ایران در آستانه سالمندی شدید؛ گیلان و مازندران پیرتر از میانگین کشور میشوند
ایران در حالی بهسرعت به سمت سالمندی پیش میرود که تداوم باروری پایین میتواند زمان ورود کشور به مرحله سالمندی شدید را جلو بیندازد؛ پژوهشی درباره ساختار سنی استانهای کشور هشدار میدهد میانه سنی جمعیت ایران از ۳۱.۳ سال در سال ۱۳۹۶ به ۴۳.۸ سال در سال ۱۴۳۰ خواهد رسید و در استانهایی مانند گیلان و مازندران این رقم به بیش از ۴۹ سال میرسد.
کاهش نرخ باروری در ایران تنها به معنای تولد کودکان کمتر نیست؛ این روند میتواند ساختار سنی کشور را دگرگون کند و با کاهش سهم جمعیت جوان و فعال، سرعت حرکت ایران به سمت سالمندی را افزایش دهد.
پژوهشی با عنوان «مطالعه ساختار سنی و وضعیت سالمندی استانهای کشور در افق ۱۴۳۰» که توسط دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور انجام شده، نشان میدهد ادامه باروری پایین میتواند پیامدهای جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی سالمندی را زودتر از آنچه تصور میشود، نمایان کند.
بر اساس این مطالعه، استمرار نرخ باروری در حدود ۱.۳ فرزند به ازای هر زن میتواند فرآیند سالمندی جمعیت را با سرعت بیشتری پیش ببرد و زمان بروز پیامدهای آن را جلو بیندازد.
یکی از مفاهیم کلیدی در این پژوهش، «پنجره جمعیتی» است؛ دورهای که سهم جمعیت در سن کار در مقایسه با سایر گروههای سنی بیشتر است و کشور میتواند از این ظرفیت برای رشد اقتصادی، افزایش بهرهوری و توسعه استفاده کند.
با این حال، ادامه روند کنونی باروری به تدریج این پنجره را محدود میکند و همزمان با افزایش سهم سالمندان، تعداد افراد در سن فعالیت اقتصادی کاهش مییابد؛ اتفاقی که میتواند نسبت جمعیت نیازمند حمایت به جمعیت شاغل را افزایش داده و فشار بیشتری بر خانوادهها، منابع عمومی، نظام بیمهای و صندوقهای بازنشستگی وارد کند.
سالمندی فقط مسئله درمان نیست
نتایج این پژوهش نشان میدهد پیامدهای سالمندی به افزایش تقاضا برای خدمات درمانی محدود نخواهد شد. با افزایش تعداد سالمندان، نیاز به مراقبتهای طولانیمدت، توانبخشی، مراقبت در منزل، مناسبسازی محیط و خدمات رفاهی نیز افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، کاهش جمعیت در سن اشتغال میتواند منابع مالی صندوقهای بازنشستگی و بیمهای را با چالش مواجه کند. در چنین شرایطی، اگر اصلاحات ساختاری همزمان با تغییرات جمعیتی انجام نشود، فشار بر منابع عمومی کشور در دهههای آینده افزایش خواهد یافت.
این تغییر همچنین نیازهای جامعه را دگرگون خواهد کرد. اگر امروز بخش قابل توجهی از سرمایهگذاریها بر آموزش، اشتغال جوانان و خدمات مرتبط با کودکان متمرکز است، در سالهای آینده تقاضا برای مراکز روزانه سالمندان، خدمات توانبخشی، مراقبتهای طولانیمدت، تجهیزات کمککننده و برنامههای حمایتی افزایش خواهد یافت.
این تحولات حتی از حوزه سلامت فراتر میرود و برنامهریزی شهری، حملونقل عمومی، مسکن، فضاهای عمومی، خدمات فرهنگی و بازار کار را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ به همین دلیل سالمندی جمعیت یک مسئله بینبخشی است و مدیریت آن به همکاری دستگاههای مختلف نیاز دارد.
