هفت صبح| بازارهای جهانی انرژی بار دیگر وارد مرحله‌ای از اضطراب و بی‌ثباتی شده‌اند. بهای نفت که در هفته‌های گذشته نوسان‌های شدیدی را تجربه می‌کرد، اکنون دوباره از مرز روانی ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است؛ سطحی که در اقتصاد انرژی به عنوان یکی از مهم‌ترین آستانه‌های قیمتی شناخته می‌شود. عبور از این مرز به طور معمول نشانه‌ای از نگرانی شدید بازار درباره کمبود عرضه یا اختلال در مسیرهای انتقال نفت است. نفت خام برنت (Brent crude) که معیار اصلی قیمت‌گذاری نفت در بازارهای جهانی به شمار می‌رود، روز پنجشنبه بیش از ۹ درصد جهش قیمت را تجربه کرد.

 

معامله‌گران در بازارهای انرژی اکنون خود را برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها بی‌ثباتی بازار نفت آماده می‌کنند که در نتیجه گسترش جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران شکل گرفته است. در معاملات خارج از ساعات رسمی بازار، قراردادهای آتی برنت در ساعت ۰۳:۰۰ به وقت گرینویچ با قیمت ۱.۱.۱۳ دلار معامله شد؛ رقمی که نشان می‌دهد بازار هنوز چشم‌انداز روشنی برای کاهش تنش‌ها نمی‌بیند. برخی تحلیلگران حتی احتمال می‌دهند اگر اختلال در عرضه ادامه پیدا کند، قیمت‌ها می‌توانند به سطوح ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار نیز نزدیک شوند؛ سطحی که آخرین بار در بحران‌های بزرگ انرژی دهه‌های گذشته دیده شده بود. در لحظه تنظیم این گزارش نیز قیمت هر بشکه نفت برنت از ۱۰۴ دلار عبور کرد. 

 

واکنش بازارهای جهانی


افزایش قیمت نفت تنها بازار انرژی را تحت تأثیر قرار نداده است؛ این جهش بلافاصله در بازارهای مالی جهان نیز بازتاب پیدا کرد. بورس‌های بزرگ آسیا از جمله توکیو، سئول و هنگ‌کنگ روز جمعه با افت قابل توجه شاخص‌ها آغاز به کار کردند. سرمایه‌گذاران نگرانند که افزایش هزینه انرژی سود شرکت‌ها را کاهش دهد و رشد اقتصادی را کُند کند. این سقوط پس از آن رخ داد که بازار وال‌استریت در شب پیش از آن یکی از بدترین روزهای خود در ماه‌های اخیر را تجربه کرده بود.

 

در بازارهای جهانی، افزایش شدید قیمت نفت اغلب نشانه‌ای از آغاز دوره‌ای از تورم و رکود همزمان است؛ وضعیتی که اقتصاددانان آن را «رکود تورمی» می‌نامند. افزایش هزینه انرژی به سرعت در بخش‌های مختلف اقتصاد منعکس می‌شود: هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود، قیمت مواد غذایی افزایش می‌یابد و صنایع وابسته به سوخت‌های فسیلی با فشار شدید هزینه‌ای روبه‌رو می‌شوند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران در چنین شرایطی معمولاً از دارایی‌های پرریسک فاصله می‌گیرند.

 

 اهرم تنگه هرمز


مهم‌ترین عامل جهش تازه قیمت نفت، تهدید ایران برای حفظ وضعیت فعلی در تنگه هرمز است؛ آبراهی باریک که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند متصل می‌کند. این گذرگاه تنها حدود ۳۳ کیلومتر عرض دارد و در باریک‌ترین نقطه مسیر کشتیرانی آن به کمتر از چند کیلومتر می‌رسد. با این حال همین مسیر باریک یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان محسوب می‌شود. بر اساس برآوردهای صنعت انرژی، روزانه حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ یعنی حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت.

