تکشیفت شدن بدون مدرسه و معلم
بیش از ۱۶/۵ میلیون دانشآموز در مدارس کشور حضور دارند و توزیع آنها مسئله اصلی فضای آموزشی است
هفت صبح، مرتضی مهدیزاده| زنگ پایان کلاس که میخورد، ناگهان همهچیز به حرکت میافتد. معلم آخرین جملههای درس را میگوید و دانشآموزان یکییکی وسایلشان را جمع میکنند. صدای کشیدهشدن صندلیها روی زمین، بستهشدن کیفها و قدمهای تند بچهها در راهرو میپیچد. کلاس برای چند دقیقه خالی میشود. تخته هنوز پر از نوشتههای درس قبلی است و نیمکتها در سکوت منتظر میمانند. اما این سکوت چندان طولانی نیست. دانشآموزان شیفت دوم از راه میرسند و دوباره همان صندلیها را پر میکنند. نیمکتهایی که چند دقیقه قبل خالی شدهاند، دوباره میزبان گروه دیگری از دانشآموزان میشوند. یک کلاس، دو گروه دانشآموز و روزی که باید میان دو شیفت تقسیم شود.
اما قرار است این تصویر کمکم تغییر کند. رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش، از هدفگذاری این وزارتخانه برای کاهش تراکم کلاسها و حرکت به سمت مدارس تکشیفت خبر داده است. هدفی که به گفته او، با توسعه فضاهای آموزشی دنبال میشود تا دانشآموزان فرصت بیشتری برای یادگیری داشته باشند. گرچه خود حکیمزاده گفته است رسیدن کامل به مدارس تکشیفت و تراکم مطلوب، بیش از یک دهه زمان میبرد ولی باز هم کارشناسان مدعیاند با توجه به شرایط کنونی در بهترین حالت، در یک دهه آینده اگر همین وضعیت کنونی را حفظ کنیم جای شکرش باقی است و ادعای یک شیفته شدن مدارس رویایی بیش نیست!
چالشی که از دهه ۶۰ به جا مانده
مدارس دوشیفته برای آموزشوپرورش پدیده تازهای نیست. در دهه ۶۰، همزمان با افزایش جمعیت دانشآموزی و گسترش پوشش تحصیلی، تعداد دانشآموزان از ظرفیت مدارس و کلاسهای موجود بیشتر شد. در برخی مناطق، برای اینکه از همان فضای آموزشی موجود برای تعداد بیشتری از دانشآموزان استفاده شود، مدارس در دو نوبت و در بعضی مناطق حتی سه نوبت فعالیت میکردند. روایت کلاسهای شلوغ و نیمکتهایی که گاهی سه دانشآموز پشت آنها مینشستند، بخشی از خاطره آموزشی آن نسل است.
با کاهش تدریجی جمعیت دانشآموزی از دهه ۷۰، انتظار میرفت این شیوه هم بهتدریج کنار گذاشته شود. در بسیاری از مناطق چنین اتفاقی افتاد اما مسئله در همهجا یکسان نبود. رشد جمعیت در بعضی شهرها، مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ و ساختوساز سریع در مناطقی که مدرسه به اندازه کافی ساخته نشده بود، دوباره فشار بر فضاهای آموزشی را بیشتر کرد. در چنین مناطقی، دوشیفته کردن مدرسه همچنان راهی برای استفاده از یک ساختمان برای تعداد بیشتری از دانشآموزان باقی ماند.
وقتی عددها از شلوغی کلاسها میگویند
اولین سوال ساده است. امروز چند مدرسه هنوز دوشیفتهاند؟ در این زمینه پاسخ دقیق و بهروز کشوری برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ منتشر نشده است. این در حالی است که بیش از ۱۶.۵ میلیون دانشآموز امسال پشت نیمکتهای مدارس نشستهاند و حدود ۶۸۷ هزار کلاس درس در مدارس دولتی و غیردولتی فعال است.
همین دو عدد، بزرگی شبکه آموزشی کشور را نشان میدهد اما درباره شکل توزیع این دانشآموزان چیزی نمیگوید. ممکن است یک مدرسه صبح با کلاسهایی کمجمعیت فعالیت کند و چند کیلومتر آنطرفتر، مدرسهای برای جا دادن همه دانشآموزان ناچار باشد نوبت دوم را هم فعال نگه دارد.
