
محمدرضا شهیدی فرد متولد ۱۴ دی ۱۳۴۸ در مشهد، مجری است
فارغ التحصیل لیسانس رشته سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر می باشد که فعالیت خود را بعنوان مجری از رادیو شروع کرد و حالا در تلویزیون تهیه کننده و کارگردانی نیز می کند
او که با برنامه پارک ملت در تلویزیون دیده شده بود با این برنامه ممنوع التصویر شد!

از گروه سرود تا رادیو
توی مدرسه اهل سرود و تئاتر و انشا نوشتن و انجمن اسلامی و بسیج و خلاصه فعالیت های فوق برنامه بودم، یک روز مدرسه، من و چند نفر دیگر را به رادیو مشهد معرفی کردند
فکر کردم قرار است مثلا مهمان یکی از برنامه های نوجوانانه باشم ولی ما را بردند توی استودیو و یک نوشته دادند دستمان که بخوانیم، یعنی تست صدا گرفتند
کسی هم که این کار را می کرد، آقای جواد آتش افروز بود، از بین آن جمع نمی دانم چند نفره، من بدون هیچ انگیزه و تمایل و شناختی برای گویندگی برنامه جوانان مشهد پذیرفته شدم

نوشتن تا گزارش گفتن
حدود ۸ سال در مشهد همراه گویندگی، گزارش گرفتم، مطلب نوشتم، برنامه ساختم و خلاصه همه کارهای معمولی رادیو را انجام دادم
از رادیو مشهد
سال ۱۳۶۸ در ۲۰ سالگی با قبولی در دانشگاه هنر به تهران آمدم و یکی دو سالی نرفتم سراغ رادیو تلویزیون ولی باز رفقای بد باعث شدند سر از رادیو دربیاورم و وارد گروه ادب و هنری و اجتماعی رادیو شدم

ورود به تلویزیون
شهیدی فرد سال ۱۳۷۰ در ۲۲ سالگی با اجرای برنامه «هشت و نیم» وارد قاب تلویزیون شد سپس از سال ۱۳۸۵در قامت تهیه کننده و کارگردان برنامه مردم ایران سلام را ساخت
شهرت با پارک ملت
سال ۱۳۹۰ در قامت مجری و تهیه کننده برنامه زنده «پارک ملت» را ساخت و طی نه ماهی که روی آنتن بود توانست در نظر سنجی صدا و سیما رتبه دوم بهترین مجری تلویزیون را بعد از عادل فردوسی پور بدست بیاورد

سوالات سخت از محسن رضایی
از جمله برنامه های جنجالی او، سوال صریح و بی پرده از محسن رضایی در مورد اینکه فرزند او در موقع مصاحبه، در خارج چه میکند، بود که باعث شهرت گرفتن شهیدی فرد شد و شجاعت وی را تحسین نمودند
ماجرای جلوگیری از اجرا
ماجرای ممنوعیت این مجری به برنامه او در پارک ملت با آقای «عماد افروغ» بر می گردد جایی که مهمان برنامه حرف های خارج از چارچوبی زد و شهیدی فر سکوت کرد و چیزی نگفت
روز بعد مجری در غیاب افروغ توضیحاتی درباره جملات مهمانش داد که نتوانست آب رفته را به جوی برگرداند و کم کم از صحنه اجرا کنار گذاشته شد

ممنوعیتی در کار نبود
من خودم هم در آن مقطع این خبر را در رسانه ها خواندم اما هیچگاه بخشنامه رسمی آن را ندیدم و حتی وقتی به واسطه اخبار رسانه ها درون سازمان پیگیر این ممنوعیت شدم، تکذیب کردند
هیچگاه چنین دستوری درون سازمان ابلاغ نشده است
کار در لوازم التحریری
من به شخصه در هیچ کجا غیر از حوزه تلویزیون و سینما کاری انجام نمی دهم و زمان هایی که در این حوزه هم کم کارترم در مغازه پدرم که یک لوازم التحریری است کار می کنم

ماجرای سوختگی در کودکی
در سن دو سه سالگی ظرف شیر داغ از روی علاالدین روی سر و سینه ام ریخت و سوختم، پدر و مادرم خیلی رنج کشیدند تا خوب بشوم، آن هم در زمانی که از نظر مالی مشکل داشتند
ازدواج
محمدرضا شهیدی فر سالهاست ازدواج کرده و متاهل می باشد

دوست دارم شهید شم
او در مورد اینکه چطور دوست دارد بمیرد، می گوید انشالله با شهادت که فرمودند این غایت هنر است، حتما از ذهن بعضی ها می گذرد که بگویند ای ریاکار… حق دارند…
آقای مجری هم اکنون از اعضای کمیته کارشنای گویندگان تلویزیون و رادیو ست

نیروی رسمی سازمان نیستم
عادت دارم که بعد از یک برنامه، عمدا تا دوره ای برنامه نسازم، نیروی رسمی سازمان نیستم که موظف باشم، ما به خلوت نیاز داریم
یک کاسب یا یک کارمند اگر بی اخلاق یا بی سواد باشد، در روز نهایتا به ۱۰ نفر آسیب می زند ولی من اگر این ویژگی را داشته باشم به ۱۰ میلیون نفر صدمه می زنم
بنابراین نیاز من برای تقویت روحم، حالم، ذهنم و جسمم خیلی بیشتر از آنهاست، اگر متصل کار کنیم، امکان غفلت از خودمان خیلی زیاد است. باید وقت هایی بگذاریم برای این که خودمان را تقویت کنیم

بازگشت به قاب تلویزیون
شهیدی فر بعد از سال ها دوری از تلویزیون از بهمن ۱۴۰۴ با اجرای فصل دوم برنامه هزاردستان با نام «پریزاد» به قاب اجرا بازگشت با این حال شروع جنگ باعث توقف این برنامه شد
او از ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ اجرای برنامه «من ایرانم» را در جهت آرام بخشی به مردم از شبکه نسیم برعهده گرفت که هدف آن راه حل هایی برای آرام بخشی و آگاه سازی افراد جامعه در موقعیت های بحران بود








