
اگر فقط یک ثانیه وقت دارید، پاسخ صریح و مستقیم این است: نه، کارتون سیمپسونها آینده را پیشگویی نمیکند. اما اگر کمی بیشتر وقت دارید و میخواهید بدانید چرا این شایعه اینقدر جان گرفته و چرا همه ما فریب آن را خوردهایم، ادامه این مطلب را بخوانید.
داستان تصاویر ویروسی؛ حقیقت یا دروغ؟
حتماً شما هم تصاویری از این کارتون محبوب دیدهاید که ظاهراً سالها قبل، رویدادی را پیشبینی کرده و بعداً عیناً اتفاق افتاده است. شاید فکر کنید این یک معجزه یا قدرت ماورایی است، اما واقعیت چیز دیگری است. توضیح ساده و روشن این است: بله، چنین تصاویری وجود دارند و در فضای مجازی دست به دست میشوند، اما همه آنها بعد از وقوع رویداد و عمدتاً توسط افرادی غیر از سازندگان کارتون تولید شدهاند.
انگیزه این افراد معمولاً جذب مخاطب و کلیک است. آنها به دروغ مینویسند که این ویدئو یا تصویر مثلاً مال ۵ سال قبل بوده است. حقیقت تلخ این است که بسیاری از قسمتهایی که شما دیدهاید، اصلاً در نسخههای اصلی سیمپسونها وجود ندارد و کاملاً جعلی و ساختگی هستند.
مثال عینی از یک تصویر فیک که جهانی شد
برای اینکه ماجرا ملموستر شود، به این مثال توجه کنید. عکسی در سال ۲۰۱۷ در عربستان سعودی گرفته شد که خیلی زود در فضای مجازی فراگیر شد. پس از آن، یک فرد ناشناس همان عکس را به سبک انیمیشن سیمپسونها طراحی کرد و تاریخ آن را به قبل از رویداد نسبت داد. نتیجه؟ نسخه دوم (طراحی شده به سبک سیمپسونها) حتی از عکس اصلی هم فراگیرتر شد. این همان مکانیسمی است که باعث میشده خیلی از «پیشگوییها» متولد شوند.
قسمتهای واقعی که بعداً به رویدادها چسبانده شدند
البته برخی تصاویر واقعاً در قسمتهای قدیمی سیمپسونها وجود داشته است. اما نکته اینجاست که این تصاویر بعداً به حوادث جدید نسبت داده شدهاند. یک واقعیت کلیدی را فراموش نکنید: تعداد قسمتهای سیمپسونها تا حالا از ۷۵۰ عدد عبور کرده است. تم اصلی این سریال هم دقیقاً رویدادهای سیاسی، اجتماعی و جهانی است. بنابراین، با این حجم انبوه از محتوا، از نظر آماری کاملاً ممکن است که تصاویری را بعدها به رویدادهای تازه نسبت دهند و با چسباندن آنها به هم، ادعای پیشگویی کنند.
قضیه ترامپ؛ یک استثنا یا تأیید قضیه؟
بسیاری از طرفداران نظریه پیشگویی سیمپسونها به ماجرای دونالد ترامپ اشاره میکنند. بیایید این مورد خاص را بررسی کنیم.
در سال ۲۰۰۰، کارتونی از ترامپ در سیمپسونها منتشر شد که از او به عنوان رئیسجمهور یاد میشود. در آن سال، کسی تصور نمیکرد یک سلبریتی مانند ترامپ به ریاست جمهوری برسد. اما نکته مهم این است که خود ترامپ قبلاً اعلام کرده بود که میخواهد در آینده رئیسجمهور شود و کارتون سیمپسونها دقیقاً همین ادعای او را دستمایه طنز قرار داده و او را مسخره کرده بود. این پیشگویی نبود؛ یک شوخی سیاسی بود که بعداً جدی گرفته شد.
مورد دوم هم جالب است. وقتی در سال ۲۰۱۵ ترامپ رسماً کاندیدای ریاستجمهوری شد، قسمتی از کارتون سیمپسونها منتشر شد که او را هنگام پایین آمدن از یک پله برقی نشان میدهد. این تصویر عیناً شبیه صحنهای بود که در واقعیت رخ داده بود. اما نکته کلیدی: این کارتون را واقعاً گروه سازنده سیمپسونها تولید کردهاند، اما بعد از وقوع واقعه و برای روایت آنچه گذشته بود، نه برای پیشگویی.
چرا مردم اینقدر این باور را دوست دارند؟
حالا به سؤال اصلی میرسیم. چرا با وجود تمام این شواهد، هنوز خیلی از مردم فکر میکنند سیمپسونها آینده را میبینند؟ پاسخ در چند نکته ساده خلاصه میشود:
این باور هیجان دارد، شگفتانگیز است و شبکههای اجتماعی به آن دامن میزنند. روایتش شیرین و خوشساخت است و برای آدمها سوژهای جذاب تولید میکند که دربارهاش در جمع دوستان و خانواده حرف بزنند و برای چند دقیقه کانون توجه باشند. این نیاز روانی به شگفتزده کردن دیگران، بزرگترین موتور محرک انتشار این شایعه است.
نقش خود سیمپسونها؛ برندینگ هوشمندانه یا تصادف؟
در فضای مجازی این شایعه هم وجود دارد که خود سازندگان سیمپسونها پشت این تصویرسازیهای فیک هستند و این کار بخشی از استراتژی برندینگ آنهاست. اما حتی اگر اینطور نباشد (و شواهد نشان میدهد که این شایعه هم بیاساس است)، سازندگان سیمپسونها مطمئناً از این که عدهای به صورت کاملاً رایگان برایشان تبلیغ میکنند، باید خیلی خوشحال باشند.
حرف آخر را خود تهیهکننده زده است
جالب است بدانید که تهیهکننده سیمپسونها رسماً اعلام کرده که این مجموعه هیچ گونه توانایی پیشگویی ندارد. اما باور عمومی آنقدر قوی است که خیلی از مردم در پاسخ به او میگویند: «تواضع نکنید؛ شما قطعاً پیشگو هستید!» این همان پارادوکسی است که هر تلاشی برای روشنگری را به چالش میکشد.







