
هفت صبح| در حال حاضر که تناسب بین درآمد و هزینهها وجود ندارد و هر هزار تومان اختلاف قیمت کالا هم از سبد خرید خانوار اهمیت حیاتی پیدا کرده، بسیاری از مردم برای خرید ارزیابی میکنند که عمده محصولات خود را از کجا خرید کنند؟ فروشگاههای زنجیرهای در ساختار خردهفروشی ایران یکی از محلهایی است که مردم میتوانند محصولات متنوعی از آنجا بخرند، اما آیا توسعه فروشگاههای زنجیرهای به جای مغازههای کوچک و سنتی، به نفع مردم و اقتصاد کشور است؟
سهم ۱۵درصدی فروشگاههای زنجیرهای از بازار خردهفروشی ایران، در برابر بیش از ۷۰درصد در ترکیه و ۸۲درصد در کشورهای توسعهیافته، این پرسش را بیش از هر زمان دیگری جدی کرده است، زیرا اگر توسعه فروشگاه زنجیرهای مزیت نداشت چرا این الگو را دنبال کردهاند؟ اما واقعیت این است که ابعاد مختلف این تحول ساختاری در نظام خردهفروشی از منافع قیمتی و کیفی برای مصرفکننده تا نگرانیهای مشروع درباره سرنوشت کسبوکارهای کوچک و شبکه توزیع مویرگی قابلیت بررسی دارد، حتی میتوان ادعا کرد که دولت برای اصلاح مالیات بر زنجیره تولید از طریق پایانههای فروشگاهی باید به سمت توسعه فروشگاههای زنجیرهای برود.
بازار خردهفروشی ایران؛ سلطه ۸۵ درصدی مغازههای محلی
بر اساس آمارهای موجود، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از بازار خردهفروشی ایران همچنان در اختیار سوپرمارکتها، بقالیها و شبکه توزیع مویرگی است و تنها ۱۵ درصد آن به فروشگاههای زنجیرهای تعلق دارد. این ساختار غیرمتمرکز، اگرچه ریشه در تاریخ و فرهنگ خرید ایرانیان دارد، اما شناخت دقیق بازار را دشوار کرده و باعث شده تصویری روشن از رفتار خرید، حجم فروش و تغییرات مصرف در دسترس نباشد.
آرمان خالقی عضو خانه صنعت، معدن و تجارت در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح با اشاره به اینکه در سالهای اخیر سهم فروشگاههای زنجیرهای از خرید مردم افزایش پیدا کرده است، گفت: «به نظر میرسد که سهم خردهفروشی مدرن (زنجیرهای و آنلاین) از بازار ایران حدود ۲۰ درصد باشد. این در حالی است که در کشورهای در حال توسعه، سهم خردهفروشی مدرن بیش از ۵۵ درصد است و در کشورهای توسعهیافته ۸۲ درصد است. به بیان دیگر، خردهفروشی مدرن ایران برای رسیدن به سهمی معقول، به رشدی حداقل دو برابری نیاز دارد.»
وی با بیان اینکه توسعه فروشگاههای زنجیرهای، مزایای قابلتوجهی برای اقتصاد و مصرفکننده به همراه دارد، افزود: «این فروشگاهها به دلیل سیستم تخفیفی و ارتباط مستقیم با تولیدکنندگان، میتوانند قیمتهای رقابتیتری ارائه دهند. همچنین با حذف واسطهها و عمدهفروشان، هزینهها کاهش یافته و این صرفهجویی به جیب مصرفکننده منتقل میشود.»
خالقی با تاکید بر اینکه شفافیت، ساختار سازمانیافته و وجود زیرساختهای اطلاعاتی منسجم از نقاط قوت این شبکههاست، تصریح کرد:«با حمایت دولت و تلاش فعالان این حوزه، سهم فروشگاههای زنجیرهای از بازار خردهفروشی در ایران میتواند به حداقل ۳۵ تا ۴۰ درصد افزایش یابد تا بتوان با شفافیت بیشتر، قدرت سیاستگذاری دقیقتر و ارائه خدمات بهتر، به تعادل بازار و رشد اقتصادی کشور کمک کرد.»
وی با اشاره به اینکه فروشگاههای زنجیرهای با برخورداری از انبارهای بزرگ، قادر به عرضه طیف وسیعتری از محصولات هستند، گفت: « از مواد غذایی پایه و مصرفی روزمره تا کالاهای خاص و کمیاب، همه در یک فروشگاه زنجیرهای قابل دسترس است. این تنوع، برای مصرفکننده به معنای صرفهجویی در زمان و هزینه جابهجایی میان چندین فروشگاه است. در مقابل، مغازههای کوچک به دلیل محدودیت فضا، ناچار به تمرکز بر کالاهای پرمصرف و پرگردش هستند و تنوع محصولات آنها به مراتب کمتر است.»
الگویی جهانی در بازار خردهفروشی چیست؟
در یک دهه اخیر فروشگاههای سنتی در کشورهای در حال توسعه کاهش یافته و فروشگاههای زنجیرهای جایگزین شدهاند. برای نمونه در ترکیه، برندهایی مانند «بیم» با بیش از ۷۰۰۰ شعبه، پیشرو در صنعت خردهفروشی این کشور است و سهم فروشگاههای زنجیرهای از بازار خردهفروشی را به بیش از ۷۰ درصد رسانده است. این تفاوت فاحش در خرده فروشی ایران با ترکیه، نشان از یک شکاف ساختاری عمیق در نظام توزیع است.
