هفت صبح | تابستان امسال و در جریان التهابات و تنش‌های موسوم به «جنگ ۱۲ روزه»، زمانی که سایه تهدیدات هوایی و آژیرهای ممتد بر سر پایتخت و مردم آن سنگینی می‌کرد، تازه شهروندان تهرانی و حتی مسئولین متوجه حقیقتی تلخ شدند؛ اینکه «تهران، پناهی ندارد». در آن شب‌های پرالتهاب، وقتی خانواده‌ها با کودکان خردسال خود در جست‌وجوی مکانی امن، سراسیمه به خیابان‌ها می‌آمدند تا شاید بتوانند به داخل متروها بروند که شهرداری وعده داده بود آنها به عنوان پناهگاه باز هستند و با درهای بسته، زیرزمین‌های قفل‌شده و ایستگاه‌های مترویی روبه‌رو می‌شدند که برای هر چیزی طراحی شده بودند جز اسکان در زمان بحران، تلنگری بود برای تصمیم جدی درمورد احداث پناهگاه امن در تهران.

 

تجربه‌ای که نشان می‌داد پس از پایان جنگ ۸ ساله با عراق، پرونده امنیت فیزیکی شهروندان در برابر حملات، عملاً بایگانی شده و طی ۳۷ سال گذشته، نه تنها فکری برای ساخت پناهگاه‌های جدید نشده که حتی پناهگاه‌های زمان جنگ نیز همچنان بسته شده‌اند و حتی کسی نمی‌داند چه تعداد پناهگاه در تهران وجود دارد و مکان آنها کجاست؟!

 

میراث سوخته؛ ۲۷۰ پناهگاهی که از دست رفت


تاریخچه پناهگاه‌های امروز در تهران به دهه ۶۰ یعنی زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق باز می‌گردد. طبق آمارهای رسمی آن زمان، حدود ۲۷۰ پناهگاه عمومی بزرگ توسط شهرداری و ستاد پدافند در میادین و پارک‌های اصلی تهران ساخته شده بود. این سازه‌ها، جدا از پناهگاه‌های محلی در مدارس و ادارات، شبکه‌ای نسبتاً منسجم را تشکیل می‌دادند که حداقل نیمی از جمعیت آن زمانِ پایتخت را می‌توانستند در خود جا دهند. پناهگاه‌هایی که شاید معروفترین و بزرگترین آنها، پناهگاه‌های پارک‌شهر یا سازه‌های بتنی نازی‌آباد بودند.


اما با پایان جنگ، پناهگاه‌هایی که با بودجه عمومی ساخته شده بودند، به تدریج تغییر کاربری دادند. بسیاری از آن‌ها تبدیل به انبار ضایعات، پارکینگ‌های خصوصی برای ادارات و یا حتی محل تجمع معتادان و کلونی‌هایی از انواع آسیب‌های اجتماعی شدند. شهرداری‌ها هم به جای نگهداری و به‌روزرسانی این فضاها، درِ بسیاری از آن‌ها را تیغه کردند یا با خاک پوشاندند تا صورت مسئله را پاک کنند. اقدامی که باعث شد تا حالا از آن ۲۷۰ پناهگاه حیاتی، تقریباً هیچ‌کدام در چرخه خدمت‌رسانی پدافندی نباشند. 

 

 270 پناهگاه خاموش


بعد از آن و طی سال‌های اخیرهم، هروقت موضوع به بحث پناهگاه می‌رسید، مسئولان مدعی می‌شدند که ایستگاه‌های مترو می‌توانند گزینه‌های خوبی به عنوان پناهگاه باشند. اما تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که این ادعا بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. کارشناسان پدافند غیرعامل تأکید می‌کنند که ایستگاه‌های متروی تهران به دلایلی چون نداشتن سیستم تهویه مخصوص حملات شیمیایی یا بیولوژیک، نداشتن ذخیره آب، غذا و سرویس‌های بهداشتی برای جمعیتی انبوه، نبود ایستگاه در بسیاری از نقاط شهری عملا نمی‌توانند گزینه مناسبی به عنوان پناهگاه باشند. در حقیقت، مترو برای جابه‌جایی مسافر است و استفاده از آن به عنوان پناهگاه در زمان جنگ یا زلزله، می‌تواند به دلیل تراکم بیش از حد و خفگی، خود به یک فاجعه انسانی تبدیل شود.

 

مسئولیتی که هیچ کس برعهده نمی‌گیرد


یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این گزارش، سرگردانی میان متولیان ساخت پناهگاه است. طبق قانون، سازمان پدافند غیرعامل کشور وظیفه نظارت و سیاست‌گذاری را دارد، اما اجرای آن بر عهده شهرداری تهران و وزارت کشور است.با این حال اظهارنظرهای مسئولان نشان می‌دهد عملا کسی حاضر نبوده و نیست که موضوع پناهگاه را گردن بگیرد. سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، در سلسله اظهارنظرهایی که از نیمه دوم سال ۱۴۰۳ تا به امروز داشته، بارها بر لزوم ساخت«پناهگاه‌های چندمنظوره» تأکید کرده است.

 

او معتقد است که پناهگاه نباید صرفاً یک فضای مرده برای روز مبادا باشد، بلکه باید در زمان صلح به عنوان پارکینگ، سالن ورزشی یا فضای فرهنگی استفاده شود. با این حال، او همواره از نبود بودجه اختصاصی و عدم تمایل سازندگان بخش خصوصی به اختصاص بخشی از زیربنای خود به پدافند غیرعامل گلایه کرده است. جلالی در یکی از نشست‌های اخیر خود (بهمن ۱۴۰۴) با صراحت اعلام کرد: «بدون الزامات قانونی سخت‌گیرانه در پروانه‌های ساختمانی، نمی‌توان انتظار داشت که در کلان‌شهری مثل تهران فضای امن کافی ایجاد شود.»