 

افزون بر نفت خام، بخش بزرگی از صادرات گاز طبیعی مایع کشورهای حوزه خلیج فارس نیز از همین مسیر عبور می‌کند. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در اولین بیانیه‌ای که از سوی ایشان منتشر شد، تأکید کرد که تهدید علیه کشتیرانی در این آبراه باید به عنوان «اهرم فشار» حفظ شود. او در این پیام اعلام کرد استفاده از این ابزار «باید ادامه پیدا کند» تا دشمنان ایران نتوانند فشار نظامی را بدون هزینه ادامه دهند. چنین موضعی نشان می‌دهد که تهران تنگه هرمز را به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای راهبردی خود در جنگ اقتصادی و نظامی با غرب در نظر گرفته است.

 

توقف تقریبی عبور نفتکش‌ها


ابتکار ایران در این جنگ باعث شده به جز موارد اندک و انگشت‌شماری، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز متوقف شود. بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی ترجیح داده‌اند کشتی‌های خود را از این مسیر عبور ندهند، زیرا خطر حمله موشکی یا پهپادی را بسیار بالا ارزیابی می‌کنند. بر اساس گزارش مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO)، از زمان آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، به طور متوسط کمتر از ۵ کشتی در روز از تنگه هرمز عبور کرده‌اند.

 

این رقم در مقایسه با شرایط پیش از جنگ بسیار ناچیز است. پیش از آغاز درگیری‌ها، به طور متوسط ۱۳۸ کشتی در روز، شامل نفتکش‌ها، کشتی‌های حمل گاز مایع و کشتی‌های باری، از این آبراه عبور می‌کردند. به گفته این مرکز، از زمان شروع درگیری‌ها تاکنون دست‌کم ۱۶ کشتی تجاری در منطقه هدف حمله قرار گرفته‌اند. چنین حملاتی باعث شده شرکت‌های بیمه دریایی حق بیمه عبور از خلیج فارس را چندین برابر افزایش دهند؛ عاملی که هزینه حمل نفت را نیز به شدت بالا برده است.

 

حملات در دریای عمان


در برخی موارد، ایران مسئولیت مستقیم حملات را پذیرفته است. در یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، یک کشتی با پرچم تایلند در نزدیکی سواحل عمان هدف حمله قرار گرفت و به شدت آسیب دید. این حمله نشان داد که دامنه درگیری‌ها از خلیج فارس فراتر رفته و به مسیرهای حیاتی کشتیرانی در دریای عمان نیز کشیده شده است؛ مسیری که بسیاری از کشتی‌ها پس از عبور از تنگه هرمز وارد آن می‌شوند. برخی تحلیلگران معتقدند اگر حملات به کشتی‌ها ادامه پیدا کند، شرکت‌های کشتیرانی ممکن است مسیرهای بسیار طولانی‌تری را برای انتقال نفت انتخاب کنند؛ موضوعی که هزینه حمل‌ونقل انرژی را باز هم افزایش خواهد داد.

 

تلاش‌های ناموفق برای آرام کردن بازار


در روزهای گذشته چندین اقدام برای آرام کردن بازار انرژی انجام شده است، اما تاکنون هیچ‌کدام نتوانسته‌اند روند افزایش قیمت‌ها را متوقف کنند. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرد کشورهای عضو این نهاد قصد دارند ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری خود را آزاد کنند. این ذخایر به طور معمول برای شرایط بحران شدید عرضه نگهداری می‌شوند. آخرین بار در سال ۲۰۲۲ و با شروع جنگ اوکراین و حملات نظامی روسیه به خاک این کشور، آژانس بین‌المللی انرژی تصمیم گرفت ۱۸۰ میلیون بشکه را به بازار وارد کند. با این حال واکنش بازار به این خبر چندان مثبت نبود. معامله‌گران معتقدند این مقدار نفت تنها می‌تواند برای مدت کوتاهی بازار را آرام کند، زیرا کمبود روزانه عرضه جهانی ممکن است به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه برسد.


در اقدامی دیگر، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده مجوز موقتی صادر کرد که به کشورها اجازه می‌دهد نفت تحریم‌شده روسیه را که در دریا سرگردان مانده خریداری کنند. این نفت پیش‌تر به دلیل تحریم‌ها امکان تخلیه در بسیاری از بنادر را نداشت و این اقدام بسیار مورد رضایت روسیه قرار گرفت. اما حتی این اقدام نیز نتوانست قیمت‌ها را کاهش دهد و نفت برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار باقی ماند؛ نشانه‌ای از آنکه بازار بیش از هر چیز نگران ادامه جنگ است.

