
جواد عزتی متولد ۲۰ دی ۱۳۶۰ در تهران، بازیگر سینما و تلویزیون است. فارغ التحصیل دیپلم رشته تئاتر از هنرستان سوره می باشد که از ۱۵ سالگی وارد تئاتر شد و با مجموعه «قصه های شبانه» در قامت صداپیشه و بازیگر بازی جلوی دوربین را تجربه کرد. او با سریال «قرارگاه مسکونی» شناخته شد و با سریال «قهوه تلخ» در نقش بابا اتی به اوج شهرت رسید.

علاقه به کار هنری
مدرسه که می رفتم فیلم های کمدی جری لوئیس از جمله «بیمار قلابی» را دوست داشتم که بعدا دو برادر بزرگم من را با سینما آشنا کردند. یادم است فیلم «گلنار» ساخته کامبوزیا پرتوی را هفت بار در سینما و «اجاره نشین ها» را توی ویدیوی خانگی دیدم.
اولین بار سال ۱۳۷۵ وقتی ۱۵ ساله بود در یک خانه فرهنگ بعد از تست وارد یک گروه تئاتر شد و از آنجا با نمایش های خیابانی و کودک شروع بکار کرد.
بعد از ۶ سال تجربه تئاتر سال ۱۳۸۱ به دعوت سعید آقاخانی با مجموعه «قصه های شبانه» به کارگردانی محمد رحمانیان به عنوان بازیگر و صداپیشه عروسکی، اولین بار جلوی دوربین رفت.
درخشش در تلویزیون
سال ۱۳۸۳ در سریال «کمربندها را ببندیم» دومین تجربه حرفه ای خود را در قالب بازیگر تجربه کرد و چند ماه بعد در سریال «من یک مستاجرم» پریسا بخت آور حضور داشت.
با این حال شروع درخشش جواد عزتی از سال ۱۳۸۵ با سریال «باغ مظفر» مهران مدیری شروع شد و سپس در سریال مرد هزار چهره حضور داشت و سال ۱۳۸۷ در سریال «قرارگاه مسکونی» بسیار دیده شد.
ورود به سینما
کار سینما را با فیلم «طلا و مس» به کارگردانی همایون اسعدیان شروع کرد و یک سال بعد در فیلم «ته تغاری» حضور داشت و سال ۱۳۸۹ هم در فیلم «آفریقا» به کارگردانی هومن سیدی بازی کرد.
شهرت با قهوه تلخ
بازی در شبکه نمایش خانگی را از سال ۱۳۸۹ با سریال «قهوه تلخ» شروع کرد و در همین کار با نقش بی نظیر «بابا اتی» زیر یک گریم سنگین، به اوج شهرت و محبوبیت رسید. او چند سال بعد در سال ۱۳۹۳ با سریال «دردسرهای عظیم» بار دیگر در قاب تلویزیون حضور موفقی داشت.
از تلویزیون تا زخم کاری
جواد عزتی آخرین بار سال ۱۳۹۵ با سریال «بیمار استاندارد» در قاب تلویزیون حضور داشت و پس از آن بیشتر وقت خود را صرف سینما کرد.
در نهایت با همه گیزی شبکه نمایش خانگی از سال ۱۴۰۰ با سریال «زخم کاری» بازگشت باشکوهی به مجموعه های سریالی داشت و در چهار فصل این مجموعه بسیار خوش درخشید.

اولین تجربه کارگردانی
عزتی سال ۱۴۰۲ اولین فیلم خود به نام «تمساح خونی» را کارگردانی و بازی کرد که در جشنواره فیلم فجر همین سال پرمخاطب ترین فیلم جشنواره بود و سیمرغ بهترین کارگردانی اول را هم از آن خود کرد.
از اسفند ماه اکران این فیلم با استقبال زیاد مردم شروع شد و در نهایت رکورد فروش بیش از ۱۶۸ میلیارد تومانی به جا گذاشت.
علاقه به مسافرکشی
عاشق مسافرکشی هستم تا جایی که چند وقت پیش رفتم تاکسیرانی یک ماشینی ثبت نام کنم که اونا هم تعجب کردند ولی ندادند. من عشق می ورزم اصلا اینکه آدم های مختلف میشینن تو ماشین و باهاشون حرف می زنم.
ازدواج
جواد عزتی بعد از گرفتن دیپلم از هنرستان ترجیح داد بجای رفتن به دانشگاه، شبانه روزی تمرین کند و بیشتر خودش را محک کند.
بسیاری از دانشجویان رشته تئاتر سال های ۷۸ تا ۸۳ او را از همان روهای می شناسند تا اینکه روزی در نمایش میلر به کارگردانی مه لقا باقری بعنوان بازیگر بازی کرد. نهایتا این آشنایی در سال ۱۳۸۵ وقتی این زوج هر دو ۲۵ ساله بودند به ازدواج ختم شد.

آشپزی هیئتی
من زیاد غذا درست می کنم و البته رستوران هم زیاد می روم حتی سابقه تهیه غذا با حجم بالا را هم دارم، مثلا برای ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر غذا درست کرده ام. سر این دیگ های هیئتی کار کرده ام و برای تعداد بالا برنج بار گذاشتم.
جدایی در سکوت
از اوایل سال ۱۴۰۳ خبر طلاق جواد عزتی و مه لقا باقری منتشر شد، این زوج از مدت ها قبل عکس های مشترک خود را حذف کرده بودند و حضوری کنار هم در هیچ فستیوالی نداشتند. با اینکه این دو چهره تصمیم به سکوت گرفتند اما این خبر توسط دوستان نزدیک آنها تایید شده است.
رستوران دار سابق
ترنج یکی از رستوران هایی است که چندین سال است در زمینه غذاهای فرنگی فعالیت می کند که مدتی جواد عزتی مدیریت ییکی از شعبات آن را برعهده داشت.
اصولاً غذا خوردن برای من خیلی مهم است یعنی مهم است که چه می خورم، مثلا اگر میگو دوست نداشته باشم مطمئناً یک صبح تا شب آنقدر میگو می خورم تا دوست داشته باشم چون برایم لازم است.
من اصولا همیشه راضی ام چون فکر می کنم آدم باید با عشق زندگی کند ، اصلا همه رنگ زندگی بسته به این است که با عشق زندگی کنی… شغلم را دوست دارم و کارم را با عشق انجام می دهم و رنگ زندگی است برای همین همیشه راضی ام.
بازیگر پرفروش
در سال ۱۳۹۶ فیلم «آینه بغل» با فروش نزدیک به ۲۱ میلیارد تومان و فیلم «اکسیدان» نزدیک به ۱۱ میلیارد تومان در گیشه، جواد را تبدیل به پرفروشترین بازیگر سال کرد.