آمارهای منطقهای، این تفاوت را بهتر نشان میدهند. مدیر آموزشوپرورش ساوه در مرداد امسال اعلام کرد بیش از ۷۵ درصد مدارس این شهرستان دوشیفته هستند. در تهران نیز مناطق ۹، ۱۷ و ۱۸ به دلیل تراکم بالای دانشآموزی و محدودیت فضای آموزشی، با تعداد بیشتری از مدارس دوشیفته روبهرو هستند. در ناحیه یک کرج نیز رئیس آموزشوپرورش اعلام کرده است بیش از ۹۵ درصد مدارس این ناحیه، به جز مدارس روستایی، دوشیفتهاند.
این اعداد در کنار هم یک واقعیت را نشان میدهند. مسئله دوشیفته بودن مدارس، در همه کشور یک شکل و الگوی واحدی ندارد. جایی جمعیت دانشآموزی کاهش پیدا کرده و مدرسه با کلاسهای کمجمعیت روبهروست و جایی دیگر، دانشآموزان بیشتر از ظرفیت مدرسه شدهاند. به همین دلیل، یک عدد سراسری بهتنهایی نمیتواند تصویر دقیقی از وضعیت مدارس دوشیفته ارائه دهد. حتی نایبرئیس کمیسیون آموزش مجلس نیز خواستار ارائه آمار دقیق مدارس دوشیفته و برنامه زمانبندی برای کاهش و حذف آنها شده است.
میانگین خلوت است؛ بعضی کلاسها نه
اگر از خود مدرسه به داخل کلاس برویم، تصویر کمی متفاوت میشود. میانگین تراکم کلاسها در مدارس کشور از ۲۵.۵ دانشآموز در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ به ۲۴.۹۸ نفر در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ رسیده است. عددی که در نگاه اول چندان نگرانکننده به نظر نمیرسد اما میانگین، شلوغترین کلاسها را پنهان میکند.
کلاسی با ۲۰ دانشآموز و کلاسی با ۴۰ دانشآموز میتوانند در یک میانگین کنار هم قرار بگیرند اما تجربه دانشآموزان این دو کلاس یکسان نیست. در کلاس شلوغتر، فاصله میان نیمکتها کمتر است، معلم زمان کمتری برای رسیدگی به هر دانشآموز دارد و فرصت مشارکت همه دانشآموزان هم محدودتر میشود.خود آموزشوپرورش نیز میگوید هنوز کلاسهای زیادی با ۳۵ تا ۴۰ دانشآموز و حتی بیشتر وجود دارد. اینجاست که تراکم استاندارد معنای مهمتری پیدا میکند.
در مصوبه ۸۸۶ شورای عالی آموزشوپرورش، تراکم مطلوب کلاس ابتدایی ۲۰ دانشآموز تعیین شده و ۲۶ نفر حداکثر تراکم قابل قبول در نظر گرفته شده است. در قانون برنامه هفتم اما عدد ۳۵ نفر مطرح شده، هدف این است که تا پایان برنامه، کلاسهای ابتدایی و متوسطه اول با تراکم بیش از ۳۵ نفر به صفر برسند.
این سه عدد نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. ۲۰ نفر وضعیت مطلوب است، ۲۶ نفر سقف قابل قبول در مصوبه شورای عالی آموزشوپرورش و ۳۵ نفر سقفی است که برنامه هفتم برای حذف کلاسهای بسیار شلوغ تعیین کرده است.
بنابراین وقتی از کاهش تراکم صحبت میشود، مقصد فقط پایین آوردن تعداد دانشآموزان کلاسهای ۴۰ نفره به ۳۵ نفر نیست. اگر قرار باشد مدرسه به وضعیت مطلوب برسد، مسیر از کلاسهای شلوغ امروزباید به سمت ۲۶ و در نهایت ۲۰ دانشآموز ادامه پیدا کند. همینجا وعده تکشیفت شدن مدارس با مسئله تراکم کلاسها به هم میرسد. یک مدرسه تکشیفت، اگر قرار باشد همه دانشآموزان را در همان یک نوبت جا دهد، به کلاس، فضای آموزشی و نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد.
