آرزو سلبریتی نجارها | گفتگوی جذاب و خواندنی با دختر نجار
آرزو خداکرمی با دستان ظریفش، چوب خام را با دقت و خلاقیت به محصولی کاربردی و دکوری تبدیل میکند
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به یک دختر نجار اختصاص دادیم؛ چند وقت پیش عکسهایی از او را در قالب «قاب امروز» در صفحه آخر منتشر کردم و نوشتم نامش آرزو است و دختر غیرتمندی از دیار لرستان و شهر الیگودرز. حتی نوشتم که او را نمیشناسم اما دختری برازنده و حرفهای در کار با چوب و ابزار نجاری است و آخر گفتم که شاید یک روز درباره آرزو بیشتر بنویسم. خب الوعده وفا... چند روز پیش با آرزو تماس گرفتم و از خودش و کسب و کارش و شیرینیها و سختیهای شغلش پرسیدم؛ مطلب خواندنی شد. ما اینجا به بانوان ورزشکار و حتی دختران سختکوشی که مثل آرزو نان بازویشان را میخورند و اما کمتر دیده و کمتر قدرشان را دانستهایم، میپردازیم. قصه آرزو را بخوانید...

از او چه میدانیم؟
اسمش آرزو است؛ آرزو خداکرمی. ۳۷ ساله است و متولد الیگودرز و ساکن همین شهر هم هست. شهری زیبا در شرق استان لرستان. شهری سرسبز و خوش آب و هوا و البته با هوایی نسبتا سرد در پاییز و زمستان. آرزو فوق دیپلم معماری دارد و خب همین هم انگار تاثیر زیادی در شغلش و خلاقیتش در تولید کارهایش داشته.

میدونم ازدواج کردی! همسرت همراهته؟ تا حالا شده با همسرت «اره بدی تیشه بگیری؟»
بله! من ازدواج کردم و معتقدم همراهی و درک متقابل خانواده نقش مهمی در مسیر موفقیت هر آدمی داره. کار هنری، بهخصوص کار با چوب، صبر و حوصله زیادی میخواد و گاهی ساعتها باید برای خلق یک اثر وقت گذاشت. طبیعتا همراهی همسر و خانواده میتونه این مسیررو دلگرمکنندهتر کنه و به اون شکل که با هم به مشکل بخوریم، نه؛ تا حالا اره و تیشه بهم ندادیم!

چند ساله تو این کار هستی؟ از کجا یاد گرفتی؟ اسم دقیق کاری که میکنی چیه؟
حدودا ۵ساله که به صورت حرفهای این کارو انجام میدم. دوره آموزشی در کرج شرکت کردم و این کارو یاد گرفتم. من در زمینه ساخت ظروف چوبی دستساز (دفرمه و روستیک) فعالیت میکنم؛ هنری که در اون چوب خام، با دقت، خلاقیت و حوصله به محصولی کاربردی و زیبا تبدیل میشه. برای من، این کار فقط ساختن یک ظرف نیست؛ ترکیبی از شناخت چوب، مهارت دست، خلاقیت و نگاه هنریه.

از خودت بگو. از علاقهمندیهات و...
من آرزو هستم؛ کسی که به هنر، خلاقیت و خلق کردن علاقه زیادی داره. برای من، هنر راهیه برای بیان احساسات و نشون دادن نگاه متفاوت به دنیاست. چیزی که بیشتر از همه خوشحالم میکنه، اینه که بتونم با دستهای خودم چیزی خلق کنم که هم زیبایی داشته باشه و هم برای دیگران کاربردی باشه. به نظرم قشنگترین بخش هنر اینه که از یک ایده ساده شروع میکنی و در نهایت، اثری به وجود میاری که بخشی از وجود و نگاه خودترو در اون میبینی.

وضعیت قیمت محصولات در بازار چطوره و از تولیدکننده، چند میخرن؟
قیمت ظروف چوبی به عوامل مختلفی بستگی داره؛ از نوع و کیفیت چوب گرفته تا ابعاد محصول، میزان ظرافت کار، زمان ساخت و نوع پرداخت نهایی. به نظر من، یکی از نکات مهم اینه که ارزش یک محصول دستسازرو فقط با مقدار چوب مصرفشده نسنجیم. پشت هر ظرف، ساعتها کار، تجربه، دقت و مهارت وجود داره.از طرف دیگه، هزینه مواد اولیه، ابزار، اجاره کارگاه و سایر هزینههای تولید هم روی قیمت نهایی تأثیر میذارن. به همین دلیل، قیمت خرید از تولیدکننده و قیمت فروش در بازار ممکنه متفاوت باشه.من معتقدم برای رونق این هنر، باید هم قدرت خرید مشتری در نظر گرفته بشه و هم ارزش واقعی زحمت تولیدکننده.»

