هفت صبح| گویا قرار است با یک تاخیر طولانی مدت یک دهه‌ای، بار دیگر طرح‌های جنگلداری به این اکوسیستم بازگردد تا نظم زمانی و مکانی اقدامات عملیاتی برای نسل‌های بعدی کارشناسان مشخص شود. به اعتقاد دو انجمن تخصصی در حوزه جنگل، بازگشت برنامه‌های مدیریتی به این اکوسیستم، اهمیت بالایی داشته و می‌تواند به ساماندهی و بهتر شدن شرایط جنگل کمک کند. طرح‌های جنگلداری به غلط مترادف با بهره‌برداری به جامعه معرفی شده‌اند و این برنامه‌ها، کمک می‌کنند تا درختان سوزنی برگ خشک شده در داخل جنگل و لکه‌های صنوبرکاری، طبق قانون ساماندهی شوند همچنین نظم زمانی و مکانی اجرای برنامه‌های مدیریتی، برای مجریان طرح‌ها مشخص شود.

 

نزدیک به 14 سال از تصویب طرحی که به ظاهر برای نجات جنگل‌های شمال طراحی شده بود و به طرح تنفس شهرت یافت، می‌گذرد و حالا با گذشت این مدت، تنها اتفاقی که برای این اکوسیستم افتاده، آن است که جنگل تقریبا بدون متولی رها شده است و هر کس خود را صاحب‌نظر در این حوزه می‌داند! تبلیغ نادرست درباره طرح‌های مدیریتی جنگل، جامعه‌ کنشگران محیط زیست را به سمتی سوق داده که علم جنگلداری را مترادف با آموزش تبر زدن می‌دانند، در حالی که جنگل خوانده‌ها، اولین چیزی که آموزش می‌بینند، آن است که طرح جنگلداری نظم زمانی و مکانی اجرای عملیات جنگل‌کاری، بهره‌برداری، پرورش جنگل و ... را نشان می‌دهد.

 

آنها یاد می‌گیرند که طی یک دوره اجرای طرح (یعنی 100 سال)، بدون حساب و کتاب، حتی یک شاخه هم نباید از جنگل خارج شود. هر طرح جنگلداری، بیلانی دارد که وضعیت مالی آن را نشان می‌دهد. اگر امکان برداشت جنگل آن‌قدر نبود که هزینه‌های عملیاتی را جبران کند، تکلیف مجریان طرح‌ها برای دنبال چاره بودن و تعریف منابع مالی جدید با هدف اجرای برنامه‌های پیش‌بینی شده، روشن می‌شود. 

 

اهمیت هدایت اکوسیستم‌های دخالت شده


جنگل‌های شمال میلیون‌ها سال بدون حمایت انسان زیسته‌اند و حالا هم کافی است جنگلداران را از این اکوسیستم دور نگه دارند تا هیچ بلایی بر جنگل نازل نشود. آنها همان کسانی هستند که نه تنها نمی‌دانند اکوسیستم جنگل‌های شمال طی یک صد سال گذشته تحت دخالت‌های شدید انسانی قرار داشته، بلکه خود نیز به نحوی مصارف روستایی و سنتی از جنگل را تبلیغ و ترویج می‌کنند. گاهی حضور دام در این محیط را به رسمیت می‌شناسند و میزان خسارت وارده به این اکوسیستم در نتیجه حضور دام در جنگل را با قطع یک درخت چند صد ساله مقایسه می‌کنند!


در روزهایی که حکومت پهلوی سودای صنعتی کردن ایران را در سر می‌پروراند، کارشناسان خارجی بدون آنکه قلبشان برای ایران بتپد، نسخه‌هایی پیچیدند تا با کمک گونه‌های غیربومی چرخ صنایع ایران را بچرخانند. این نسخه‌ها با گذشت هشت دهه، به بلای جان جنگل‌های شمال تبدیل شده‌اند و امروز کارشناسان می‌خواهند درختان سوزنی برگ وارد شده به جنگل طی دهه 40 شمسی را که اکنون به کانون آفات و بیماری‌ها تبدیل شده‌اند؛ ساماندهی کنند، یا لکه‌های صنوبرکاری را با گونه‌های بومی جایگزین کنند؛ اما با جنجال‌هایی روبه‌رو هستند که هیچ تناسبی با علم جنگلداری ندارد.

