سرطان؛ قبض یک میلیارد تومانی زندگی
قیمت داروهای جدید سرطان در برخی موارد از ۱۵۰میلیون تومان فراتر میرود و هزینه یک ماه درمان را به بیش از ۳۰۰ میلیون تومان میرساند
هفت صبح| در دنیای پزشکی، سرطان همواره به عنوان یکی از سختترین نبردها شناخته شده است؛ نبردی میان اراده انسان و سلولهای سرکش. اما در ایران، این نبرد دیگر تنها میان بیمار و بیماری نیست، بلکه به جنگی نابرابر میان «بیمار» و «بهای درمان» تبدیل شده است. امروز وقتی از آمارهای رسمی صحبت میکنیم، با اعدادی روبهرو هستیم که فراتر از ارقام ریاضی، بوی استیصال میدهند. دادههای رسمی نشان میدهد که شیب ابتلا به سرطان در ایران با سرعتی نگرانکننده در حال افزایش است. سالانه حدود 150 هزار مورد جدید شناسایی میشوند و پیشبینیها از انفجار این آمار در سالهای آتی خبر میدهند.
این چالش زمانی حادتر میشود که بدانیم به گفته سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هزینه داروی یک بیمار سرطانی در یک ماه از ۳۰۰ میلیون تومان هم فراتر میرود. از سویی سازمان جهانی بهداشت (WHO) هشدار داده است که تا سال ۲۰۵۰ میلادی، موارد ابتلا به سرطان در جهان ۷۷ درصد افزایش مییابد؛ اما در ایران، این پیشبینی با یک متغیر ویرانگر ترکیب شده است: «تورم سرسامآور هزینههای درمان». ما با وضعیتی روبهرو هستیم که در آن ناتوانی مطلق ساختارهای حمایتی، سرطان را از یک بیماری پزشکی به یک فاجعه اجتماعی تبدیل کرده است.
فاکتورهایی که با خون نوشته میشوند
اگر تورم در سبد کالای اساسی زندگی را برای ایرانیها دشوارکرده است، تورم در بخش دارو و تجهیزات پزشکی سرطان، «سقوط آزاد»ی به سمت مرگ است. گزارشهای میدانی و روایتهای تکاندهنده از راهروهای بیمارستانها نشان میدهد که هزینه یک دوره کامل درمان - شامل جراحیهای پیچیده، دورههای طولانی و طاقتفرسای شیمیدرمانی، پرتودرمانی و داروهای تقویتی - اکنون به مرز800 میلیون تا یک میلیارد تومان رسیده است.
در جامعهای که اکثریت مردم با حقوقهای حداقلی برای تامین نیازهای اولیه دست و پا میزنند، رقم یک میلیارد تومان برای یک دوره درمان به معنای هیچ چیز نیست جز «مرگ تدریجی». این رقمی است که منطق اقتصادی را به ریشهاش میزند. سالها پیش، خانوادهها برای نجات عزیزشان فرش زیر پایشان را میفروختند؛ اما امروز، فرشها فروخته شدهاند و نوبت به سقف بالای سر رسیده است. ما با نسلی از بیماران روبهروییم که برای خرید چند آمپول حیاتی که قیمت هر کدام از آنها به چند ده میلیون تومان میرسد، مجبورند تمام دارایی زندگی خود را حراج کنند و باز هم در برابر فاکتورهای چند صد میلیونی دست خالی بمانند.
۳ میلیارد دلار در سال
برای درک ابعاد این بحران در سطح کلان، باید به اعداد نگاه کنیم. رئیس انجمن رادیوتراپی آنکولوژی ایران اعلام کرده است که سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار برای درمان سرطان در ایران هزینه میشود. این رقم عظیم، نشاندهنده حجم بالای تقاضا و هزینهبر بودن تکنولوژیهای درمانی است. اما پرسش اصلی این است: این ۳ میلیارد دلار چگونه توزیع میشود؟
بخش بزرگی از این هزینه صرف واردات داروهای خاص و تجهیزاتی میشود که به دلیل نوسانات ارزی، قیمتشان هر روز تغییر میکند.
