کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۵۸۵۱۱۵
تاریخ خبر:
زنان سازشان را کوک می‌کنند‌

وقتی نت‌ها زنانه نواخته می‌شوند اما نامی از نوازنده نیست

 وقتی نت‌ها زنانه نواخته می‌شوند اما نامی از نوازنده نیست

سهم زنان از رهبری ارکستر و مدیریت موسیقی در ایران همچنان پایین است

سما بابایی روزنامه نگار

هفت صبح‌| اواخر نوروزی که گذشت (بیست و هشتم مارس)، «روز جهانی زنان در موسیقی» در سکوت و رخوت تعطیلات، آرام آمد و رفت. روزی برای یادبودِ زنانی که صدایشان در هیاهوی تاریخ، به زمزمه‌ای خاموش بدل شد و موسیقی، همواره زبانی سرکوب‌شده برایشان بود. زنانی از شرق تا غربِ جهان که هنرشان در زنجیرِ سنت، تعصب و سیاست گرفتار بوده و قصه‌ غم‌بار آن‌که همچنان گرفتار است. 

33

بیست و هشتم مارس، روزی به یادِ تمام زنانِ موسیقیدانی است که از دربارهای قرون وسطی تا سالن‌های کنسرت مدرن، بارها مجبور شدند برای اثبات خود، چندین برابر بیشتر از همتایان مردِ خود تلاش کنند. این روز، شهادتی بر زخم‌های دیرینه‌ای است که زنان موسیقیدان بر تن دارند. آنان که در طول قرون، در خلوت نواختند، در تاریکی خواندند و در سایه‌ها ماندند تا مبادا هویت‌شان با موسیقی یکی شود و مستوجبِ طرد و انکار شوند. اما تاریخ نشان داده که هیچ سرکوبی نتوانسته نغمه‌های زنان را برای همیشه به سکوت وادارد.

 

 روز جهانی موسیقی زنان چگونه شکل گرفت؟ 

«روز جهانی موسیقی زنان» در سال ۲۰۰۸ پایه‌گذاری و در سال ۲۰۲۰ به‌طور رسمی از سوی اتحادیه‌ پخش برنامه‌های اروپایی (EBU) به رسمیت شناخته شد. اما چرا چنین روزی شکل گرفت و چه ضرورت‌هایی باعث شد که توجه جهانی به حضور زنان در موسیقی جلب شود؟

در واقع تبیین چنین روزی در تاریخِ‌ موسیقی، با هدف افزایش آگاهی درباره‌‌ نابرابری‌ها و برجسته‌سازی دستاوردهای زنان موسیقیدان، حمایت از زنان فعال در این صنعت، شناسایی موانع پیش روی آن‌ها و ایجاد فرصت‌های برابر در عرصه‌های مختلف موسیقی انجام شده است. همچنین این روز، به معنای تأکید بر لزوم تغییر سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی و صنعتی است که همچنان زنان را از پیشرفت کامل در این حوزه بازمی‌دارد.

از زمان شکل‌گیری این روز، شاهد افزایش توجه به نقش زنان در موسیقی بوده‌ایم و تعدادی از سازمان‌های موسیقی، سیاست‌هایی برای کاهش تبعیض جنسیتی اتخاذ کرده‌اند و آگاهی عمومی درباره‌ سهم زنان در این هنر گسترش یافته است. با این‌حال، هنوز راه درازی در پیش است و نیاز به حرکتی مداوم برای به رسمیت شناختن، حمایت و گسترش فرصت‌های برابر در صنعت موسیقی دیده می‌شود؛ چرا که هنوز در بسیاری از جشنواره‌ها، زنان کماکان در اقلیت‌ هستند؛ در ارکسترها، رهبری زنان همچنان پدیده‌ای نادر است و در صنعت موسیقی، سهم آنان از مدیریت، ضبط و توزیع آثار، به مراتب کمتر از مردان است. در یک کلام تبعیض جنسیتی، کلیشه‌ها و موانع ساختاری همچنان بر سر راه زنان موسیقیدان قرار دارد.

 

 از غرب تا شرق، از دوران باروک تا مدرنیسم 

اگرچه موسیقی به‌عنوان هنری جهانی شناخته می‌شود، اما برای زنان همواره عرصه‌ای نابرابر بوده است. از قرون گذشته تا به امروز، زنان در صنعت موسیقی با موانع بسیاری مواجه بوده‌اند: از محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی گرفته تا تبعیض‌های سیستماتیک در فرصت‌های کاری، تولید و اجرا. 

