۱۴ هزار اثر کشفشده؛ چند هزار گنج از دست رفته؟
ابعاد واقعی حفاریهای غیرمجاز و دستاندازی به محوطههای تاریخی چقدر است؟
هفت صبح| فرمانده یگان حفاظت وزارت میراث فرهنگی از کشف و ضبط ۱۳هزار و ۹۸۳ شیء تاریخی، توقیف ۳ هزار و ۱۰۳ دستگاه فلزیاب و بازداشت ۵ هزار و ۱۲۶ متهم و متخلف در فاصله مرداد ۱۴۰۳ تا مرداد ۱۴۰۵ خبر داده است. واقعا عدد و رقمها عجیب و نگران کننده است. در واقع گزارش سرهنگ آیت احمدی از قاچاق آثار تاریخی ایران زنگ خطری جدی درباره ابعاد تعرض به میراث تاریخی ایران است که یک بخش آشکار دارد که همان آمار کشفیات است و البته یک بخش مهمتر دیگر بخش پنهان آمار قاچاق است که نمیدانیم چه میزان است.
بخش پنهان آمار قاچاق شامل آثاری است که نتوانستهایم کشفشان کنیم. چون نمیدانیم چه تعداد اثر تاریخی به خارج از کشور منتقل شده یا چه میزان از میراث ایران برای همیشه نابود شده است. چرا این مسئله را مطرح میکنیم؟ چون اگر در دو سال نزدیک به ۱۴ هزار شیء تاریخی کشف و ضبط شده، ابعاد واقعی حفاریهای غیرمجاز و دستاندازی به محوطههای تاریخی چقدر است؟
به خصوص که اشیای قاچاق شده، هر کدام بخشی از حافظه سرزمین کهن و تاریخی ایران به شمار میروند که به جز ارزش مادی که به قدمت، جنس و قیمت احتمالی آن بستگی دارد، تحلیلشان میتواند از مناسبات تجاری و تاریخی، زندگی روزمره مردم و فضای اجتماعی آن دوره اطلاعات درخوری دراختیارمان قرار دهد. ولی متاسفانه شاهد هستیم که دشمنان میراث تاریخی ایران با بیل و کلنگ و فلزیاب وسایر تجهیزات به جان آثار تاریخی کشورمان افتادهاند و این آثار نفیس سر از ویترین مجموعههای خصوصی در داخل و خارج کشور در میآورد.
نکته مهم دیگری که بسیاری از باستانشناسان تاکید بسیار برآن دارند، شیوه درست و اصولی و علمی کاوش آثار باستانی است. خب این کار یک علم است و جزئیات و ریزهکاریهای بسیاری را میطلبد. برای مشخص شدن این موضوع یک مثال میتوان مطرح کرد. تصور کنید فردی برای پیدا کردن چند سکه قدیمی، محوطهای باستانی را شبانه زیرورو کند.
خب نگران یگانهای حفاظت و برخوردهای قانونی به علت این کار خلافی است که انجام میدهد. درنتیجه مجبور است سریع کارش را انجام بدهد. حالا این وسط ممکن است چند قطعه فلز نیز به دست بیاورد و بابت فروش آن پولی دریافت کند. اما در همین عملیات کاوش غیر استاندارد، لایههای خاک، نشانههای استقرار و ارتباط میان اشیای تاریخی را نابود میکند. یعنی با بیرون کشیدن یک شیء از بستر تاریخیاش، این طور نیست که فقط یک اثر را جابهجا کرده باشد. در واقع این شخص بخشی از امکان بازخوانی تاریخ را نیز از میان میبرد و خسارتی وارد میکند که با توقیف چند شیء و بازگرداندنشان به انبارهای میراث فرهنگی جبران نمیشود.
لذا در قاچاق آثار تاریخی نباید فقط حفار محلی یا فردی را دید که با یک فلزیاب به زمین زده است. حفاری غیرمجاز میتواند شامل زنجیرهای باشد که در ادامه به واسطهها، خریداران، دلالان و بازارهای پنهان میرسد. لذا آن فرد با وعده پیدا کردن گنج وارد یک محوطه میشود، اما سود اصلی نصیب کسانی خواهد شد که توانایی خرید، انتقال، پنهانسازی و فروش آثار را دارند. حفار، خطر بازداشت و مجازات را میپذیرد و واسطهها و سوداگران از فاصله میان محل کشف تا بازار فروش، منفعت اصلی را به دست آورند.