مدیریت شهری هم در اظهارنظرهایی مشابه همواره تلاش داشته است که به نوعی از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. به عنوان مثال  مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، نیز در یکی از جلسات علنی آذرماه ۱۴۰۳ در پاسخ به پیگیری رسانه‌ها درباره وضعیت پناهگاه‌های قدیمی، با لحنی انتقادی گفته بود: «ما در شهر پناهگاه به معنای واقعی نداریم. پناهگاه‌های دوران جنگ یا تخریب شده‌اند، یا به انبار تبدیل شده‌اند و یا امنیت سازه‌ای خود را از دست داده‌اند. ساخت پناهگاه‌های جدید با استانداردهای مدرن، هزینه‌هایی فراتر از بودجه جاری شهرداری می‌طلبد و نیاز به یک ردیف بودجه ملی دارد.»


پیش‌تر از آن نیز پیروز حناچی، شهردار اسبق تهران گفته بود که «بهترین پناهگاه تهران مترو است». بنابراین به نظر می‌رسد یکی از بزرگترین چالش‌های این پرونده، مشخص نبودن متولی مشخص و اصلی برای آن باشد. در واقع همانطور که گفته شد، طبق قانون، سازمان پدافند غیرعامل کشور مسئول سیاست‌گذاری و نظارت است، اما اجرای ساخت‌وساز و نگهداری بر عهده شهرداری تهران و در سطوح کلان‌تر بر عهده وزارت کشور است. 

 

وظیفه پر ابهام شهرداری 


در سال‌های اخیر، اظهارنظرهای متناقضی از سوی مسئولان شنیده شده است. برخی اعضای شورای شهر تهران در نشست‌های سال ۱۴۰۳ بارها تأکید کردند که «شهرداری وظیفه ساخت پناهگاه جنگی ندارد و این وظیفه نهادهای نظامی و حاکمیتی است.» در مقابل، مسئولان پدافند غیرعامل معتقدند که شهرداری طبق ضوابط شهرسازی موظف است در صدور پروانه برای مجتمع‌های بزرگ، ساخت پناهگاه را اجباری کند؛ قانونی که معمولاً با پرداخت جریمه یا نادیده گرفتن در طراحی‌ها، دور زده می‌شود.

 

تغییر موضع تاکتیکی شهردار؟

 

در این میان اما اظهارات ضد و نقیض شهردار تهران هم به این شائبه‌ها دامن می‌زند. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، حدود یک‌ماه قبل در پاسخ به انتقادات پیرامون نبود پناهگاه در جریان تنش‌های اخیر گفته بود: «ما پناهگاه‌های قدیمی را شناسایی کرده‌ایم، اما واقعیت این است که بازسازی آن‌ها هزینه‌ای معادل ساخت یک پروژه بزرگ عمرانی دارد. اولویت ما در حال حاضر تکمیل خطوط مترو است که نقش پدافندی هم ایفا می‌کنند.» این در حالی است که منتقدان، این نگاه را «تقلیل امنیت جانی به پروژه‌های حمل‌ونقل» عنوان می‌کردند. با این حال زاکانی که انگار به یکباره تغییر موضع داده بود اخیرا از آغاز ساخت ساختمان‌هایی با عنوان «پارکینگ پناهگاه» در آینده‌ای نزدیک خبر داده است. 


وی گفته است که هدف از اجرای این طرح، ساخت پارکینگ‌های زیرزمینی است که در طول سال به عنوان پارکینگ و مجموعه خدماتی استفاده شوند و در مواقع اضطراری، به عنوان پناهگاه عمل کنند. وی اعلام کرده که هم اینک حداقل دو نقطه شناسایی و لکه‌گذاری شده و مقدمات ایجاد پارکینگ پناهگاه در این دو نقطه نیز در آینده‌ای نزدیک آغاز می‌شود اما این دو نقطه کفاف نخواهد داد. 


زاکانی همچنین نقبی هم به استفاده از ایستگاه‌های مترو به عنوان پناهگاه زده است: این مواردی که من عرض کردم، جنبه تأسیسی دارد و برای همین طبیعتا مدت‌ها طول می‌کشد تا ایجاد شود، اما استارت آن خورده است. از سویی خطوط مترو خودش یک ظرفیتی دارد و برای همین ما هم یکسری تمهیداتی را به کار بسته‌ایم تا در شرایط اضطراری بتوان از برخی از آنها به عنوان پناهگاه استفاده کرد. 


موضع‌گیری‌های متناقضی که برخی از آن به عنوان یک تغییر موضع تاکتیکی از سوی وی در آستانه انتخابات شوراها یاد می‌کنند، چرا که این وعده نیز مانند بسیاری دیگر از وعده‌های وی، می‌تواند در گذر ایام به بایگانی حافظه شهر بپیوندد. با تمام این تفاصیل یک نکته همچنان مسلم است. اینکه تهران بر روی انبار باروتی از حوادث طبیعی و غیرطبیعی نشسته است. بستن درِ پناهگاه‌ها بعد از جنگ، یک اشتباه استراتژیک بود که امنیت روانی جامعه را در بلندمدت مخدوش کرد. امروز، دیگر نمی‌توان با تکیه بر ایستگاه‌های نیمه‌کاره مترو، ادعای آمادگی کرد. وقت آن رسیده که دولت، شهرداری و سازمان پدافند غیرعامل، به جای پاسکاری مسئولیت، بودجه‌های کلانی را که صرف پروژه‌های ویترینی می‌شود، به سمت ساخت «امنیت در عمق زمین» هدایت کنند.