کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۴۸۳۷
تاریخ خبر:
بحران دسترسی مردم به خودرو با قیمت‌های عجیب پژو

پژو ۲۰۷؛ صورت‌حساب چند ‌دهه ناکارآمدی

پژو ۲۰۷؛ صورت‌حساب چند ‌دهه ناکارآمدی

پژو ۲۰۷ با قیمتی نزدیک به پنج میلیارد تومان عرضه می‌شود؛ خودرویی که تغییرات فنی آن در سال‌های گذشته متناسب با رشد قیمت پیش نرفته است

هفت صبح| چند روز پیش در جمع چند نوجوان بودم. حرف از ماشین و خرید خودرو شد. یکی از آنها به قیمت پژو 206 و 207 اشاره کرد و گفت: «خریدن ماشین دیگه شده آرزو!» بقیه هم حرفش را تأیید کردند. یک دنیا حرف در همین جمله چند نوجوان قرار دارد. نسلی که باید به فکر استقلال، کار، تحصیل و ساختن آینده باشد، برای خرید یک خودروی خیلی معمولی باید رؤیاپردازی کند. به خصوص خودروهایی که مثلا از آنها به عنوان خودروی اقتصادی نام می‌بریم هم آنچنان غیراقتصادی شده‌اند که خریدشان برای مردم دور از دسترس و یک رویای چند میلیاردی شده‌ است.

 

قیمت پژو ۲۰۷ را که مشاهده کنیم به عمق این ماجرا پی می‌بریم. در قیمت‌های ثبت‌شده ۱۲ آبان، نسخه اتوماتیک این خودرو حدود چهار میلیارد و ۳۸۰ میلیون تومان و مدل اتوماتیک پانوراما حدود چهار میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان قیمت داشته است. یعنی برای خرید یک ۲۰۷ پانوراما باید رقمی نزدیک به پنج میلیارد تومان پرداخت کرد. تازه این همه ماجرا نیست. چون قیمت کارخانه همین خودرو حدود دو میلیارد و ۲۲۶میلیون تومان اعلام شده است.

 

فاصله‌ای بیش از دو میلیارد تومان میان کارخانه و بازار! خب آقایان مسئول‌، این فاصله را چه کسی باید توضیح دهد؟ چه کسی از آن سود می‌برد و چه کسی هزینه‌اش را می‌پردازد؟ در وهله نخست ماجرای پژو ۲۰۷ را باید صورت‌حساب چند دهه سیاست‌گذاری صنعتی و اقتصادی در کشور بدانیم که این صورت‌حساب را مردم هر روز با کوچک‌تر شدن سفره‌هایشان و دورتر شدن آرزوهایشان پرداخت می‌کنند. ماجرای پژو ۲۰۷ دست‌کم سه تناقض بزرگ دارد.

 

تناقض اول؛ چند دهه تولید، اما قیمت چندمیلیاردی

قرار بود تولید داخلی خودرو، دسترسی مردم به وسیله نقلیه را آسان‌تر کند، اشتغال بسازد، صنعت قطعه‌سازی را توسعه دهد و وابستگی کشور را کاهش دهد. اما با کمال تاسف به جایی رسیده‌ایم که محصول داخلی هم برای بخش بزرگی از مردم دست‌نیافتنی شده است. پژو ۲۰۷ از سال ۱۳۸۹ در ایران تولید می‌شود؛ خودرویی که در اصل بر پایه پژو ۲۰۶ پلاس شکل گرفته است، اکنون پس از این همه سال، قیمت نسخه‌های آن به محدوده چهار تا پنج میلیارد تومان رسیده است.

 

خب این تولید که هیچ تاثیری در رفاه مردم ندارد به چه دردی می‌خورد و فایده و دستاوردش چیست؟ صنعت خودروسازی را در کشور راه انداختیم تا مردم به راحتی بتوانند محصولاتی ارزان و با کیفیت را خریداری کنند. اما مگر می‌شود یک خودرو که ده دوازده سال پیش قیمتی حدود دوازده میلیون تومان داشت الان میلیاردی فروخته شود و مردم هم برای تهیه آن باید از سایر نیازهایشان بزنند و با هزار مکافات شاید بتوانند یک خودروی بی‌کیفیت داخلی با قیمت نجومی تهیه کنند. این تناقضی آشکار بین هدف تولید و نتیجه سیاست‌گذاری است.