مواد اولیه به ویژه چوب، چقدر تغییر قیمت داشته؟
قیمت چوب و مواد اولیه یکی از چالشهای مهم تولیدکنندگان ظروف چوبیه. وقتی هزینه مواد اولیه بالا میره، طبیعتا هزینه تمامشده محصول هم افزایش پیدا میکنه.موضوع فقط قیمت خود چوب نیست؛ هزینه تهیه مواد اولیه، ابزار مصرفی، پرداخت و آمادهسازی محصول هم اهمیت داره. از طرفی، ما نمیتونیم برای جبران افزایش هزینهها، کیفیت کارو پایین بیاریم؛ چون اعتبار یک هنرمند به کیفیت محصولی بستگی داره که به مشتری تحویل میده.

استقبال مردم از ظروف چوبی در سالهای اخیر چه تغییراتی کرده و پرفروشترین ظروف، کدومه؟
به نظرم، ظروف چوبی این ظرفیترو دارن که فراتر از یک وسیله کاربردی باشن و به بخشی از زیبایی دکوراسیون و سبک زندگی تبدیل بشن. خیلی از افراد به دنبال محصولاتی هستن که در کنار کاربردی بودن، طبیعی، خاص و متفاوت هم باشن. ظروف چوبی به دلیل بافت طبیعی، رگههای منحصربهفرد و حس گرمی که به محیط میدن، میتونن چنین نیازیرو برآورده کنن. در مورد پرفروشترین محصولات، انتخاب مشتریها به سلیقه، کاربرد و شرایط بازار بستگی داره. به همین دلیل، ترجیح میدم بر اساس تجربه واقعی فروش خودم درباره محصولات پرفروش صحبت کنم.من باور دارم که معرفی درست محصول، عکاسی مناسب و آگاهی دادن درباره نگهداری ظروف چوبی هم میتونه در استقبال مشتریها مؤثر باشه.

محصول چوبی خوب و بادوام، چه ویژگیهایی داره و مشتری، چطوری باید خوب و بدرو از هم تشخیص بده؟
یک محصول چوبی باکیفیت، قبل از هر چیز باید متناسب با کاربردش ساخته شده باشه. کیفیت چوب، انتخاب درست مواد اولیه، دقت در ساخت، پرداخت مناسب سطح و اجرای صحیح جزئیات، همگی در دوام محصول نقش دارن. مشتری باید به صاف و یکدست بودن سطح، کیفیت پرداخت، نداشتن ترکهای مشکلساز و مناسب بودن پوشش نهایی برای کاربرد محصول توجه کنه. در مورد ظروفی که با مواد غذایی تماس دارن، استفاده از پوشش یا روغن مناسب برای تماس با مواد غذایی اهمیت ویژهای داره. البته همه تفاوتهای کیفیت در نگاه اول مشخص نمیشن.

چه مشکلاتی در کار شما وجود داره؟
یکی از مهمترین چالشهای ما، افزایش هزینه مواد اولیه و ابزار و در کنار اون، پیدا کردن تعادل بین قیمت مناسب برای مشتری و درآمد منصفانه برای تولیدکننده است.از طرف دیگه، ساخت یک محصول دستساز زمانبره و نمیشه کیفیت و ظرافتشرو فدای سرعت تولید کرد. معرفی محصول به مشتری، رقابت با کالاهای تولید انبوه و پیدا کردن بازار مناسب هم از چالشهای این حرفه است. گاهی مردم تفاوت بین یک محصول دستساز و یک محصول تولید انبوهرو فقط از روی ظاهر یا قیمت مقایسه میکنن؛ در حالی که پشت یک اثر دستساز، زمان، تجربه، مهارت و دقت زیادی وجود داره.