گیلان و مازندران در مسیر سالمندی شدید
یکی از نکات مهم این پژوهش، تفاوت قابل توجه استانها در سرعت سالمند شدن جمعیت است. بر اساس پیشبینیهای این مطالعه، استانهایی مانند گیلان، مازندران، همدان، مرکزی، کرمانشاه و لرستان در دهههای آینده با سالمندی شدیدتری مواجه خواهند شد و در برخی از آنها سهم سالمندان میتواند به بیش از یکسوم جمعیت برسد.
در مقابل، استانهایی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و قم ساختار جمعیتی جوانتری خواهند داشت و سهم کودکان و جوانان در آنها همچنان بالاتر خواهد بود.
این تفاوت میتواند به تغییرات مهمی در بازار کار، مهاجرت داخلی، دسترسی به خدمات و نحوه تخصیص منابع عمومی منجر شود.
پیشبینیها نشان میدهد میانه سنی جمعیت کشور از ۳۱.۳ سال در سال ۱۳۹۶ به ۳۷.۷ سال در سال ۱۴۱۰ و ۴۳.۸ سال در سال ۱۴۳۰ خواهد رسید. در همین افق، میانه سنی جمعیت گیلان به ۵۲.۱ سال و مازندران به ۴۹.۷ سال میرسد؛ در حالی که این شاخص در سیستان و بلوچستان ۲۲.۸ سال پیشبینی شده است.
فشار سالمندی بر بازنشستگی و سلامت
یکی از مهمترین هشدارهای این مطالعه، افزایش فشار بر نظامهای حمایتی کشور است. با بیش از سه برابر شدن جمعیت سالمندان، نیاز به خدمات سلامت، مراقبتهای طولانیمدت، مستمریهای بازنشستگی و حمایتهای اجتماعی افزایش پیدا میکند؛ این در حالی است که همزمان جمعیت در سن فعالیت اقتصادی کاهش خواهد یافت.
در صورت ادامه روند فعلی و نبود اصلاحات ساختاری، پایداری مالی صندوقهای بازنشستگی با چالش جدی مواجه میشود. کاهش عرضه نیروی کار، کاهش رشد بالقوه اقتصادی، افزایش هزینههای رفاهی، تغییر ساختار خانواده، افزایش احتمال سالمندی تنها و کاهش ظرفیت مراقبت خانوادگی از دیگر پیامدهای احتمالی این تحول جمعیتی است.
فرصت باقیمانده برای اصلاحات
این مطالعه تأکید میکند که سالمندی جمعیت روندی اجتنابناپذیر است، اما نحوه مواجهه با پیامدهای آن قابل مدیریت خواهد بود. بر همین اساس، پیشنهاد شده است سیاستگذاری در این حوزه به یک برنامه چندبعدی و بلندمدت تبدیل شود و اصلاحات پیش از رسیدن کشور به اوج سالمندی آغاز شود.
تقویت اشتغال مولد و پایدار، افزایش بهرهوری نیروی کار، افزایش مشارکت اقتصادی زنان، اصلاح نظام بازنشستگی، گسترش پوشش بیمهای، توسعه خدمات سلامت سالمندمحور، مراقبت در منزل و مراقبتهای طولانیمدت، حمایت از خانواده و کاهش هزینههای فرزندآوری از جمله محورهای پیشنهادی این مطالعه است.
در کنار این اقدامات، بر سیاستگذاری منطقهای نیز تأکید شده است؛ به این معنا که استانهای سالخورده باید برای توسعه زیرساختهای سلامت و جذب نیروی کار جوان آماده شوند و در استانهای جوانتر، سرمایهگذاری در آموزش و اشتغال و جلوگیری از مهاجرت اجباری در اولویت قرار گیرد.
در نهایت، پیام اصلی این پژوهش آن است که آینده جمعیتی ایران فقط به تعداد افراد وابسته نیست؛ بلکه کیفیت مدیریت این گذار تاریخی تعیین میکند سالمندی جمعیت تا چه اندازه به یک بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود یا به تحولی قابل مدیریت بدل شود.