وقتی شهر از مدرسه جلو میزند
گاهی دلیل شلوغی یک مدرسه را باید بیرون از دیوارهای آن جستوجو کرد. جایی که ساختمانهای مسکونی یکی پس از دیگری بالا رفتهاند اما مدرسه به همان سرعت ساخته نشده است. در شهرهای جدید و برخی مناطق در حال توسعه، جمعیت دانشآموزی زودتر از زیرساخت آموزشی رسیده است. برای شهرهای جدید، ساخت ۵۶ مدرسه با بیش از ۶۰۰ کلاس درس در دستور کار قرار گرفته است. در کهریزک و باقرشهر نیز کمبود حدود ۴۰۰ کلاس درس اعلام شده و میانگین تراکم کلاسها به حدود ۳۲ دانشآموز رسیده است.
این عدد را اگر کنار استانداردهای رسمی بگذاریم، معنایش روشنتر میشود. یک کلاس ۳۲ نفره از تراکم مطلوب ۲۰ نفر فاصله دارد و حتی از سقف ۲۶ نفر مورد تاکید مصوبه شورای عالی آموزشوپرورش نیز عبور کرده است.مهاجرت هم میتواند این فاصله را بیشتر کند. خانوادهها به حاشیه شهرها و مناطق ارزانتر میروند، محلههای جدید شکل میگیرند و ترکیب جمعیتی منطقه تغییر میکند. در اصفهان نیز مسئولان نوسازی مدارس، مهاجرت، رشد جمعیت و فرسودگی مدارس را از عوامل افزایش نیاز به فضای آموزشی اعلام کردهاند.
در سوی دیگر ماجرا، برخی مناطق روستایی با کاهش تعداد دانشآموزان مواجهاند و بحث تجمیع یا جابهجایی دانشآموزان در آنها مطرح میشود. بنابراین یک نسخه واحد برای همه کشور جواب نمیدهد. جایی باید مدرسه جدید ساخته شود و جایی دیگر، مسئله اصلی کمشدن دانشآموزان است.
وقتی معلم فرصت رسیدگی به همه را ندارد
لیلا، ساکن محدوده یافتآباد و مادر یک دانشآموز کلاس اولی، میگوید که شروع مدرسه برای فرزندش با حضور در یک کلاس پرجمعیت همراه شده است. در شرایطی که بچهها هنوز با فضای مدرسه و نظم کلاس آشنا نشدهاند و شیطنت و بیقراری آنها بیشتر است.او در گفتوگو با هفتصبح میگوید که بچهها تازه وارد مدرسه شدهاند و هنوز به این فضا عادت نکردهاند.
وقتی تعداد دانشآموزان زیاد باشد، معلم نمیتواند به همه رسیدگی کند و طبیعی است که بعضی بچهها کمتر مورد توجه قرار بگیرند. به گفته لیلا، دوشیفته بودن مدرسه هم بخشی از این شرایط است. از نگاه او، پرجمعیت بودن کلاس باعث میشود فرصت بچهها برای سوال پرسیدن، مشارکت در درس و دریافت کمک از معلم کمتر شود.
روزی که برای بچهها طولانی میشود
زهره مادر یکی از دانشآموزان مدارس پرجمعیت، شلوغی مدرسه را بیشتر از هر چیز در رفتار فرزندش بعد از برگشتن به خانه احساس میکند. به گفته او، وقتی تعداد دانشآموزان زیاد باشد، بچهها برای مشارکت در کلاس و پاسخ دادن به سوالها فرصت کمتری پیدا میکنند و بخش زیادی از زمان مدرسه در میان جمعیت میگذرد.