رنج بیمار سرطانی تنها به درد جسمی و فشار مالی محدود نمیشود. یکی از تلخترین بخشهای این گزارش، بررسی «بروکراسی مرگ» است. بسیاری از بیماران و همراهانشان روایت میکنند که چگونه کرامت انسانیشان در راهروهای سازمانهای بیمهگر و داروخانهها لگدمال میشود. دعواهای سازمانی میان نهادهای بیمهگر و وزارت بهداشت بر سر تایید داروها یا تعیین سقف پرداخت، زمان طلایی درمان را میسوزاند. در بیماری سرطان، هر روز تأخیر به معنای پیشروی تومور و کاهش شانس بقاست.
ریشههای بحران و سونامی در راه است
علاوه بر بحران مالی، ما با یک بحران بهداشتی در سطح کلان روبهرو هستیم. کامران باقری لنکرانی، رئیس انجمن علمی آندوسکوپیهای گوارشی، هشدار داده است که اگر سبک زندگی، مصرف دخانیات و غذاهای آماده اصلاح نشود، شاهد افزایش شدید سرطانها خواهیم بود. او حتی پیشبینی کرده که موارد سرطان روده در ۱۰سال آینده دو برابر شود.
آلودگی هوا در کلانشهرها، شیوع سرطانهای ریه و مری را افزایش داده و توزیع جغرافیایی بیماری (مانند سرطان معده در شمال و سرطان روده در جنوب) نشان میدهد که عوامل محیطی و تغذیهای در حال تخریب سلامت جامعه هستند. اما نکته تکاندهنده اینجاست: در حالی که تعداد بیماران به دلیل آلودگی و سبک زندگی در حال افزایش است، توان مالی سیستم حمایتی در حال کاهش است. ما در حال حرکت به سمت «توفانی کامل» هستیم؛ جایی که تعداد بیماران زیاد میشود و هزینه درمان دستنیافتنیتر.
نقش بیمهها و صندوقهای حمایتی؛ پوششی برای چه کسی؟
در این میان شاید کلیدیترین راهکارها برای گذر از مرزهای قیمتهای نجومی درمان سرطان، بیمهها باشند. در حالیکه دولت اعلام کرده تقریبا همه هزینههای درمان بیماران سرطانی را در بیمارستان و مراکز درمانی «دولتی» تقبل میکند، محمد غلامنژاد، مدیرکل بیمه سلامت استان تهران، به شکلگیری «صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج» اشاره کرده و آن را گامی در جهت حمایت از بیماران شیمیدرمانی و رادیوتراپی میداند.
اما پرسش اینجاست: وقتی مراکز دولتی به دلیل ازدحام شدید، پاسخگوی نیاز بیماران نیستند و نوبتهای درمان در برخی شهرها به ماهها میرسد، پوشش بیمهای در این مراکز چه سودی برای بیماری دارد که هر روز تومور او در حال رشد است؟ بیمهها در واقع هزینههایی را پوشش میدهند که در سیستم دولتی تعریف شده است، اما در برابر هزینههای واقعی درمانهای پیشرفته و سریع (که در بخش خصوصی است)، عملاً هیچ نقش حمایتی ندارند. این یعنی بیمهها تنها برای کسانی مفید هستند که «صبر و زمان» کافی برای انتظار در صفهای دولتی را داشته باشند؛ در حالی که سرطان، صبوری را نمیشناسد!
رویا در بخش خصوصی و صف در بخش دولتی
یکی از تکاندهندهترین ابعاد این بحران، تفاوت فاحش میان هزینههای مراکز دولتی و خصوصی است. سیدرضا رئیسکرمی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران، در این زمینه گفته که بیماران سرطانی در مراکز دولتی تنها ۱۰ درصد تعرفه را میپردازند و هزینه یک دوره رادیوتراپی در این مراکز نهایتاً بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان است، همین دوره درمان در مراکز خصوصی تهران به رقمی نجومی یعنی ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان میرسد.
اما این تفاوت قیمت، یک «مزیت» نیست، بلکه یک «درام» است. دلیل این اختلاف فاحش باعث شده است که تمام بیماران کشور به سمت مراکز دولتی سرازیر شوند. نتیجه این حجم عظیم از مراجعه، ایجاد صفهای طولانی و نوبتدهیهای چندماهه است. در بیماری سرطان، «زمان» یعنی «زندگی». وقتی یک بیمار برای دریافت خدمات در مراکز دولتی مجبور است ماهها در صف بماند، در واقع «فرصت طلای درمان» از او سلب میشود. در مقابل، مراکز خصوصی با قیمتهای نجومی، درمان را برای اکثریت مردم به یک «رویا» تبدیل کردهاند. در واقع بیمار سرطانی میان دو راهی مرگبار گیر کرده است: یا انتظار مرگ در صفهای مراکز دولتی، یا مرگ بر اثر ناتوانی مالی در مراکز خصوصی.