در حالی که جهان به سمت خردهفروشی مدرن حرکت میکند، ایران همچنان درگیر ساختاری است که بازاری ناشناخته و فاقد دادههای دقیق را رقم زده است. یعنی دادههای فروشگاههای زنجیرهای میتواند نشان دهد که در یک منطقه از شهر چه محصولاتی بیشتر خریداری میشود و همین مسئله میتواند در مدیریت عرضه موثر باشد و در نهایت کالا راحتتر و سریعتر در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد. همینطور کسب و کارها میتوانند راحتتر برای بازاریابی برنامهریزی کنند.
یکی از نقاط قوت فروشگاههای زنجیرهای، زنجیره تامین منسجم و سیستم لجستیک کارآمد آنهاست. این فروشگاهها با ارتباط مستقیم با تولیدکنندگان و تامینکنندگان و حذف واسطههای متعدد، هزینههای حملونقل و انبارداری را به حداقل میرسانند. ناوگان حملونقل اختصاصی و برنامهریزی دقیق تامین کالا، باعث میشود که محصولات با سرعت بیشتری به انبارها و شعب سراسر کشور برسند. در شرایطی که قیمتها نوسان دارد، این شبکه لجستیک کارآمد، امکان تامین کالا با قیمت مناسبتر و بهموقعتر را فراهم میکند.
آیا اشتغال کسبوکارهای کوچک تهدید میشود؟
خردهفروشان محلی و مغازهداران کوچک، نگران آینده خود هستند. فروشگاههای زنجیرهای با پشتوانه مالی و امکانات گسترده، سطحی از خدمات را ارائه میدهند که یک فروشگاه ۲۰ یا ۵۰ متری توان رقابت با آنها را ندارد. نگرانی از نابودی مشاغل سنتی و یکنواختی در عرضه کالا، از جمله انتقادات مطرحشده است. واقعیت این است که رفتار مصرفکنندگان به سمت بازارهای مدرن در این روزها گریزناپذیر است، اما این به معنای نابودی کامل مشاغل سنتی نیست.
همانگونه که روزگاری فروش نفت در خیابانها با ورود گاز به خانهها جای خود را به مشاغل جدید داد، گسترش فروشگاههای زنجیرهای نیز میتواند فرصتهایی تازه برای اشتغال و کارآفرینی ایجاد کند. حتی مغازههای سنتی میتوانند با مشارکت همدیگر در ایجاد فروشگاههای محلی بزرگ همکاری داشته باشند. از طرف دیگر فروشگاههای زنجیرهای از نظر اشتغال بسیار گسترده هستند زیرا مشاغلی مانند حسابداری، انبار داری، پشتیبانی و... در این فروشگاهها وجود دارد که در مغازههای سنتی وجود ندارد، به همین دلیل با تغییر نظام خردهفروشی اشتغال تهدید نخواهد شد و به شکل دیگری نمود پیدا میکند.
ضرورت حرکت به سمت خردهفروشی مدرن
در شرایطی که اقتصاد ایران با جنگ، نوسانات ارزی، تورم و تغییر رفتار مصرفکننده دستوپنجه نرم میکند، توسعه فروشگاههای زنجیرهای نه یک ضرورت است. سهم ناچیز خردهفروشی مدرن در ایران، در مقایسه با کشورهای توسعهیافته، نشان از یک عقبماندگی ساختاری دارد که باید جبران شود.
با این حال، این تحول باید با نظارت هوشمندانه و حمایت از کسبوکارهای کوچک همراه باشد تا از یک سو، مصرفکننده از مزایای قیمتی و کیفی فروشگاههای زنجیرهای بهرهمند شود و از سوی دیگر، شبکه توزیع مویرگی که همچنان بخش عمدهای از اشتغال و معیشت خانوارها را تامین میکند، به حاشیه رانده نشود. آنچه روشن است، تداوم وضعیت موجود، نه به نفع مصرفکننده است و نه به نفع اقتصاد کشور.چرا سیستم مالیات از طریق پایانههای فروشگاهی در ایران به طور کامل اجرا نشده است.
بنابراین در اقتصاد ایران که کالاها با شوکهای ارزی و جهشهای قیمتی متعدد مواجه است، توانایی دپوی کالا یک مزیت استراتژیک محسوب میشود. فروشگاههای زنجیرهای با خرید کالاها در مقاطع با قیمت پایینتر و انبار کردن آنها، میتوانند در زمان افزایش قیمتها، محصولات را با نرخهای رقابتیتر عرضه کنند. این ویژگی، نه تنها به نفع مصرفکننده است که به تثبیت نسبی قیمتها در بازار نیز کمک میکند و از التهاب و سوداگری در شبکه توزیع جلوگیری مینماید.
هرچند در ایران برخی فروشگاههای زنجیرهای محصولات با قیمت قبلی را با قیمت روز عرضه میکنند و نوعی تخلف محسوب میشود و عملا مزیت انبارداری به جای اینکه به جیب مصرفکنندهها برود و فروشگاه از تقاضا و وفاداری مشتریان سود ببرد همچنان درگیر سودهای غیرمجاز هستند. بنابراین اتحادیه مربوطه و تعزیرات باید با نظارت بر فروشگاههای زنجیرهای آنها را به این سمت سوق دهند که از ظرفیت انبارداری و مدیریت هوشمندانه لجستیک، سود ببرند و نقشی کلیدی در مدیریت بازار و مهار تورم ایفا کنند.







