روزنامه هفت صبح، سمانه استاد| فلوریان زلر را در ایران بیشتر به‌نام نمایشنامه‌نویس می‌شناسند و می‌توان آن را تنها فرانسوی‌ای دانست که نمایشنامه‌هایش در ایران اینچنین مورد استقبال قرار گرفته است و در زمان رونق تئاتر همیشه چندین نمایشنامه از او روی صحنه بود؛ نمایشنامه‌هایی همچون «مادر»، «دروغ»، «یک ساعت آرامش». این‌بار اما نمایشنامه «پدر» از این نویسنده با بازی رضا کیانیان و کارگردانی آروند دشت‌آرای روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر آمده است.

«پدر» روایتی از مهندس بازنشسته‌ای است که در روزهای پیری به زوال عقل و آلزایمر مبتلا شده و رفته‌رفته با دنیای بیرون غریبه می‌شود. در مورد آلزایمر و فراموشی- چه در جهان و چه در ایران- کارهای بسیاری ساخته شده است. یکی از بهترین نمونه‌های آن را می‌توان به فیلم «هنوز آلیس» با بازی «جولیان مور» اشاره کرد که چطور مبارزه یک زن موفق و استاد دانشگاه را با بیماری ناخواسته فراموشی نشان می‌دهد و تلاش او برای غلبه کردن بر این بیماری که درنهایت به همراهی او و پذیرشش منجر می‌شود.

«هوی کَرل» در کتاب «بیماری»، بیماری را خیانت بدن می‌داند. بدنی که تابه‌حال در بهترین شکل خود عمل کرده، همه‌جا و هر لحظه ما را همراهی کرده، کوه‌ها را بالا آمده و دشت‌ها را درنوردیده اما ناگهان به هر دلیلی توان همراه بودن با مایی که دوست داریم همچون سابق زندگی کنیم از دست می‌دهد و زندگی را در نقطه‌ای متوقف می‌سازد. بدن در لحظه‌ای که به روال عادی زندگی عادت کرده‌ایم خیانت می‌کند و ما نمی‌دانیم باید با این خیانت چطور روبه‌رو شویم؛ اتفاقی که برای شخصیت اصلی در نمایش پدر می‌افتد.

او شاهد خیانت عقلش است که اینچنین اتفاقات و آدم‌ها را به‌هم می‌ریزد تا او قدرت تشخیص خود، پیرامون و آدم‌های اطرافش را از دست بدهد. «اورین یالوم» در یکی از روایت‌هایش از مرگ، داستان زنی مسن را بیان می‌کند که شوهرش به بیماری آلزایمر مبتلا شده و او را فراموش کرده است. زن به یالوم مراجعه می‌کند و شوهر را مقصر رنج‌های خود می‌داند.

شوهری که او را پس از عمری زندگی فراموش کرده، جوانی، روزهای خوش و بچه‌ها را از یاد برده و حالا زن به اضطراب مرگ دچار شده است و حتی بیشتر، خود را در موقعیت مرگ می‌بیند. او از سوی عزیزترین فرد زندگی‌اش فراموش شده و آیا مرگ چیزی بیشتر از فراموشی از سوی عزیزان است؟!

در میان آثاری که تابه‌حال درباره فراموشی نوشته و ساخته شده اما اثر زلر اثری متفاوت از منظر زاویه دیدی است که او برای بیان روایتش انتخاب کرده است. در فیلم موفق «هنوز آلیس» ما تلاشِ بیرونی زن را می‌بینیم برای به تعویق انداختن فراموشی، مبارزه او و پیدا کردن راه‌هایی که او دیرتر در موقعیتی که از آن می‌ترسد قرار بگیرد اما در نمایشنامه زلر وارد دنیای درونی پیرمرد می‌شویم و از زاویه دید او به موقعیت جدید نگاه می‌کنیم.

در مغز مرد به‌عنوان کسی که در حال فراموشی است چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ بسیاری از ما، افرادِ دچار آلزایمر را این‌گونه می‌شناسیم که اسامی را اشتباه می‌کنند، به دیگران تهمت خیانت می‌زنند، وسایل‌شان را گم می‌کنند و خود نیز گم می‌شوند اما چه اتفاقی می‌افتد که آن‌ها به این مرحله می‌رسند. شاید برای فهمیدن این مهم خوب باشد سری به سالن اصلی تئاترشهر بزنیم و زندگی این پیرمرد را از نزدیک نظاره کنیم.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.