قرن‌ها موسیقی به عنوان قلمرویی مردانه تلقی می‌شد و در تاریخ موسیقی کلاسیک (از دوران باروک تا مدرنیسم)، زنان آهنگساز یا آثارشان را تحت نام مردان منتشر می‌کردند یا به‌کلی از صحنه کنار گذاشته می‌شدند. «کلارا شومان»، نابغه‌ پیانو، که به او لقب «باخِ زنانه» داده‌اند، عمده‌ زندگی خود را در سایه‌ شهرت همسرش، روبرت شومان، گذراند. با وجود استعداد درخشان او در آهنگسازی، جامعه‌ موسیقی آن دوران، او را بیشتر به عنوان یک همسر و مفسر آثار شومان می‌شناخت تا یک آهنگساز مستقل.‌‌ 

 

«فانی مندلسون»، خواهر آهنگساز مشهور فلیکس مندلسون، یکی دیگر از قربانیان تبعیض جنسیتی در موسیقی بود. استعداد درخشان او در آهنگسازی، از دیدگاه خانواده‌اش تهدیدی برای شهرت برادرش محسوب می‌شد. به‌همین خاطر بسیاری از آثارش با نام فلیکس منتشر شد و تنها در دهه‌های اخیر، موسیقی‌شناسان به ارزش حقیقی کارهای او پی برده‌اند.‌‌ 

در این میان «باربارا استروتزی»، آهنگساز ایتالیایی دوره باروک، یکی از معدود زنانی بود که توانست با نام خود به شهرت برسد. با این حال، او نیز به دلیل زن بودن، با تهمت‌هایی مواجه شد که موسیقی‌اش را به جای هنر، ابزاری برای جلب توجه قلمداد می‌کردند.‌‌ 

 

«لوئیز فارانک»، آهنگساز و پیانیست برجسته فرانسوی در قرن نوزدهم، به عنوان استاد کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، اما برای سال‌ها، حقوقی کمتر از همکاران مرد خود دریافت می‌کرد. او تنها پس از تلاش‌های بسیار توانست حقوق برابر با مردان را برای خود به دست آورد.‌‌ 

«امی بیچ»، نخستین زن آمریکایی که یک سمفونی کامل نوشت و به‌‌رغم استعداد کم‌نظیرش، با این باور محدودکننده مواجه شد که زنان نباید آهنگسازی را به‌عنوان حرفه دنبال کنند. 

 

در مشرق‌زمین، اما قصه تلخ‌تر است. موسیقی زن، سال‌ها در پرده‌ حرم‌سراها محصور ماند و آواز زنان، نه نغمه‌ای هنری، که نوایی هوس‌انگیز تلقی شد که باید از گوش همگان پنهان بماند. بسیاری از زنان، همچون قمرالملوک وزیری، با خطر و جسارت به صحنه آمدند، اما در نهایت، تاریخ با آنان بی‌رحم بود؛ یا به خاموشی واداشته شدند، یا نام‌شان را از تبارِ موسیقی زدودند. 

در هند، «گاوری دیوی» و «آنپورنا دوی»، زنان برجسته‌ موسیقی کلاسیک، برای به رسمیت شناخته شدن در برابر سیطره‌ موسیقیدانان مرد جنگیدند و در بسیاری از موارد، مجبور بودند هنر خود را در محافل خصوصی اجرا کنند.‌‌ 

 

در دنیای عرب، «اسمهان»، خواننده و موسیقیدان برجسته‌ سوری-مصری، یکی از معدود زنانی بود که توانست موسیقی عربی را از سلطه‌ مردان خارج کند، اما مرگ زودهنگامش در یک تصادف مشکوک بسیاری را به این باور رساند که او قربانی سیاست‌های آن دوران شد.‌‌ 

در موسیقی معاصر نیز، اگرچه حضور زنان در حال افزایش است اما همچنان سهم آنان از موقعیت‌های کلیدی مانند رهبری ارکستر، مدیریت موسیقی و تهیه‌کنندگی آثار به‌مراتب کمتر از مردان است.

 

هیچ سکوتی ابدی نیست 

اما این سکوت، هرگز ابدی نشد. در قرن بیستم و بیست‌ویکم، زنان موسیقیدان دیگر به‌اندازه‌ گذشته زیرِ سایه‌ مردان نبوده و خود، پیش‌برنده‌ جریان‌ها شدند و به عنوان رهبر ارکستر، آهنگساز و اجراکنندگانی قدرت‌مند در خط مقدم موسیقی جهان ایستاده‌اند.

از بیلی هالیدی و نینا سیمون که موسیقی را به سلاح مبارزه بدل کردند، تا خوانندگان و آهنگسازان معاصر که به رغم فشارهای فرهنگی و اجتماعی، صدای خویش را به گوش جهان رساندند. این زنان، موسیقی را نه فقط به عنوان هنری برای سرگرمی، بلکه به عنوان ابزاری برای اعتراض، روایت‌گری و تغییر اجتماعی به کار گرفتند. در این میان البته وضعیتِ خوانندگانِ پاپ همواره وضعیتی بهتر بوده است؛ اما این مسئله را نیز می‌توان چنین توضیح داد که خوانندگانِ زنِ موسیقی پاپ، بیشتر وسیله‌ای برای چرخشِ مالی صنعت موسیقی و سرگرمی بوده‌اند. 

 

 مصائبِ موسیقی زنان در ایران 

موسیقی در ایران، همواره مسیری پرچالش برای زنان بوده است و این روزها نیز باوجود برخی پیشرفت‌ها، هنوز محدودیت‌های متعددی برای زنان موسیقیدان وجود دارد. 