بحران تجهیزات و چالشهای ساختاری درمان سرطان در ایران
دکتر یارشام مخدومی نایب رئیس انجمن رادیوتراپی آنکولوژی ایران در گفتوگو با «هفتصبح» توضیح میدهد که تعرفههای خدمات پزشکی سالیانه و بر اساس نرخ تورم بانک مرکزی توسط وزارت بهداشت و بیمهها پیشنهاد و به تأیید هیئت وزیران ابلاغ میشود. مخدومی تأکید میکند که طبق مصوبه دولت خدمات پرتودرمانی و شیمی درمانی در سیستم «دولتی» کاملاً رایگان است و در بخش خصوصی نیز خدمات بر اساس تعرفه دولت ارائه میشود تا سهم بیمار ناچیز باشد.
در مورد داروهای بیماران سرطانی هم وی اشاره میکند که داروهای قدیمی و روتین لیست مرسوم وزارت بهداشت پوشش بیمهای ۷۰ تا ۹۰ درصدی دارند اما داروهای جدید و بهروز مانند ایمونوتراپی و نانوتکنولوژی بسیار گران هستند. قیمت این داروهای بهروز از ۲۰میلیون تومان شروع شده و در برخی موارد به بیش از ۱۵۰میلیون تومان میرسد که تولید یا واردات آنها به شدت هزینهبر است. وی در عین حال تأکید میکند که کیفیت داروهای ایرانی بر اساس استانداردهای اروپا و آمریکا است و تمامی آنها مطالعات بالینی را گذراندهاند؛ لذا اصرار به تجویز داروی خارجی را یک باور غیرعلمی و نوعی پروپاگاندا میداند.
بحران تجهیزات رادیوتراپی و لیست انتظار
مخدومی بیان میکند در حالی که جراحی و شیمی درمانی در بخش دولتی تقریباً بدون لیست انتظار است اما در بخش رادیوتراپی هنوز با چالشهای جدی مواجه هستیم . وی توضیح میدهد که کشور تنها ۱۵۵ دستگاه شتاب دهنده دارد در حالی که نیاز واقعی دو برابر این مقدار است. به دلیل وابستگی به تکنولوژی خارجی و هزینههای بالای نگهداری توسعه این بخش با موانع زیادی روبهروست و این کمبود باعث میشود فشار شدیدی به بخش دولتی وارد شود و بیماران در لیستهای انتظار طولانی قرار گیرند.
تاخیر در پرداختهای بیمه و تحلیل اقتصادی
به گفته این متخصص یکی از جدیترین چالشها از نظر وی تاخیرطولانی بیمهها در پرداخت هزینههاست که تمام بخشها را دچار مشکل میکند. نایب رئیس انجمن رادیوتراپی آنکولوژی ایران میافزاید بهرغم آنلاین شدن نسخهها، پرداختها همچنان کند است که این موضوع میتواند منجر به توقف خدمات یا از رده خارج شدن دستگاهها شود. وی اشاره میکند که سالانه نزدیک به ۱۹۰ هزار مورد «جدید» سرطان در کشور تشخیص داده میشود.البته این رقم کمتر از آمارهای جهانی است ولی سرعت رشد ابتلا نسبت به جامعه جهانی بیشتر است. وی در نهایت تأکید میکند که اقتصاد سلامت جزئی از اقتصاد کل است و با توجه به فقیرتر شدن هشت دهک جامعه دولت باید حمایتهای ویژهای از اقشار آسیبپذیر به عمل آورد.
پتانسیل گردشگری سلامت در حوزه درمان سرطان
مخدومی بیان میکند که اگر شرایط سیاسی و اقتصادی مساعد شود، صنعت درمان سرطان میتواند به یکی از منابع اصلی گردشگری سلامت تبدیل شود. وی همچنین تأکید میکند که با توجه به کیفیت بالای داروهای ایرانی و قیمت رقابتی آنها نسبت به هند و اروپا، بیماران خارجی پتانسیل بالایی برای جذب شدن به کشور به عنوان مشتریان این صنعت دارند.