همیشه دنبال چوبهای نفیس هستی. نظرت درباره چوب گردو چیه؟
برای من، انتخاب چوب یکی از مهمترین مراحل ساخت یک اثره. هر نوع چوب، رنگ، بافت، رگه و شخصیت خاص خودشرو داره. چوب گردو به دلیل رنگ زیبا و رگههای چشمنوازش، یکی از چوبهای جذاب برای ساخت آثار هنریه. البته چوبهای دیگه هم هرکدوم ویژگیهای خاص خودشونرو دارن و انتخاب نهایی به فرم محصول و نتیجهای که میخوام به دست بیارم، بستگی داره. من به چوب به چشم یک ماده خام ساده نگاه نمیکنم. گاهی رگهها و نقشهای طبیعی یک قطعه چوب بهقدری زیبا هستن که وظیفه هنرمند بیشتر اینه که اون زیباییرو آشکار کنه، نه اینکه کاملا تغییرش بده.

کارت به لحاظ جابهجایی مواد اولیه و زخمی شدن احتمالی دست، برای یک خانم سخت نیست؟
کار با چوب، مثل بسیاری از حرفههای فنی و هنری، سختیها و خطرهای خودشرو داره و نمیشه اونهارو نادیده گرفت. کار با ابزار، سر و صدا، جابهجایی مواد اولیه و نیاز به دقت مداوم، از جمله چالشهای این حرفه است اما من معتقدم توانایی انجام یک کاررو نباید صرفا بر اساس زن یا مرد بودن افراد تعیین کرد. چیزی که اهمیت داره، علاقه، مهارت، آموزش، تجربه و رعایت اصول ایمنی هستش.البته این به معنی نادیده گرفتن خطرها نیست. کار با ابزارهای چوببری نیازمند آموزش و رعایت جدی نکات ایمنیه.
نظر مردم درباره یک دختر که کار سخت با چوب میکنه چیه؟
واکنش مردم متفاوته. بعضیها از دیدن یک زن در این حرفه تعجب میکنن، بعضیها سؤال میپرسن و خیلیها هم با محبت و تشویق از کارم حمایت میکنن.به نظرم، هنوز هم بعضی مشاغل در ذهن جامعه بیشتر مردانه تلقی میشن و دیدن یک زن در این حوزه ممکنه برای بعضیها غیرمنتظره باشه اما من دوست دارم بیشتر از هر چیزی، کیفیت کارم دیده بشه. وقتی مردم محصول نهاییرو میبینن و متوجه میشن که با دقت و مهارت ساخته شده، کمکم نگاهشون از جنسیت سازنده به هنر و کیفیت اثر تغییر میکنه.برای من، قشنگترین بخش این تجربه اینه که شاید فعالیت من باعث بشه دخترهای دیگه هم با خودشون فکر کنن که برای دنبال کردن علاقهشون، لازم نیست خودشونرو به کلیشهها محدود کنن.

اسم محصولاتی که تولید میکنی، خیلی جالبه. مثل چکاد و نژلا و تیوا و دال و کهیار و... اسم کاری که تولید میکنیرو بر چه اساسی انتخاب میکنی؟
برای من، نامگذاری محصولات بخشی از فرآیند خلق هنره. دوست دارم هر ظرف فقط یک محصول با شکل و اندازه مشخص نباشه، بلکه هویت و داستان خودشرو هم داشته باشه.گاهی فرم یک ظرف، گاهی رگههای چوب و گاهی حسی که از دیدن اون اثر میگیرم، منو به سمت انتخاب یک اسم خاص هدایت میکنه.به ریشههای فرهنگی و واژههای اصیل، بهخصوص واژههای بختیاری، هم علاقه دارم. به نظرم، استفاده از نامهای بومی و معنادار میتونه پیوند زیبایی بین هنر چوب و هویت فرهنگی ما ایجاد کنه.دوست دارم اسم هر محصول، علاوه بر زیبایی، معنا و اصالت داشته باشه و به ماندگار شدن اون در ذهن مخاطب کمک کنه.»

موسیقی متن هم اغلب از شجریان دیدم انتخاب میکنی. به کدوم خواننده علاقهمندی؟
موسیقی برای من فقط صدای پسزمینه نیست؛ میتونه حالوهوای یک اثر و حتی حس مخاطب نسبت به اونرو تغییر بده. به موسیقی اصیل ایرانی علاقه دارم و صدای استاد محمدرضا شجریان برای من جایگاه ویژهای داره. در موسیقی ایشون، ترکیبی از اصالت، احساس و عمق وجود داره که با روحیه هنری من هماهنگه.البته فکر میکنم هر سبک موسیقی در جای خودش زیبایی خاصی داره. موسیقی پاپ هم میتونه جذاب و شنیدنی باشه. در انتخاب موسیقی برای ویدیوهای کارم هم سعی میکنم آهنگیرو انتخاب کنم که با فضای تصویر، حس چوب و داستانی که میخوام روایت کنم، هماهنگ باشه.