برای درک این سازوکار کافی است به تفاوت میان یک حفار و یک خریدار ثروتمند فکر کنیم. اولی با ابزار ابتدایی و به امید یک درآمد ناگهانی وارد زمین شود و دومی با پول، ارتباطات و شبکه فروش، آثار بهدستآمده را به کالایی گرانقیمت تبدیل کند. بنابراین اگر به گزارش فرمانده یگان حفاظت از میراث فرهنگی برگردیم، درصورتی سیاست مقابله بر دستگیری افراد حاضر در محل حفاری متمرکز بماند و مسیر پول، خریداران و شبکه توزیع را دنبال نکند، بخش مهمی از مسئله دستنخورده باقی میماند.
پس بیراه نیست که بگوییم مسئولیت دستگاههای دولتی بسیار جدی و گریزناپذیر است. محوطههای تاریخی ایران گستردهاند و حفاظت از همه این محوطهها نیز دشوار است. اما دشواری مأموریت، مسئولیت دستگاههای متولی را کاهش نمیدهد. چون هنگامی که یک محوطه تاریخی بدون حصار، تابلو، مراقبت مستمر یا دسترسی سریع نیروهای حفاظتی رها میشود، عملاً فرصت تعرض برای سودجویان فراهم میآید.
نمیتوانیم از مردم درخواست کنیم میراث ملی را پاس بدارند، اما در برابر محوطهای که سالها بدون حفاظت مؤثر مانده به کمبود بودجه و نیروی انسانی استناد کنیم. برای مثال، اگر در منطقهای روستایی آثار تاریخی در زمینهای کشاورزی یا تپههای باستانی وجود داشته باشد، کشاورز، ساکنان محلی و دهیاران میتوانند نخستین افرادی باشند که این محل را شناسایی کرده و گزارش تخلف بدهند. مشروط بر اینکه آموزش ببینند، به اهمیت آثار آگاه شوند و بدانند گزارششان نیز به نتیجه میرسد.
حفاظت از میراث فرهنگی با حضور مقطعی نیروها و انتشار خبر کشف اشیای قاچاق ممکن نمیشود. این کار به نقشه حفاظتی، پایش مستمر، مشارکت مردم و پاسخگویی روشن دستگاههای مسئول نیاز دارد. شوربختانه فضای مجازی نیز به بخشی از مسئله تبدیل شده است. در بسیاری از صفحات و کانالها، تصاویر فلزیابها، ابزار حفاری و گزارشهای هیجانانگیز از پیدا کردن گنج میبینیم. خب بسیاری تحت تاثیر قرار میگیرند و فکر میکنند حفاری غیر مجاز، راهی برای یکشبه پولدار شدن است.
متاسفانه ویدیوهای جستوجوی اشیای زیرخاکی میتواند به عادیسازی رفتاری منجر شود که حاصلش تخریب میراث ملی این سرزمین است. مجازات بازدارنده نیز یک مسئله مهم در خصوص برخورد با حفاران غیرمجاز است. به نظر میرسد که افراد متخلف هزینهای که میپردازند تناسب چندانی با مجازاتشان ندارد. به خصوص که برخورد مؤثر نباید فقط به حفاری غیرمجاز محدود شود و دامنه خریدار، واسطه، تأمینکننده مالی و مسیر انتقال آثار را هدف نگیرد.
شناسایی و توقیف اموال حاصل از جرم، پیگیری قضایی شبکههای سازمانیافته و اطلاعرسانی درباره احکام قطعی میتواند هزینه این تجارت را افزایش دهد. البته آمار بازداشتها به معنای محکومیت قطعی همه افراد نیست و ارزیابی اثر بازدارندگی، به اطلاعاتی درباره پروندهها و احکام نهایی نیاز دارد. میراث تاریخی ایران از گذشته به ما رسیدهاند و باید با امکان شناخت و مطالعه برای نسلهای آینده باقی بمانند.
لذا نمیتوانیم در برابر تخریب محوطههای باستانی و تجارت اشیای تاریخی سکوت کنیم. ۱۳ هزار و ۹۸۳ شیء کشفشده، هشداری است درباره آنچه هنوز در این خاک و در مسیر قاچاق یا ویترینهای شخصی از دسترس جامعه خارج شده است. متاسفانه هستند افراد قدرتمند و پرنفوذی که از این تجارت سود میبرند و قاعدتا هنوز دست قانون به آنها نرسیده است.