از جغرافیای سرطان تا قانونِ ممنوعیتِ داروی روز
در بررسی ریشهها و چالشهای درمان، دکتر منوچهر احمدی، رادیو آنکولوژیست هم در گفتوگو با «هفت صبح»، تأکید میکند که روند صعودی ابتلا به سرطان در کشور، بخشی از یک روند طبیعی ناشی از افزایش میانگین سنی جمعیت است، اما این افزایش سن تنها یک سوی سکه است؛ سوی دیگر، تغییرات بنیادین در سبک زندگی و محیط زیست است.
احمدی با اشاره به «جغرافیای سرطان» در ایران، بیان میکند که نوع سرطان در مناطق مختلف کشور، پیامدهای متفاوتی دارد؛ برای مثال، در استانهایی نظیر اردبیل و کردستان، سرطان معده از همه پیشی گرفته است، در حالی که در گرگان، سرطان مری رتبه نخست را دارد. این تفاوتهای منطقهای، ریشه در سبک تغذیه، عدم توجه به مسائل بهداشتی و آلودگیهای محیطی در کلانشهرها دارد. با این حال، در سطح ملی، دو سرطان پستان و پروستات همچنان بیشترین آمار را به خود اختصاص دادهاند.
اما آنچه در لایههای درمانی، بیش از خودِ بیماری، بیم و استیصال ایجاد میکند، وضعیت دسترسی به دارو و تجهیزات است. دکتر احمدی با نگاهی واقعگرایانه به وضعیت بیمارستانها میگوید: «واقعیت این است که برخلاف گذشته که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد داروهای مورد نیاز با فرانشیز 10درصدی در خود بیمارستان تأمین میشد، امروز وضعیت تغییر کرده است. اکنون فقط حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد داروها در بیمارستان موجود است و برای همین بیمار ناچار است برای تأمین آنها، هزینههای گزافی را با فرانشیز 30 درصدی به بیرون از سیستم پرداخت کند.»
وی در ادامه به شکاف میان داروهای قدیمی و داروهای روز دنیا اشاره کرده و تاکید میکند که اگر بیماری بخواهد از جدیدترین و بهروزترین پروتکلهای درمانی استفاده کند، با هزینهای بسیار سنگین روبهرو خواهد شد که به راحتی از مرز ۳۰۰ میلیون تومان در ماه عبور میکند. این در حالی است که اگرچه برخی داروهای قدیمیتر هنوز در خط اول درمان جایگاه خود را حفظ کردهاند، اما قطعا داروهای جدید میتوانند امیدها برای درمان سرطانها را افزایش دهند.
احمدی اشاره هم دارد به محدودیتهای قانونی وزارت بهداشت که به نوعی، دست پزشکان را نیز در درمان بیماران بسته است. به گفته وی براساس ابلاغیههای اخیر وزارت بهداشت، اگر پزشک خارج از پروتکلهای دارویی موجود، داروهای جدید و خارج از فهرست را برای بیمار تجویز کند، با چالشهای قانونی و حتی قرار گرفتن تحت تعقیب روبهرو خواهد شد. این قانون که به تازگی موکد و جدیتر شده است، خلأ بزرگی در مسیر دسترسی بیماران به «امیدِ جدید» ایجاد کرده است؛ چرا که پزشک میان «نقش درمانگر» و «محدودیتهای قانونی وزارتخانه» گرفتار شده است.
پیش از آنکه دیر شود....
سرطان به اندازه کافی دردناک، سخت و بیرحم هست. اما نباید اجازه داد «فقر»، این رنج را به یک حقارت ابدی تبدیل کند. تبدیل شدن درمان سرطان به یک کالای لوکس، نه تنها یک شکست اقتصادی، بلکه یک سقوط اخلاقی برای هر جامعهای است. اگر ساختار بیمهای کشور بازنگری نشود، اگر پوششهای دارویی برای داروهای حیاتی به ۱۰۰ درصد نرسد و اگر مکانیسمهای حمایتی از حالت «خیریهای و تکبعدی» به حالت « دولتی» تغییر نکند، به زودی با جامعهای روبهرو خواهیم بود که در آن زنده ماندن تنها امتیاز طبقه مرفه است. لحظاتی که در آن بیمار تصمیمی جدی و البته سخت بگیرد. او آگاهانه از شیمیدرمانی یا جراحی انصراف میدهد. او تصمیم میگیرد با «عزت» بمیرد تا به اوج فقر سقوط کند و خانوادهاش را نیز به تباهی بکشد! این شاید بزرگترین تراژدی انسانی سال 1405 در حوزه سلامت باشد.