از کار با چوب میتونی سلبریتی بشی و پول خوبی در بیاری؟
من معتقدم هنر چوب ظرفیت زیادی برای رشد و تبدیل شدن به یک کسبوکار موفق داره اما این اتفاق بهصورت خودکار نمیافته.در این مسیر، علاوه بر مهارت ساخت، شناخت بازار، طراحی متفاوت، معرفی حرفهای محصولات، بازاریابی و ارتباط درست با مشتری اهمیت زیادی دارن. امروزه فضای مجازی این امکانرو فراهم کرده که یک هنرمند بتونه آثارشرو به افراد بیشتری معرفی کنه و حتی مشتریهایی خارج از شهر و کشور خودش پیدا کنه.البته دیده شدن و درآمد خوب، نیازمند زمان، استمرار و برنامهریزیه. من دوست دارم بهجای اینکه فقط به معروف شدن فکر کنم، روی کیفیت آثارم و ساختن یک برند معتبر تمرکز کنم. اگر این مسیر درست پیش بره، شهرت و درآمد خوب میتونن نتیجه طبیعی تلاش و کیفیت کار باشن.

میدونم این کار توانایی و زور و بازو هم میخواد. ورزش میکنی؟ چه ورزشی؟
بله! ورزش مورد علاقهم شنا هست و نجات غریق هستم. کار با چوب، بهخصوص در کارگاه، به توان بدنی، تمرکز و استقامت نیاز داره. به همین دلیل، حفظ آمادگی جسمانی میتونه کمککننده باشه. من هم سعی میکنم در کنار کار، به سلامتی و توان جسمی خودم توجه داشته باشم. به نظرم، مراقبت از بدن برای کسی که کار عملی انجام میده، اهمیت زیادی داره.
چوبها خشکتر هستن یا آدمها؟
چه سؤال قشنگی! فکر میکنم هم چوبها و هم آدمها، هرکدوم به شکلی داستان خستگی و مقاومت خودشونرو دارن. چوب ممکنه سالها در دل طبیعت رشد کرده باشه و تغییر فصلها و شرایط مختلفرو پشت سر گذاشته باشه. وقتی به دست هنرمند میرسه، قرار نیست گذشتهاش فراموش بشه؛ بلکه بخشی از زیبایی اون در همین رگهها و تفاوتهاست. آدمها هم در زندگی، تجربهها و سختیهای خودشونرو پشت سر میذارن. شاید تفاوت این باشه که ما میتونیم از دل تجربههامون معنای تازهای بسازیم. من وقتی با چوب کار میکنم، بیشتر از هر چیز به این فکر میکنم که زیبایی همیشه در بینقص بودن نیست؛ گاهی همین تفاوتها و رد زمان هستن که به یک اثر شخصیت میدن.

آدمهای زندگیت که خیلی دوستشون داریرو به شکل چه چوبی میبینی؟ از لحاظ زیبایی نقش و نگار. یا برعکس؛ از آدمی که بدت میاد، شبیه چه چوبیه؟
اگر بخوام آدمهای عزیز زندگیمرو به چوب تشبیه کنم، احتمالا اونهارو شبیه چوبهایی میبینم که رگههای زیبا و شخصیت منحصربهفردی دارن؛ نه لزوما به خاطر ظاهرشون، بلکه به خاطر عمق، اصالت و احساسی که به آدم منتقل میکنن. البته به نظرم زیبایی آدمهارو نمیشه مثل چوب فقط از روی نقش و نگارشون قضاوت کرد. شخصیت انسانها خیلی پیچیدهتر از این حرفهاست. حتی چوبهایی که در نگاه اول ساده به نظر میرسن، ممکنه وقتی با دقت بیشتری بهشون نگاه میکنی، زیباییهای پنهانی داشته باشن. شاید به همین دلیل، ترجیح میدم بهجای اینکه آدمهارو به چوب خوب و بد تقسیم کنم، هرکدوم رو یک موجود منحصربهفرد بدونم که داستان و ویژگیهای خودش رو داره.