روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | یرما زنی ساخته دست فدریکو گارسیا لورکا، نمایشنامه‌‌نویس اسپانیایی است که از بی‌‌فرزندی رنج می‌‌برد. او و خوآن چندین سال است که ازدواج کرده اما بچه‌‌دار نشده‌‌اند. در جامعه‌‌ای که زن را تنها به نام مادر معتبر می‌‌شناسد، یرما در اندوه مادر نشدن می‌‌سوزد و برعکس او شوهرش در پی مال‌‌اندوزی برای فرزندی است که نیست. نمایش «شب/خارجی/یرما» به تازگی اجراهای خود را در تالار مولوی پشت سر گذاشته. این نمایش را «نسیم ادبی» و «ندا شاهرخی» با همیاری هنرجویان خود در موسسه فانوس به صحنه آورده‌‌اند.

ویژگی مهم این نمایش را می‌‌توان دور کردن آن از محوریت تنها یک زن به نام یرما دانست. یرما یک زن نیست، بلکه جمعی از زنان است که در دنیای سترون خود در پی بچه‌‌دار شدن هستند. یرما یک شخص نیست، او یک جمعیت است؛ خوآن و ویکتور نیز همین طور. این سه شخصیت در میان زنان و مردان بسیار تکثیر شده و یرماها، خوآن‌‌ها و ویکتورهایی را می‌‌سازند که به وضوح می‌‌توان مشابه‌‌شان را در جامعه دید. کارگردانان این نمایش، شخصیت‌‌ها را از یگانه و منحصر به فرد بودن خارج کرده و آن را در محدوده وسیع‌‌تری گسترده‌‌اند تا نشان دهند درد تنها درد یرما نیست، درد زنانی از جنس یرماست و تنها خوآن نیست که حواسش را به یرما نمی‌‌دهد، بلکه خوآن‌‌های زیادی‌‌اند که یرماهایشان را محدود کرده و به نیاز آنها بی‌‌توجه‌‌اند.

نمایش با حرکات فرم دختری جوان شروع می‌‌شود که شالی مشکی به روی شانه دارد، شال سیاهِ بی‌‌فرزندی. شالی که بر دوش هر زن قرار بگیرد، تبدیلش می‌‌کند به یرمایی تنها، بی‌‌فرزند و درک‌‌نشده. این شال در تمام طول نمایش میان دختران روی صحنه دست به دست شده و هر بار زنی را در قامت یرما فرو می‌‌برد. ویژگی مهم دیگر نمایش یرما را می‌‌توان خارج کردن آن از یک نمایش داستانی دانست. «شب/خارجی/یرما» یک مستندِ نمایشی است که علاوه بر روایت نمایشنامه لورکا، به روایت واقعی بازیگران از زندگی خود نیز پرداخته و آنها خود را در معرض مستقیم قضاوت مخاطب قرار می‌‌دهند.

در میان صحنه‌‌های بازی، فیلم‌‌های بازیگران پخش می‌‌شود که بخشی از زندگی خود را که به نوعی به قصه و شخصیت‌‌های این نمایش مرتبط است روایت می‌‌کنند و گاه حرف‌‌هایی می‌‌زنند که برای اولین بار است به زبان آورده‌‌اند. این وجه، کارکرد دیگری نیز دارد و آن تحلیل شخصیت‌‌ها از زبان بازیگرانی است که آن نقش را بازی می‌‌کنند. همذات‌‌پنداری برخی بازیگران با نقش‌‌ها، بیان بخشی از زندگی شخصی و چرایی بازی این نقش، به همذات‌‌پنداری مخاطب و ارتباط بیشتر او با شخصیت ختم می‌‌شود.

نمایش «شب/خارجی/یرما» با طراحی لباس خاص خود در رنگ‌‌های متفاوت، یرما را در لباس‌‌های سرخ، سفید و سیاهی نشان می‌‌دهد که در همه لحظه‌‌های زندگی رنج می‌‌برد از دردی که گمان می‌‌کند مختص اوست. گروه موسیقی زنده اجرا نیز به کیفیت اجرا و ارتباط مخاطب با شخصیت‌‌ها کمک شایانی کرده است. در نهایت صحنه پایانی کار که خشم یرما و برون ریزی عقده‌‌های او را نشان می‌‌دهد به کمک موسیقی به آنی تبدیل می‌‌گردد که نگاه و فکر مخاطب را کامل مال خود می‌‌کند. «شب/خارجی/یرما» یرمایی را نشان می‌‌دهد که در خارجیِ پشت بام خانه‌‌اش به شبِ تاریک و طولانی بی‌فرزندی فکر می‌‌کند.

* نویسنده: فدریکو گارسیا لورکا
* کارگردان: نسیم ادبی/ ندا شاهرخی
* بازیگران: آناهید ادبی/ علیرضا عبدالعلی‌زاده/ سجاد طاهری/ سوگند حسینی/ عاطفه غضنفری/ دانیال محمدی/ سجاد باقری/ صدف محسنی/ شبنم خاتون حسینخانی/ مرجان رنود/ شکیبا عسگری/ رایحه پاشا/ شبنم ابریشمی/ حامد مهربانی/ سهراب صمیمی/ شهاب خجسته راد

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.