 

برخی کنشگرانی که سر ستیز با علم دارند و دغدغه‌هایشان هم هرگز منطبق بر خواسته‌های جامعه محلی نیست، آیا صلاحیت اظهار نظر در رابطه با حفاظت از جنگل‌های هیرکانی را دارند؟ عجیب آنکه این گروه بدون آنکه مفاد طرح‌های نوین جنگلداری را بدانند و در شرایطی که هنوز این طرح در معرض دید همه کارشناسان برای اعلام نظر تخصصی قرار نگرفته، با آن مخالفت می‌کنند اما با کدام متر و مقیاس، دست به مخالفت با طرحی می‌زنند که رونمایی نشده است؟

 

رونمایی از طرح‌های نوین با حضور کارشناسان


تقریبا چند هفته بعد از مخالفت گروهی از کنشگران محیط زیست با طرح‌های نوین جنگلداری، گویا نخستین جلسه رونمایی از مفاد این طرح در سازمان منابع طبیعی با حضور بخشی از کارشناسان جنگل برگزار می‌شود. سید عطاء‌الله حسینی رئیس هیئت مدیره انجمن جنگلبانی ایران در گفت‌وگو با هفت‌صبح درباره اعضای حاضر در جلسه توضیح می‌دهد که گروهی از کارشناسان استان‌های گیلان، گلستان و ساری در جلسه طرح نوین جنگلداری حضور داشته‌اند.

 

او می‌گوید که طرح‌های نوین جنگلداری مبتنی بر دو تبصره ذیل ماده 36 قانون برنامه هفتم نوشته شده و چیزی غیر از این نبوده‌ است. از نظر حقوقی و قانونی، در بدو تصویب طرح تنفس در قالب برنامه‌های اجتناب ناپذیر جنگل -که هرگز اجرایی نشدند- برای جنگل‌کاری‌های سنواتی سوزنی برگ و صنوبرکاری‌هایی که در طرح‌های قدیم وجود داشته، به همراه درختان شکسته و افتاده تجمعی که خطرناک هستند؛ باید برنامه‌ای نوشته می‌شد تا این موارد ساماندهی شوند.

 

اصلاح اشتباهات دهه 40


رئیس انجمن جنگلبانی با تاکید بر اینکه کارشناسان جنگل همه شاخص‌ها و معیارها برای ساماندهی درختان شکسته و افتاده را می‌شناسند، درباره مفاد طرح‌ نوین جنگلداری توضیح می‌دهد که اصلا مبنای این طرح کسب درآمد از برداشت درختان نیست و صرفا نگاهش به انجام اقدامات اجتناب‌ناپذیر است. جنگل‌کاری‌های سوزنی برگ که خشک شده و احتمال آتش سوزی دارند و با یک جرقه تبدیل به بحران می‌شوند، در قالب برنامه تدوین شده ساماندهی خواهند شد. در واقع اشتباهات دهه 40 در قالب طرح‌های نوین جنگلداری اصلاح می‌شوند.

 

او تاکید می‌کند که در طرح‌ نوین، بهره‌برداری گسترده وجود ندارد و اصلا فاز بهره‌برداری در آن لحاظ نشده است. ضمن آنکه طرح‌های جنگلداری قدیم هم صرفا متمرکز بر بهره‌برداری نبوده است و سایر عملیات شامل عملیات پرورشی و ... در آن دیده می‌شد. رئیس انجمن جنگلبانی می‌گوید که در طرح‌های جدید، اره صرفا برای گونه‌هایی استفاده می‌شود که به اشتباه به جنگل وارد شده‌اند. درختان سوزنی برگ خشک شده و صنوبرکاری‌ها حتما باید از جنگل خارج شده و با گونه‌های بومی جایگزین شوند. بر اساس تبصره یک ماده 36 نیز درختان شکسته و افتاده تجمعی باید ساماندهی شوند، تا برای جنگل مخاطره‌ای ایجاد نکنند.

 

پرهیز از نگاه صفر و یکی به قطع درخت


طرح‌های نوین جنگلداری پوششی برای بهره‌برداری از جنگل بوده و هرگز نباید اره موتوری به جنگل باز گردد. آیا با چنین نگاهی می‌توان درختان خشکیده غیربومی که امروز به کانونی برای گسترش آفات و امراض در جنگل تبدیل شده‌اند را ساماندهی کرد؟ محمد امینی، رئیس جامعه جنگلبانی ایران در استان مازندران در گفت‌وگو با هفت صبح تاکید می‌کند که نباید به صورت مطلق درباره استفاده از اره موتوری سخن گفت. باید هر برنامه‌ای از نظر فنی بررسی شود تا بفهمیم قابلیت اجرایی دارد یا خیر؛ به پدیده بهره‌برداری نباید نگاه صفر و یکی داشت.