او در گفتوگو هفتصبح میگوید که وقتی کلاس شلوغ است، همه بچهها نمیتوانند به یک اندازه در درس مشارکت کنند. بعضیها بیشتر کنار میمانند و فرصت اینکه سوالشان را بپرسند یا درباره درس صحبت کنند، کمتر میشود. به گفته این مادر، خستگی هم فقط به ساعت حضور در مدرسه محدود نمیشود. شلوغی کلاس و فضای پرتحرک مدرسه باعث میشود بعضی روزها فرزندش خستهتر به خانه برگردد و انرژی کمتری برای ادامه کارهای روزانه داشته باشد. از نگاه او، مدرسه زمانی میتواند برای بچهها فرصت یادگیری بهتری باشد که تعداد دانشآموزان اجازه دهد معلم و دانشآموز ارتباط نزدیکتری با هم داشته باشند.
مدرسهای که خودش نیاز به نوسازی دارد
اما همه کمبودها را نمیتوان با ساخت مدرسه جدید جبران کرد. بخشی از ساختمانهایی که امروز در نقشه آموزشی کشور قرار دارند، خودشان نیازمند بازسازی یا جایگزینیاند.طبق آخرین آمار منتشرشده از سازمان نوسازی مدارس، حدود ۶.۵ درصد از ۹۸ هزار مدرسه دولتی کشور فرسوده و نیازمند جایگزینی هستند. در کنار آنها، مدارس کانکسی و سنگی نیز هنوز در برخی مناطق فعالیت میکنند.
البته در دو سال گذشته، به گفته وزیر آموزشوپرورش، هزار مدرسه کانکسی و هزار مدرسه سنگی برچیده شده و حدود چهار هزار و ۷۰۰ مدرسه جدید نیز ساخته شده است. سازمان نوسازی مدارس نیز ساماندهی مدارس سنگی باقیمانده را در برنامه خود قرار داده و همزمان حدود هفت هزار و ۸۰۰ پروژه آموزشی در قالب طرح توسعه عدالت در فضای آموزشی تعریف شده است.
اما برای رسیدن به مدارس تکشیفت، فقط اضافه کردن چند ساختمان به نقشه آموزشی کشور کافی نیست. بخشی از ظرفیت موجود باید مقاومسازی شود، بخشی نیاز به بازسازی کامل دارد و در بعضی مناطق باید مدرسههای کانکسی و سنگی جای خود را به ساختمانهای استاندارد بدهند. در واقع، آموزشوپرورش همزمان با دو مسئله روبهروست. باید برای دانشآموزانی که مدرسه کافی ندارند فضای تازه ایجاد کند و برای بخشی از مدرسههایی که همین حالا وجود دارند، فکری اساسی داشته باشد.
تکشیفت شدن فقط حذف زنگ بعدازظهر نیست
وقتی همه این قطعات کنار هم قرار میگیرند، تکشیفت شدن دیگر فقط یک تغییر در برنامه روزانه مدرسه نیست. مدرسهای که امروز دو شیفت فعالیت میکند، برای تبدیل شدن به مدرسه تکشیفت باید بتواند همه دانشآموزانش را در یک نوبت جا دهد. بدون اینکه این کار به کلاسهای شلوغتر منجر شود. برای کلاسهای بیشتر نیز معلم بیشتری لازم است.
آموزشوپرورش در سالهای اخیر برای جبران کمبود نیروی انسانی از اضافهتدریس، استفاده از معلمان بازنشسته و جذب نیروهای جدید استفاده کرده است. روشهایی که آموزش و پرورش مدعی است به کمک آنها موفق شده کمبود حدود 200 هزار معلم را درسال جاری جبران کند. در نتیجه، مسئله تکشیفت شدن به همان اندازه که به ساختمان مربوط است، به نیروی انسانی هم وابسته است. حکیمزاده نیز تعداد کلاسها را وابسته به فضای آموزشی و نیروی انسانی دانسته اما باز هم مدعی شده که آموزش و پرورش عزم خود را جزم کرده تا به نقطه مطلوب یعنی تک شیفت شدن مدارس برسد.
شاید به همین دلیل است که فاصله میان مدرسه امروز و مدرسهای که در برنامه آموزشوپرورش ترسیم شده، با یک آمار یا یک پروژه ساختمانی پر نمیشود. یک طرف ماجرا، دانشآموزی است که امروز در کلاس ۳۵ یا ۴۰ نفره نشسته یا بعد از زنگ پایان، جای خود را به شیفت دوم میدهد. طرف دیگر، مدرسهای است که قرار است خلوتتر، ایمنتر و تکشیفت باشد. میان این دو تصویر، باید مدرسه ساخته شود، مدرسه فرسوده نوسازی شود، کلاسها خلوتتر شوند و به اندازه کلاسهای جدید، معلم هم وجود داشته باشد. تازه بعد از آن میتوان پرسید که یک مدرسه تکشیفت، برای همه دانشآموزان چقدر به واقعیت نزدیک شده است.