 

نبود چشم‌انداز پایان جنگ


به گفته بسیاری از کارشناسان، مشکل اصلی بازار انرژی نه فقط کمبود عرضه، بلکه نامشخص بودن اهداف جنگ است. هیچ فردی از نمایندگان گروه ۸ نفره کنگره که قرار بود برای دلایل حمله آمریکا به ایران توجیه شوند، هنوز نمی‌دانند ترامپ چرا و به چه دلیلی تصمیم به چنین کاری گرفت. آدی ایمسیروویچ، کارشناس امنیت انرژی در دانشگاه آکسفورد، در این باره می‌گوید: «مشکل کلیدی این جنگ، نبود اهداف ملموس و مشخص است. همین مسئله باعث می‌شود معامله‌گران نفت نتوانند پایان این بحران را تصور کنند.» به گفته او، وقتی بازار نمی‌داند جنگ قرار است چند هفته، چند ماه یا حتی چند سال ادامه پیدا کند، طبیعی است که معامله‌گران قیمت‌های بالاتری را برای نفت در نظر بگیرند.

 

احتمال اسکورت نفتکش‌ها


در همین حال، دونالد ترامپ چندین بار پیشنهاد کرده است که نیروی دریایی آمریکا نفتکش‌های تجاری را در تنگه هرمز اسکورت کند؛ اقدامی که می‌تواند تا حدی امنیت عبور کشتی‌ها را افزایش دهد. اما پنتاگون هنوز چنین عملیاتی را آغاز نکرده و ترامپ نیز به سیاق مرسوم خود این حرف را پس گرفت و آن را عوض کرد.

 

فرماندهان نظامی آمریکایی می‌گویند خطر حملات ایران در این آبراه باریک بسیار بالاست و هرگونه عملیات اسکورت ممکن است به درگیری مستقیم میان نیروهای دریایی و کشتی‌های نظامی آمریکایی و نیروی دریایی و موشکی ایرانی منجر شود. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی اعلام کرد واشینگتن هنوز آماده اجرای چنین عملیاتی نیست اما احتمال دارد این مأموریت تا پایان ماه آغاز شود. او گفت: «این اتفاق به احتمال فراوان به‌زودی رخ می‌دهد‌ اما در حال حاضر امکان انجام آن وجود ندارد.»

 

بازار انرژی در آستانه یک بحران بزرگ


در مجموع، آنچه اکنون در بازار انرژی جهان رخ می‌دهد یادآور بحران‌های بزرگ نفتی در دهه‌های گذشته است؛ بحران‌هایی که به طور معمول با جنگ‌های منطقه‌ای در خاورمیانه همراه بوده‌اند. اختلال در تنگه هرمز، تشدید درگیری‌های منطقه‌ای و نبود چشم‌انداز پایان جنگ، همگی عواملی هستند که قیمت نفت را در سطوح بالا نگه داشته‌اند. اگر تنش‌ها ادامه پیدا کند، بسیاری از اقتصاددانان هشدار می‌دهند که جهان ممکن است با بزرگ‌ترین بحران انرژی یک نسل اخیر روبه‌رو شود؛ بحرانی که نه تنها بازار نفت، بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 

واکنش ترامپ

 

در سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ نیز لحن مشابهی اتخاذ کرده و نشان داده که حاضر نیست از اهداف نظامی خود تنها برای آرام کردن بازار انرژی عقب‌نشینی کند. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال، ادعاهای نادرست و خلاف واقع خود را بار دیگر تکرار کرد و نوشت که جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، «بسیار مهم‌تر از افزایش قیمت نفت» است. این پیام به طور غیرمستقیم نشان می‌دهد که دولت آمریکا افزایش قیمت انرژی را هزینه‌ای قابل قبول برای ادامه حملات به ایران می‌داند. این موضع‌گیری در بازارهای انرژی چنین تفسیر شد که احتمال پایان سریع جنگ بسیار پایین است؛ عاملی که به افزایش بیشتر قیمت‌ها دامن زد.