزی از نو. فردای روز خبرنگار همه چیز به روال سابق برمیگردد.
خبرنگار میماند و تحریریهای که دخل و خرجش با هم نمیخواند. حقوقی که با هزینههای زندگی فاصله زیادی دارد. بیمهای که برای بسیاری از خبرنگاران به یک دغدغه همیشگی تبدیل شده است. قراردادهای کوتاهمدت، کار پارهوقت و آیندهای که تهش خیلی معلوم نیست چه میشود. برخی از خبرنگاران شانس بیاورند در رسانههایی کار میکنند که حقوق و بیمهشان سر موقع است. اما همه خبرنگاران این شانس را ندارند. درواقع بیشترشان چنین شانسی ندارند.
قابل توجه مسئولانی که فقط روزخبرنگار را تبریک میگویند، باور کنید حال رسانه خوب نیست. این را نمیشود با چند جمله شیک و مجلسی در مراسم رسمی قایم کرد. اقتصاد رسانه ضعیف است و راههای درآمدی یکی پس از دیگری دشوارتر شدهاند. تبلیغات کم شده، هزینه تولید بالا رفته و بسیاری از رسانهها برای ادامه فعالیت با مشکلات جدی روبهرو هستند.
کاغذ همچنان گران است. هزینه چاپ و تولید محتوا بالا رفته است. ابزار کار رسانه ارزان نشده. دسترسی به اطلاعات نیز اصلا و ابدا آسان نیست. خبرنگار برای رسیدن به یک خبر باید از موانع مختلف عبور کند و در بسیاری از موارد، هنوز دسترسی آزاد و سریع به اطلاعات یک مسئله جدی است. خب حالا که یک روز بعد از روز خبرنگار است چه چیزی تغییر کرده؟ تقریباً هیچ چیز.
روز خبرنگار در سالهای اخیر به یک مراسم نمادین تبدیل شده و هیچگاه فرصتی برای حل مشکلات خبرنگاران نبوده است. به عبارت دیگر، شده یک مناسبت رسمی که در آن درباره خبرنگار زیاد گفته میشود، اما درباره زندگی خبرنگار تقریبا هیچ کاری صورت نمیگیرد.
خسته شدهایم از اینکه هر سال، طوطیوار از شأن و جایگاه خبرنگار گفته میشود. شأن خبرنگار با سخنرانی و تعریف و تمجید بالا نمیرود. امنیت شغلی، دستمزد مناسب، بیمه، دسترسی به اطلاعات و امکان فعالیت حرفهای است که جایگاه خبرنگار را حفظ میکند. خبرنگار با لوح تقدیر زندگی نمیکند و با عکس یادگاری نمیتواند اجاره خانهاش را بپردازد.
سخنرانی مدیران هم هزینه کاغذ، رفتوآمد و زندگی روزمره او را تأمین نمیکند. رسانه به اقتصاد نیاز دارد، خبرنگار به امنیت شغلی و تحریریه به درآمد پایدار. اگر قرار است از شأن خبرنگار سخن بگوییم، باید شرایطی فراهم شود که رسانه مستقل بتواند حرفهای و مستقل فعالیت کند و دسترسی به اطلاعات نیز شفافتر و آسانتر شود.
مسائل و مشکلات خبرنگاران بیشمار است و سالهاست درباره آنها فقط حرف میزنند و بس. اما همیشه همان مشکلات تکراری و قدیمی روی میز میآید.البته منکر نمیشویم که شرایط خاص کشور نیز کار رسانه را دشوارتر کرده است. جنگ، بحران اقتصادی، محدودیتهای ارتباطی و دشواری دسترسی به اطلاعات، روند طبیعی تولید خبر را با مشکل روبهرو کردهاند. رسانه به حمایت حرفهای و اقتصادی نیاز دارد. صد البته که حمایت نیز نباید به معنای وابستگی باشد. رسانهای که برای ادامه کار خود ناچار باشد چشم به کمک این دستگاه و آن سازمان داشته باشد، به تدریج استقلال خود را از دست میدهد. حمایت واقعی باید به گونهای باشد که رسانه بتواند روی پای خود بایستد.
