هفت صبح| ساعت ۲۲ شامگاه دوازدهم آذرماه، تماس مردی با پلیس ۱۱۰ تهران، مأموران را به خانه‌ای در محله جنت‌آباد کشاند. مردی که با ماموران تماس گرفته بود با صدایی لرزان و وحشت‌زده به اپراتور گفته بود پسر ۱۹ ساله‌اش به همسرش حمله کرده، او را به قتل رسانده و خودش نیز زخمی شده است. دقایقی بعد مأموران کلانتری جنت‌آباد وارد خانه شدند و جوان ۱۹ ساله را در حالی دیدند که چاقوی آشپزخانه هنوز در دستش بود و لباس‌هایش به خون آغشته شده بود. با خلع سلاح متهم، مأموران در اتاق خواب با جسد زن ۴۵ ساله خانواده روبه‌رو شدند که آثار ده‌ها ضربه چاقو بر بدنش دیده می‌شد. پدر خانواده نیز زخمی در گوشه اتاق افتاده بود و برای درمان به عوامل اورژانس تحویل داده شد.


به این ترتیب پسر جوان همان شب بازداشت و برای تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. او ابتدا اظهارات ضدونقیضی مطرح کرد اما در ادامه، ارتکاب قتل را پذیرفت و مدعی شد سوءظن نسبت به مادرش انگیزه اصلی این جنایت بوده است. پرونده پس از تکمیل تحقیقات با صدور کیفرخواست به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و متهم چندی قبل پای میز محاکمه رفت.

 

تحقیقات ابتدایی


بررسی‌های اولیه نشان می‌داد همه اعضای خانواده شب حادثه در خانه حضور داشتند. پدر و مادر در اتاق خواب بودند و دختر خردسال خانواده نیز در اتاق دیگری خوابیده بود. متهم در نشیمن استراحت می‌کرد اما ساعتی بعد با برداشتن چاقوی آشپزخانه به سمت اتاق والدینش رفت.در جریان تحقیقات، پدر خانواده گفت با شنیدن صدای درگیری از خواب بیدار شده و وقتی قصد داشته همسرش را نجات دهد، هدف ضربات چاقوی پسرش قرار گرفته است. او پس از زخمی شدن، موفق شده با پلیس تماس بگیرد اما زمانی که دوباره وارد اتاق شده، همسرش جان باخته بود.


این مرد که به علت شوک روانی قادر به بیان جزئیات دقیق ماجرا نبود گفت:«مدتی بود رفتارهای پسرم تغییر کرده بود و پرخاشگر و عصبانی بود.فکر می‌کردم این رفتارها اقتضای سن اوست و فکرش را هم نمی‌کردم که ناگهان دست به چنین رفتاری بزند.هنوز هم تصویر چاقو خوردن همسرم از مقابل چشمم پاک نمی‌شود و تمام سعی خودم را کردم تا پسرم را از او جدا کنم اما او من را هم مورد اصابت ضربات چاقو قرار داد.»کارشناسان پزشکی قانونی در معاینات اولیه اعلام کردند قربانی بر اثر اصابت ده‌ها ضربه چاقو جان خود را از دست داده است.

 

اعتراف در تحقیقات


متهم در بازجویی‌هایی که مقابل بازپرس کشیک قتل انجام شد سعی می‌کرد از بیان جزئیات ماجرا و انگیزه خود طفره برود ولی سرانجام سکوتش را شکست و گفت مدتی بود نسبت به رفتار مادرش بدبین شده است.


او اظهار کرد: «مادرم ساعت‌های زیادی در اینستاگرام فعالیت می‌کرد. به او اعتراض می‌کردم و فکر می‌کردم با فردی ارتباط دارد. یک بار گوشی‌اش را گرفتم و دیدم یکی از اقوام او را در اینستاگرام دنبال می‌کند. همین موضوع باعث شد بیشتر شک‌ کنم.»


او ادامه داد: «مادرم می‌گفت اشتباه می‌کنم و هیچ رابطه‌ای وجود ندارد اما ذهنم آرام نمی‌شد. شب حادثه با چاقو به اتاقش رفتم. وقتی مرا دید، ترسید. بین ما مشاجره شد. پدرم برای جدا کردن ما آمد که چند ضربه به او زدم و بعد هم مادرم را هدف قرار دادم. وقتی به خودم آمدم، همه جا پر از خون بود.»
با اعتراف صریح متهم و انجام بازسازی صحنه قتل،تحقیقات در پرونده تکمیل شده و متهم در دادگاه پای میز محاکمه ایستاد.

 

در دادگاه


رسیدگی به این پرونده در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. متهم این بار نیز اصل اتهام قتل را پذیرفت اما مدعی شد انگیزه‌اش باور به خیانت مادرش بوده است. او مقابل قضات گفت: «من تصور می‌کردم مادرم به پدرم خیانت می‌کند. هرچه می‌گفت اشتباه می‌کنم، باورم نمی‌شد.این فکر باعث شده بود که خواب و خوراک نداشته باشم و از سویی دلم نمی‌خواست پدرم آزار ببیند، برای همین موضوع را از او پنهان می‌کردم.

 

هر بار مادرم را در حال کار کردن با گوشی‌اش می‌دیدم مغزم به جوش می‌آمد.گاهی می‌دیدم که غرق در مطالب داخل گوشی است و در آن لحظات احساس می‌کردم تا مرز جنون و دیوانگی پیش می‌روم.من بارها با مادرم بر سر همین موضوع بحث کرده بودم. آن شب کنترل خودم را از دست دادم و این اتفاق افتاد.» متهم درباره شب حادثه گفت:«آن شب باز هم دیدم که مادرم در خلوت خود مشغول گوشی‌ شده است.بالای سرش رفتم و با هم بحثمان شد و در این میان به حدی خشمگین شدم که دست به چاقو بردم و به او حمله کردم.»


متهم در این لحظه از دفاعیات خود زیر گریه زد و در حالی که به هق هق افتاده بود خطاب به قضات گفت: «بیشتر از هر چیزی دلم برای پدرم می‌سوزد. او هیچ تقصیری نداشت و نباید آسیب می‌دید. اگر زمان به عقب برمی‌گشت، هرگز چنین کاری نمی‌کردم.»با این حال قضات دادگاه تنها به اظهارات متهم اکتفا نکردند و درباره ادعای او مبنی بر خیانت مقتول پرسش‌هایی مطرح کردند. در بررسی‌های انجام‌شده، دلیل و مدرکی که بتواند ادعای متهم را تأیید کند در پرونده وجود نداشت و این ادعا صرفاً بر برداشت و سوءظن شخصی او استوار بود.


قضات همچنین به نحوه وقوع درگیری، تعداد ضربات وارد شده به مقتول، اظهارات پدر خانواده و گزارش‌های پلیسی استناد کردند و درباره وضعیت روحی و روانی متهم نیز سوال‌هایی مطرح شد.از همان مراحل اولیه تحقیقات، بازپرس پرونده دستور معرفی او به پزشکی قانونی را برای بررسی سلامت روان صادر کرده بود و مطابق گزارش صادر شده از سوی کارشناسان پزشکی قانونی سلامت روان او تائید شده بود.

 

نقص در تحقیقات


پس از پایان جلسه رسیدگی، قضات شعبه هشتم با بررسی محتویات پرونده، اعلام کردند برای صدور رأی نهایی لازم است برخی ابهام‌ها برطرف شود. بر همین اساس دادگاه با صدور قرار رفع نقص، پرونده را دوباره به دادسرا بازگرداند تا تحقیقات تکمیلی انجام شود. با تکمیل این تحقیقات، پرونده بار دیگر به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران بازخواهد گشت تا قضات پس از بررسی نهایی، درباره سرنوشت متهم ۱۹ ساله تصمیم‌گیری کنند.