وقتی برنامهریزی از جمعیت عقب میماند
بخش دیگری از ماجرا به چیزی برمیگردد که در آمارهای امروز مدرسه دیده نمیشود. تصمیمهایی که باید چند سال زودتر گرفته میشد. میلاد نوروزی، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران، در گفتوگو با هفتصبح میگوید که یکی از مشکلات آموزشوپرورش این است که در بعضی مناطق نتوانسته تغییرات جمعیتی را بهموقع پیشبینی کند.
به گفته او، در مناطقی که مهاجرت و ساختوساز با سرعت بیشتری پیش رفته، جمعیت دانشآموزی هم افزایش پیدا کرده اما توسعه فضای آموزشی همپای آن جلو نرفته است. نتیجه این شده که مدرسهای که زمانی برای یک محله کافی بوده، چند سال بعد دیگر پاسخگوی همان منطقه نباشد.
نوروزی معتقد است که این مسئله فقط با ساخت چند کلاس جدید حل نمیشود و نیاز به برنامهریزی بلندمدت دارد. یعنی آموزشوپرورش باید بداند در سالهای آینده در هر منطقه چند دانشآموز خواهد داشت و متناسب با آن، از قبل برای مدرسه، کلاس و نیروی انسانی تصمیم بگیرد.
از نگاه او، بخشی از مشکلات امروز نتیجه تصمیمهایی است که برای آینده گرفته نشدهاند. او در عین حال هشدار میدهد که تکشیفته شدن مدارس، اگر بدون ایجاد ظرفیت جدید انجام شود، به معنای بهتر شدن شرایط نیست. مدرسهای را در نظر بگیرید که برای ۵۰۰ دانشآموز ساخته شده اما چند سال بعد ۸۰۰ دانشآموز دارد. اگر در چنین مدرسهای فقط شیفت دوم حذف شود، دانشآموزان بیشتری باید در همان فضای موجود جا بگیرند و ممکن است فشار اصلی به شکل دیگری، یعنی افزایش تراکم کلاسها و فرسودگی بیشتر فضای مدرسه، خود را نشان دهد.
از نظر نوروزی، مسئله فقط حذف شیفت دوم نیست. مسئله این است که مدرسه برای پذیرش همه دانشآموزان در یک نوبت، ظرفیت واقعی داشته باشد. او رسیدن به مدارس تکشیفته را غیرممکن نمیداند، اما معتقد است این هدف بدون برنامهریزی جمعیتی، توسعه متناسب فضاهای آموزشی و پیشبینی نیاز هر منطقه، در کوتاهمدت قابل تحقق نیست. این نگاه، یک سوال مهم را پیش روی وعده تکشیفته شدن مدارس میگذارد. اگر قرار است دانشآموزان فردا همه در یک نوبت به مدرسه بروند، آیا مدرسههای فردا از امروز برای آنها ساخته میشوند؟
یک زنگ، یک مدرسه، یک سوال
تکشیفته شدن مدارس روی کاغذ، یک هدف روشن است اما رسیدن به آن از مسیر کلاسهای بیشتر، مدرسههای ایمنتر، معلم کافی و شناخت دقیق جمعیت هر منطقه میگذرد. مدرسهای که امروز دو شیفت کار میکند، اگر قرار باشد فردا همه دانشآموزانش را در یک نوبت بپذیرد، باید جایی برای همه آنها داشته باشد. شاید تصویر مدرسه تکشیفته خیلی دور از دسترس نباشد اما فاصله میان این تصویر و مدرسهای که امروز زنگهایش در دو نوبت به صدا درمیآید، با یک تصمیم کوتاه نمیشود. برای رسیدن به آن مدرسه، باید از امروز جایی برای دانشآموزان فردا ساخته شود.