روز خبرنگار میتوانست فرصتی برای طرح جدی همین مسائل باشد. فرصتی برای اینکه مسئولان کشور درباره اقتصاد رسانه تصمیمهای روشن و عملی بگیرند. منظور نیز برگزاری یک مراسم دیگر و شنیدن چند سخنرانی تکراری نیست. تصمیمهایی گرفته شود تا رسانه بتواند اندکی نفس بکشد و از این وضعیت دشوار بیرون بیاید. این دو با هم تفاوت زیادی دارند.
وضعیت بیمه خبرنگاران باید در بالاترین سطوح اجرایی بررسی شود و برای آن تصمیم مشخص گرفته شود. معیشت خبرنگاران باید جدی گرفته شود. استقلال رسانه و تقویت رسانههای مستقل باید به یک مسئله واقعی در سیاستگذاری تبدیل شود. برای آینده رسانه نیز باید چارهای اندیشیده شود. آیندهای که با این وضعیت اقتصادی و حرفهای، چندان روشن به نظر نمیرسد.
کدام مسئول را میشناسیم که در همین روزها، جز تبریک گفتن به خبرنگاران یا برگزاری یک مراسم رسمی، اقدامی مشخص برای حل یکی از مشکلات رسانه در دستور کار خود قرار داده باشد؟ پاسخ به نظر هیچکس میآید. چون تبریک گفتن آسان است اما حل کردن مشکلات رسانه دشوار.
روز خبرنگار امسال هم مشابه سالهای قبل بود. خبرنگاران روز بعد، دوباره پشت میز خودشان مینشینند، به این ور و آنور زنگ میزنند، تلاش میکنند پیگیر اطلاعات باشند و برای رساندن اطلاعات درست به مخاطب تلاش کنند. با وجود هزار و یک گرفتاری که دارند و هر روز هم بیشتر میشود.
روز خبرنگار در ایران یک روز کاملا تشریفاتی و بیخاصیت است. درحالی که این روز باید روز حسابکشی از وضعیت رسانه باشد. روزی برای دیدن آنچه بر سر خبرنگار آمده و آنچه در سال گذشته برای بهتر شدن وضعیت رسانه انجام نشده است. در تمام این سالها هر تصمیمی که گرفته شد و هر اتفاقی که رخداد در جهت محدود شدن رسانه و خبرنگار بود. انگار مزاحمانی هستیم که باید کنترلشان کرد.
لازم نیست بگوییم چه بلایی سر رسانهها آمد که در نهایت بخش مهمی از اثرگذاری و مرجعیتشان را از دست دادند. یک دوست مطلع میگفت از چهل و یک رسانه فارسی زبان و تاثیرگذار که مردم بیشتر به آنها مراجعه میکنند چهل رسانه خارج از ایران است. یعنی چهل و یکمین رسانه تاثیرگذار در داخل کشور قرار دارد. در این میان برخی از افراد و چهرههای فعال خودشان با شبکههای اجتماعیشان رسانههایی یک نفره راه انداختهاند که از رسانههای رسمی داخل کشور بیشتر دیده میشوند.
مقامات و مسئولان محترم؛ تبریک گفتن ایرادی ندارد، خیلی هم خوب است، عکس یادگاری هم بگیرید. اما رسانه نیازمند راهحل است. خبرنگار نیز زندگی و هزینه دارد و آینده میخواهد.روز خبرنگار تمام شد. میزهای پذیرایی هم جمع شدند. مدیران به دفترهای خود برگشتند و خبرنگاران نیز به تحریریههایشان.اما مسائل رسانه به قوت خودش باقی است. روز خبرنگار اگر میبایست معنایی داشته باشد، باید چیزی بیشتر از یک مناسبت در تقویم باشد.