به گفته او، نسخه‌های جنگل بر اساس وضعیت یک توده جنگلی که چیزی حدود پنج هزار متر مربع وسعت دارد، نوشته شوند. ضمن آنکه نسخه نوشته شده دائمی نیست. شاید امروز چند درخت در داخل توده قطع شود و در نهایت تصمیم گرفته شود که 10 تا 20 سال دیگر هیچ اره موتوری وارد آن توده نشود. همه تصمیمات، به مراحل تحولی توده جنگلی بستگی دارند.


او تاکید می‌کند که در جنگل فقط با اره موتوری اکوسیستم را هدایت نمی‌کنند. در این اکوسیستم، باید جنگلکاری و کارهای پرورشی انجام شود. در واقع طرح جنگلداری مجموعه‌ای از عملیات مختلف است که قطع درخت، یک جزء کوچکی از این مجموعه اقدامات به شمار می‌رود. طرح جنگلداری صرفا به قطع درخت خلاصه نمی‌شود و برخی به اشتباه طرح جنگلداری را مساوی بهره‌برداری در نظر می‌گیرند. گاهی مدیریت جنگل ممکن است منجر به قطع درخت شود اما این تصمیم شامل همه اقدامات طرح جنگلداری نیست.  

 

امینی که عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع نیز هست، طرح نوین تدوین شده توسط سازمان منابع طبیعی را ندیده است و می‌گوید که نه در کسوت انجمن جنگلبانی و نه به دلیل عضویتش در هیئت علمی یک موسسه تحقیقاتی، به مفاد طرح جدید دسترسی نداشته و نمی‌تواند بگوید که این طرح برای جنگل مفید هست یا خیر؛ زیرا حدود 10 سالی هست که هر از گاهی سازمان منابع طبیعی از تدوین طرح جدید سخن می‌گوید اما در نهایت محتوایی ارائه نمی‌شود. رئیس جامعه جنگلبانی ایران در استان مازندران درباره برداشت درختان شکسته و افتاده بدون تدوین یک طرح جامع جنگلداری برای مدیریت این اکوسیستم هم هشدار می‌دهد که حتما باید چنین اقدامی در قالب طرح باشد. زیرا باید ببینیم که درختان شکسته و افتاده در اکوسیستم و حیات عناصر جنگل مثل پرندگان و وحوش چه تاثیری دارند.

 

اثرشان بر خاکسازی برای خود جنگل چگونه است و جنگل چقدر به آنها نیاز دارد. باید در حد 20 درصد درخت شکسته و افتاده در جنگل باقی بماند تا خوراک عناصر اکوسیستمی باشد و بخش مازاد این درختان هم با روش درست از اکوسیستم جنگلی خارج شود. این درختان نباید به صورت متراکم برداشت شوند و تمام درختان شکسته و افتاده یک منطقه را کلا برداشت کنیم اما یک منطقه را رها کنیم. توزیع جغرافیایی برداشت، باید درست باشد. آنچه امروز کنشگران محیط زیست با آن دست به مخالفت زده‌اند، طرحی است که هنوز تمام بدنه کارشناسی جنگل هم موفق نشده‌اند که آن را ببینند.

 

دغدغه‌های کنشگران محیط زیست اگرچه در برخی موارد به حق است اما اگر این خواسته‌ها صرفا ایده‌آل گرایانه باشد و منطبق بر نیازهای واقعی جامعه محلی نباشد، نه تنها به مدیریت بهتر اکوسیستم منتهی نمی‌شود، بلکه به دلیل فشارهای غیرضروری بر بدنه کارشناسی و مقاومت در برابر تصمیمات آنها، کار حفاظت از اکوسیستم جنگلی را مختل می‌کند. توجه به مسائل اقتصادی و اجتماعی جنگل، یکی از مهمترین بخش‌های برنامه‌ریزی در طرح‌های جنگلداری است که امیدواریم در تدوین طرح نوین، بیشتر از گذشته به آن توجه شود. مدیریت جنگل، بدون طرح جنگلداری، مثل حرکت بدون نقشه راه در مسیر تاریکی است که نتیجه آن، قطعا به بیراهه رفتن است.