یکی از بزرگ‌ترینِ این موانع، ممنوعیت رسمی تک‌خوانی زنان در اماکن عمومی است که در طی تقریبا نیم‌ قرنِ اخیر، ادامه داشته است و زنانِ خواننده عمدتا در قالب هم‌خوانی با یک خواننده‌ مرد یا در گروه‌های کر اجازه‌ فعالیت دارند.

 

حتی هنگامِ هم‌خوانی با مردان نیز قوانین مبهم و تفسیرهای سلیقه‌ای، سبب شده‌اند که این فعالیت با چالش‌های متعددی همراه شود. البته در سال‌های اخیر،‌ پلتفرم‌های دیجیتال مانند یوتیوب و اینستاگرام، فرصتی برای خوانندگان زن فراهم کرده‌اند تا آثار خود را منتشر کنند، اما نظارت‌های سخت‌گیرانه همچنان ادامه دارد.  این مشکلات فقط به خوانندگی زنان برنمی‌گردد. آهنگسازانِ زن نیز اگرچه با محدودیت قانونی صریحی روبه‌رو نیستند اما فضای مردسالار صنعت موسیقی باعث شده تا آنان کمتر دیده شوند و   رهبری ارکستر نیز همچنان یکی از مردانه‌ترین عرصه‌های موسیقی در ایران محسوب می‌شود و زنان در این حوزه، نه‌تنها با کمبود فرصت‌های اجرایی، بلکه با مقاومت ساختاری روبه‌رو هستند.‌‌ نزهت امیری، پانیذ فریوسفی، سوسن اصلانی و شکیبا حسینی از معدود زنان رهبر ارکستر در نیم قرنِ اخیر هستند که با وجود تمام موانع، توانسته‌اند به این جایگاه دست یابد، با این حال، این حضور همچنان استثنا بوده و زنان دیگری که قصد ورود به این حوزه را دارند، همچنان با مسیرهای دشوار و پر از موانع مواجه‌اند.‌‌ 

 

بسیاری از ارکسترهای مطرح ایران، همچنان تحت هدایت رهبران مرد اداره می‌شوند و به زنان، تنها در نقش نوازنده یا آهنگساز فرصت فعالیت داده می‌شود. نبود آموزش رسمی کافی برای زنان در رشته‌ رهبری ارکستر، نبود حمایت‌های مالی و فقدان فرصت‌های شغلی، از جمله موانعی هستند که باعث شده‌اند زنان رهبر ارکستر در ایران به تعداد انگشت‌شماری محدود شوند.‌‌ حمایت و فرصت‌های برابری با همتایان مرد خود نداشته‌ باشند. یکی از مشکلات عمده برای زنان آهنگساز، دشواری در دستیابی به ارکسترهای بزرگ برای اجرای آثارشان است و به همین دلیل، مجبور به اجراهای مستقل و ضبط‌های استودیویی شده‌اند. 

 

جنسیت، کلیشه‌ها و فشارهای اجتماعی‌‌ 

علاوه بر موانع قانونی و ساختاری، زنان موسیقیدان در ایران با موانع فرهنگی و اجتماعی متعددی نیز مواجه‌ بوده‌اند. 

موسیقی به‌ویژه در سبک‌های غیرسنتی، همواره با مقاومت‌هایی از سوی بخش‌های محافظه‌کار جامعه روبه‌رو بوده است و علاوه بر این، صنعت موسیقی ایران، همچنان به شدت مردسالار است. 

به نظر می‌رسد باوجود استعدادهای درخشانی که در بین زنان موسیقیدان ایرانی وجود دارد، نبود حمایت‌های دولتی، کمبود تهیه‌کنندگان مستقل برای حمایت از پروژه‌های زنان و عدم وجود سازمان‌های حمایتی برای رشد حرفه‌ای آن‌ها، باعث شده که مسیر پیشرفت برای زنان موسیقیدان در ایران، راهی دشوار باشد. 

 

آینده در راه است 

با وجود تمام این موانع، زنان موسیقیدان ایرانی همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند و در تلاش‌ هستند تا صدای خود را به گوش جهان برسانند. در سال‌های اخیر، برخی هنرمندان زن توانسته‌اند با انتشار آثار مستقل یا حضور در عرصه‌های بین‌المللی، محدودیت‌ها را دور بزنند.‌‌ علاوه بر این، فضای دیجیتال و رسانه‌های جدید، فرصتی را برای زنان فراهم کرده تا بدون نیاز به مجوزهای رسمی، آثار خود را منتشر کنند. 

بااین‌حال، تا زمانی که قوانین و سیاست‌های حاکم بر موسیقی در ایران تغییر نکند چالش‌های زنان موسیقیدان همچنان پابرجا خواهد بود. به همین خاطر است که بیست‌وهشتم مارس، روزی برای ستایش نیست، روزی برای تأمل است. تأمل بر تاریخی که زنان را از صحنه‌ها بیرون راند، نام‌شان را محو‌‌ و هنرشان را به گناهی بی‌بخشش تعبیر کرد.

کدخبر: ۵۸۵۱۱۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر