هفت صبح|بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۶ به صحنه‌ای تبدیل شده که در آن ترس، بی‌اعتمادی و نااطمینانی سیاسی بر قیمت‌ها فرمان می‌رانند. در حالی که پیش‌تر دلار آمریکا و اوراق خزانه حکم مطمئن‌ترین پناهگاه‌ها را داشتند، اکنون همان سرمایه‌گذاران با شتابی کم‌سابقه به سوی فلز زرد می‌گریزند؛ مسیری که طلا را از آغاز سال، بیش از ۱۷ درصد بالا کشیده و آن را به «شاخص تازه بی‌ثباتی واشنگتن» بدل کرده است.

 

مرکز ثقل نگرانی‌ها: واشنگتنِ غیرقابل‌پیش‌بینی


کارشناسان می‌گویند رالی طلا بیش از آنکه محصول تغییرات بنیادی در عرضه و تقاضا باشد، نتیجه بی‌ثباتی سیاسی فزاینده در آمریکاست؛ شرایطی که بازارها آن را به طور مستقیم به سیاست‌های دولت ترامپ و شکاف عمیق میان نهادهای تصمیم‌گیری نسبت می‌دهند. جو بروسوئلاس، اقتصاددان ارشد آراس‌ام آمریکا، تأکید می‌کند: «سرمایه‌هایی که وارد بازار طلا می‌شود، پاسخی مستقیم به ریسک ناشی از سیاست‌های غیرقابل‌پیش‌بینی در ساختار سیاسی آمریکا است؛ نوعی بیمه‌نامه در برابر آشفتگی واشنگتن.» پُل کارگر، مدیر شرکت مشاوره مالی تویین‌فوکاس‌ نیز از «خرد شدن سیاست‌» سخن می‌گوید؛ پدیده‌ای که به اعتقاد او باعث شده حتی سرمایه‌گذاران نهادی و صندوق‌های بازنشستگی نیز اعتماد تاریخی خود به دلار را مورد تجدیدنظر قرار دهند.

 

پیام یک تغییر بزرگ: ذخایر طلا  از خزانه آمریکا جلو زد


آمارهای رسمی تصویر واضح‌تری ارائه می‌کنند؛ بانک‌های مرکزی جهان همچنان ناچارند برای مدیریت ذخایر ارزی، اوراق خزانه‌داری آمریکا را خریداری کنند اما سرعت خریدها به پایین‌ترین سطح در 10 سال گذشته رسیده است. همچنین، از اکتبر ۲۰۲۵، برای نخستین‌بار در ۳۰ سال اخیر، مجموع ذخایر طلای بانک‌های مرکزی از حجم اوراق خزانه فراتر رفته و این روند در سال ۲۰۲۶ تشدید شده است. به علاوه، چین، هند، ترکیه، روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، سهم طلای خود را میانگین ۸ تا ۱۲ درصد افزایش داده‌اند؛ اقدامی که تحلیلگران آن را هم اقتصادی و هم ژئوپلیتیک می‌دانند. این چرخش بزرگ به‌وضوح نشان می‌دهد که کشورها در پی پناهگاه‌های موازی برای خروج تدریجی از وابستگی یک‌جانبه به دلار هستند؛ پناهگاهی که از منظر تاریخی بی‌رقیب بوده است.

 

فراتر از واشنگتن: انفجار تقاضا در عصر فلزات


اما همه چیز به سیاست داخلی آمریکا ختم نمی‌شود. در چند سال اخیر، جهان با چرخه جدیدی از مصرف فلزات روبه‌رو شده است. هاکان کایا، مدیر ارشد شرکت نیوبرگر برمن، توضیح می‌دهد: «رالی طلا بخشی از انفجار گسترده تقاضا برای فلزات است. زیرساخت‌های دیجیتال و انرژی‌های جدید، بازارهای فلزی را از نو تعریف کرده‌اند.» البته باید در نظر داشت که توسعه بی‌وقفه دیتاسنترها برای پشتیبانی از هوش مصنوعی، پردازش ابری و شبکه‌های عظیم، نیاز به طلا، نقره، مس و پالادیوم را به‌ویژه در آمریکا، اروپا و چین جهش داده است. نقره به دلیل استفاده گسترده در پنل‌های خورشیدی و پردازنده‌ها، رالی موازی با طلا را تجربه می‌کند و قیمت این فلز نیز سقف‌های تاریخی خود را می‌زند و می‌تازد.

 

سایه سنگین ژئوپلیتیک


افزون بر اقتصاد دیجیتال، جهان امروز زیر سایه درگیری‌های فزاینده حرکت می‌کند: از جنگ غزه و تنش‌های دریای چین جنوبی گرفته تا بحران انرژی اروپا و تشدید رقابت راهبردی میان شرق و غرب. این شرایط، به‌ویژه برای صندوق‌های ثروت ملی و بانک‌های مرکزی که به دنبال دارایی‌های مقاوم در برابر ریسک هستند، طلا را به گزینه‌ای جذاب‌تر تبدیل کرده است. به بیان دیگر، اکنون در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که تنها تهدید واقعی برای طلا این است که ریسک جهانی کاهش پیدا کند و تا کنون نشانه‌ای از چنین آرامشی دیده نمی‌شود.

 

آینده این رالی: ادامه‌دار یا شکننده؟


با وجود نگرانی‌ها درباره حبابی شدن قیمت‌ها، بسیاری از مدیران سرمایه معتقدند که رالی فعلی هنوز رمق ادامه‌ دادن دارد. راس کوئستریچ، مدیر صندوق تخصیص جهانی بلک‌راک، در مصاحبه با بلومبرگ می‌گوید: «برخلاف سهام یا املاک، طلا هیچ معیار ذاتی برای ارزش‌گذاری ندارد. ارزش آن همیشه تعریف‌شده توسط تقاضاست. وقتی جهان به امنیت بیشتر نیاز دارد، طلا گران می‌شود.»
تحلیلگران می‌گویند تا زمانی که بی‌اعتمادی سیاسی در واشنگتن پایان نیابد و بانک‌های مرکزی مسیر تنوع‌بخشی دارایی‌ها را ادامه دهند، زمینه بنیادی رشد طلا همچنان برقرار است؛ هرچند ممکن است سرعت آن کاهش یابد.

 

واکنش واشنگتن؛ متغیر ناشناخته


در پایتخت آمریکا نیز نگاه‌ها به این روند دوخته شده است. برخی مشاوران اقتصادی نگرانند که دولت، رالی طلا را به‌عنوان «رأی عدم اعتماد مالی» تلقی کند. هرگونه واکنش، از مداخله کلامی گرفته تا تغییر در سیاست‌های مالی، می‌تواند بر روند طلا اثر بگذارد و شاید به یک مناقشه سیاسی تازه دامن بزند.
رالی کم‌سابقه طلای ۲۰۲۶ نه یک اتفاق لحظه‌ای که نشانه‌ای از دوران تازه بی‌اعتمادی جهانی است؛ دورانی که در آن دلار دیگر مصون از تردید نیست و بانک‌های مرکزی جهان جست‌وجوی دارایی‌های مقاوم را جدی‌تر از همیشه دنبال می‌کنند. تداوم این مسیر به یک عامل کلیدی بستگی دارد: اگر سیاست آمریکا از بی‌ثباتی خارج نشود، طلا همچنان خواهد درخشید.