دانستنیها | کیک یزدی چه کم از کاپ کیک دارد؟
قیمت عشق در تهران، استانبول، پاریس و دوبی و یک خویشاوند قدیمی به نام کیک یزدی
هفت صبح، علی سجادی | صفحه آخر، صفحه خواندنیهاست. آخر هفته است و مطلبی متفاوت از سایر روزها اینجا منتشر میکنیم. از برگی از تاریخ و پروفایل فاصله میگیریم و به یک موضوع جالب میپردازیم. هر روز در تقویم جهانی، به چیزی اختصاص دارد؛ روز جهانی غرغروها، روز جهانی شیر، روز پاپکورن، روز چتر، روز خرس قطبی، روز تخم مرغ، روز توت فرنگی و هر چه که فکرش را بکنید؛ خب امروز روز کاپ کیک است!

میز اول؛ مرحله آشنایی
ساعت پنج عصره. تو یه کافه، دو داستان همزمان در جریانه؛ دو میز، دو کاپکیک و دو دلیل کاملا متفاوت برای سفارش دادن چیزی که قراره در چند دقیقه تموم بشه. میز اول، دختر و پسری نشستن که ظاهراً هنوز در مرحله آشنایی هستن؛ همون مرحلهای که آدم برای خوردن آخرین لقمه کیک مجبوری میگه «تو بخور» و بعد امیدواره طرف مقابل حرفشو جدی نگیره.
پسر کاپکیک شکلاتیو سمت دختر میگیره و میگه: « این رو برای تو گرفتم.» دختر لبخند نازی میزنه و میپرسه: «خودت نمیخوری؟» پسر میگه: «چرا، ولی تو بیشتر دوست داری.» این جمله در تاریخ روابط عاشقی بشر، از اون جملههاییه که ممکنه هم نشونه عشق باشه و هم مقدمه یک حسابوکتاب دقیق. چون چند دقیقه بعد، وقتی دختر نصف خامه روی کاپکیکرو میخوره، پسر با نگاهی غمگین به باقیمانده شیرینی خیره میشه؛ اما چیزی نمیگه. عشق یعنی همین؛ گاهی آدم برای حفظ رابطه، باید از خامه مورد علاقهاش هم بگذره.
میز دوم: برنامهنویس بیاعصاب
میز دوم متعلق به یک برنامهنویسه. لپتاپش بازه، از صبح دنبال یک خطای عجیب میگرده. قهوه سفارش داده و یک کاپکیک شکلاتی هم کنارش، شاید مغزش بالاخره با او همکاری کنه.هر چند دقیقه یک بار، یک گاز میزنه، به صفحه نگاه میکنه و زیر لب میگه: «نمیشه!». باریستا میپرسه: «قهوهتون سرد شده، چیز دیگهای بیارم؟».
برنامهنویس میگه: «نه، فقط اگه ممکنه یه نفر بیاد به این کد توضیح بده چرا وقتی همهچیز درسته، کار نمیکنه!». باگ هنوز حل نشده اما کاپکیک تموم شده. پس میگه: یه کاپ کیک شکلاتی میخوام و اینطوریه که یک کافه معمولی، با چند تیکه شیرینی کوچیک، تبدیل میشه به محل قرار عشاق، پناهگاه برنامهنویسهای سردرگم .
اصلاً این کاپکیک از کجا آمده؟
حالا که این دو داستانو خوندید، بد نیست بدونیم قهرمان کوچک این میزها از کجا اومده.۱۸ اکتبر در تقویم مناسبتهای خوراکی در اکثر کشورها، روز کاپکیک شکلاتیه. مثلا ردپای دستور کیکهای کوچک در کتاب آشپزی American Cookery نوشته املیا سیمونز، منتشرشده در سال ۱۷۹۶، دیده میشه. سال ۱۸۲۸ هم واژه «کاپکیک» در کتاب آشپزی الیزا لزلی ثبت شد.
قیمت عشق در تهران، استانبول، پاریس و دوبی
البته کاپکیک فقط قصه کیک و خامه نیست؛ پای قیمت هم وسطه. تو یک منوی آنلاین قنادی تهران، کاپکیک شکلاتی ۲۸۸ هزار تومنه. تو استانبول، کاپکیک شکلاتی ۳۰۰ لیر ثبت شده. تو پاریس، 6/40 یورو قیمت داره؛ در دوبی هم کاپکیک شکلاتیرو ۱۸درهم میفروشن.
یک خویشاوند قدیمی به نام کیک یزدی
اینجا سری به یکی از اقوام ایرانیش میزنیم: کیک یزدی. هم کوچیکه، هم معمولا تکنفره سرو میشه و هم برای خوردنش به چاقو و بشقاب احتیاجی نیست.

البته عطر هل و گلاب، بافت و شیوه تهیهاش اونو از کاپکیکهای رایج دنیا متمایز میکنه. کیک یزدی سالهاست کنار چایی تو خونهها، جلسهها و مهمونیهای ایرانی حضور داره. بااین حال، براش یک مناسبت عمومی و فراگیر نساختیم. حالا سؤال اینه: چرا ما برای کیک یزدی خودمون یک روز نداشته باشیم؟ شاید یک روز بتونیم تو کافههای تهرون، کنار کاپکیک شکلاتی، کیک یزدی هم ببینیم؛ جوونایی که برای جشنهاشون کیک یزدی سفارش میدن...