هفت صبح| برگی از تاریخ امروزمان را به رحمان افراخته معروف به وحید افروخته عضو سازمان مجاهدین خلق (منافقین) ‌اختصاص دادیم؛ همو که در فیلم سیانور، حامد کمیلی نقشش ‌‌را ایفا ‌کرد. عاقبت آدم‌فروشی که باساواک همکاری کرد و به همراه هم‌قطارانش یعنی ‌محمدطاهر رحیمی، سید‌محسن خاموشی، محسن بطحایی، مرتضی صمدیه لباف و چند نفر دیگر در 11 بهمن 1354 تیرباران شدند‌‌. 

از او چه می‌دانیم؟


متولد‌ سال‌ ۱۳۲۹ در مشهد بود. او که ‌‌سال ۱۳۴۷، با معدل بالا و بدون کنکور در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه آریامهر (شریف) ‌قبول شد. افراخته که در رشته برق ‌تحصیل می‌کرد، جذب سازمان مجاهدین خلق شد و خیلی زود به جمع اصلی‌ترین مهره‌های عملیاتی سازمان پیوست. او پس از ضربه شهریور 1350 متواری شد و دانشگاه را از سال چهارم تحصیلی رها کرد و با نام‌های مستعار «بهمن و حیدر و حر و بابک و وحید» به زندگی مخفی رو‌ آورد.


عزت مطهری (شاهی) از مخالفان رژیم پهلوی که از آذر 1350 ‌‌با وحید افراخته آشنا شده بود، درباره خصوصیات اخلاقی و رفتاری او گفته بود: «وحید بچه بدی نبود. اولا که همیشه خوش‌خنده بود، البته خوش قیافه هم بود. دانشجوی دانشگاه شریف که آن موقع به آن آریامهر می‌گفتند. اهل مشهد بود و همیشه خوش‌اخلاق و خنده‌رو بود. کمتر عصبانی می‌شد. از نظر تقوایی و نماز ظاهر را حفظ می‌کرد؛ مثلا نمازش را می‌خواند‌...» ‌

 

 ‌ترور ناموفق شعبان بی‌مخ ‌


تابستان 1351بود؛ عزت شاهی درباره ترور شعبان بی‌مخ همراه با وحید افراخته گفته بود: « بعد از اینکه ساواک تعدادی از اعضای سازمان را بازداشت کرده بود و می‌خواستند آنها را اعدام کنند، دوستان وحید افراخته پیشنهاد دادند یک فردی که در جامعه منفور است پیدا و او را ترور کنیم. قرار شد که من و وحید، شعبان بی‌مخ را ترور کنیم. به همراه چند نفر از بچه‌های انقلابی محل تردد شعبان جعفری ‌را شناسایی کردیم و به محض مشاهده وی، من ۵ گلوله به او شلیک کردم. شعبان نقش بر زمین شد اما هنوز نفس می‌کشید، قرار بود تیر خلاص را یکی دیگر از بچه‌ها شلیک کند اما با آمدن نیروهای پلیس کار ما نیمه‌تمام ماند. شعبان بی‌مخ از این ترور جان سالم به در برد اما دیگر نتوانست به کارهایش ادامه دهد و خانه‌نشین شد.»

 

تصفیه خونین ایدئولوژیک؛ ترور مجید شریف ‌واقفی

 
روایت است که همسر ‌مجید‌، لیلا (صدیقه) زمردیان ‌فارغ‌التحصیل فیزیک دانشگاه تهران‌ که خود عضو سازمان مجاهدین بود، مخفیانه هشدار داده بود که همسرش با همدستی مرتضی صمدیه لباف در حال سازماندهی یک گروه جدید اسلامی است و قصد انشعاب از سازمان را دارند. وحید افراخته و او در ساعت ۴ بعدازظهر روز ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۴ باید یکدیگر را می‌دیدند. لیلا، شریف را تا محل ملاقاتش با وحید همراهی کرد و جدا شد. قرار بود در این ملاقات آخرین حرف‌ها زده شود. وحید وی را به داخل خیابان ادیب می‌برد و زمانی که به کوچه محل استقرار دو عضو دیگر رسیدند و خواستند از آن عبور کنند، حسین سیاه‌کلاه یک گلوله از روبه‌رو به‌صورت شریف واقفی و وحید افراخته نیز گلوله‌ای از پشت سر به او شلیک کرد؛ سپس جسد او در بیابان‌های مسگرآباد سوزاندند که جسدش 9 مرداد کشف می‌شود. 

 

ترور مرتضی صمدیه لباف


 اجرای طرح حذف فیزیکی شریف‌واقفی و صمدیه لباف به شکلی توطئه‌آمیز در روز 16 اردیبهشت 1354‌ کلید خورد.  قبل‌تر به ترور شریف واقفی اشاره کردیم؛ اما صمدیه از دام تروری که برایش در یکی از کوچه‌های بین خیابان سلمان فارسی و نظام‌آباد (شهید مدنی) چیده بودند، به‌رغم اصابت گلوله به صورتش و جراحت وارده رهایی یافت ‌و خودش را به بیمارستان سینا ‌‌رساند و آنجا گیر ساواک افتاد. ‌روزنامه اطلاعات فردای آن روز یعنی در تاریخ هفتم مرداد ۵۴ تیتر نخست خود را به این خبر اختصاص داد و نوشت: «تروریست‌هایی که دو سرهنگ آمریکایی را کشته بودند دستگیر شدند.»

 

  ترور دو مستشار آمریکایی


اما داستان ترور آمریکایی‌ها چه بود؟ یکی از عملیات‌هایی که افراخته در آن نقش زیادی داشت و بعد بر سرنوشت او تأثیر گذاشت، ترور دو مستشار آمریکایی در ایران بود. در ساعت 6:45 روز 31 اردیبهشت 1354، تیم عملیاتی مجاهدین خلق به فرماندهی وحید افراخته در حوالی قیطریه اتومبیل دو مستشار نظامی نیروی هوایی آمریکا به نام‌های سرهنگ شفر جویز و سرهنگ ترنر را محاصره کردند و به گلوله بستند.