 

 تناقض دوم؛ قیمت‌ها پرواز کرده‌اند، فناوری چقدر؟

قیمت خودرو چند برابر شده است. خب انتظار می‌رود که کیفیت، ایمنی، فناوری، طراحی و امکانات آن نیز متناسب با این افزایش رشد کند. اما همه می‌دانیم اصلا چنین اتفاقی نیفتاده. پژو ۲۰۷ در واقع نسخه ایرانیزه ‌شده ۲۰۶ پلاس است. حتی در بازگشت این خودرو به خط تولید در سال ۱۳۹۶، تغییرات عمدتاً در کابین و ظاهر متمرکز بود و در بخش فنی تحول اساسی رخ نداد. در سال‌های بعد هم نسخه‌ها و آپشن‌های مختلف به بازار آمدند، اما مسئله اصلی درجای خودش باقی است که  این صنعت در این همه سال چه محصول تازه و رقابتی‌ به مردم عرضه کرده است؟

 

قیمت خودرو به‌روز شده، اما فکر مدیران خودروسازی در سال‌های گذشته باقی مانده است. مدیرانی که سال‌ها با حمایت‌های تعرفه‌ای، محدودیت واردات و بازار کم‌رقابت فعالیت کرده‌اند، باید درباره کیفیت محصول، بهره‌وری، نوآوری و هزینه‌های تولید پاسخگو باشند. واقعیت این است که نمی‌توانیم هر بار از تحریم و ارز و قطعه بگوییم، اما درباره مسئولیت مدیریت، تصمیم‌های غلط، ضعف برنامه‌ریزی و عقب‌ماندگی فناوری سکوت کنیم.

 

 تناقض سوم؛ محصول صنعت به شاخص فقر خانوار تبدیل شده است

خودرو باید نماد توان تولید و دستاورد صنعتی کشور باشد. اما خودروسازی کشورمان اصلا این طور نیست. چون قیمت این خودروها به معیاری برای سنجش سقوط قدرت خرید مردم تبدیل شده است. نوجوانی که می‌گوید خرید ماشین آرزو شده، ناخواسته از اقتصادی می‌گوید که شوربختانه فاصله درآمد و قیمت دارایی‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.یک جوان باحقوق مثلا سی و چهل میلیون تومانی چقدر باید کار کند تا بتواند پژو ۲۰۷ بخرد. اصلا چگونه باید برای خرید خودروی چندمیلیاردی برنامه‌ریزی کند؟ تازه معلوم نیست که اگر موفق به پس‌انداز شد دوباره این خودروها جهش قیمتی نداشته باشند. واقعیت این است که افزایش قیمت خودروهای داخلی باعث شده که امکان استقلال و زندگی مستقل مردم عقب بنشیند. 

 

از سوی دیگر، فاصله عجیب قیمت کارخانه و بازار، پژو ۲۰۷ را به کالایی جذاب برای سوداگری تبدیل کرده است. چطور می‌شود که قیمت یک خودرو در بازار داخل کشور، دو میلیارد تومان گران‌تر از نرخ کارخانه عرضه شود.‌  طبیعی است که تقاضای مصرفی جای خودش را به تقاضای سوداگرانه می‌دهد. این بازاری که خودروسازان کشورمان درست کرده‌اند، سود با کسی است که سهمیه، نوبت یا امکان خرید دسترسی دارد و می‌تواند خودرو را با فاصله‌ای چشمگیر بفروشد.

 

این مدل قیمت‌گذاری و سیاستگذاری به سادگی یک محصول صنعتی را به ابزار رانت و سوداگری تبدیل می‌کند. البته نمی‌خواهیم همه افزایش قیمت را به دلالان نسبت بدهیم. چون تورم، کاهش ارزش پول ملی، محدودیت عرضه، سیاست‌های قیمت‌گذاری، موانع واردات و ساختار کم‌رقابت بازار، هرکدام سهمی در این وضعیت دارند. اما مسئولان نمی‌توانند پشت نام دلال پنهان شوند و از پاسخگویی درباره ساختار معیوب بازار شانه خالی کنند.

 

مثال مشخص نیز همین اختلاف بیش از دو میلیارد تومانی قیمت کارخانه و بازار نسخه اتوماتیک پانوراماست. نمونه دیگر، جهش یک‌ماهه قیمت همین نسخه است که در فاصله ششم مهر تا ششم آبان، از سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون به چهار میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رسید؛ یعنی یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان افزایش در حدود یک ماه. این اعداد تصویر بازاری را پیش رویمان قرار می‌دهند که ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در آن وجود ندارد. بنابراین پژو ۲۰۷ آینه‌ای است که ناکارآمدی سیاست صنعتی، ضعف رقابت و فرسایش قدرت خرید مردم را یک‌جا نشان می‌دهد. مسئولان کشور باید یک بار برای همیشه توضیح بدهند که حاصل چند دهه حمایت از خودروسازی داخلی چیست؟

 

چرا مصرف‌کننده همچنان میان انتخاب‌های محدود، قیمت‌های نجومی و کیفیتی مورد انتقاد گرفتار است؟ چرا به جای رقابت با خودروسازان جهان، هنوز باید با بازار بسته و محصولات بی‌کیفیتی که سال‌هاست می‌شناسیم سر کنیم؟ حمایت از تولید ملی کجا به نفع مردم تمام می‌شود، اگر نتیجه‌اش، قیمت‌های نجومی و انتخاب‌های محدود است. واقعیت این است که باید در شیوه این حمایت تجدیدنظر کرد. چون این صنعت ترسو که اجازه ورود خودروهای سایر کشورهای جهان را نمی‌دهد، سال‌هاست که هزینه عقب‌ماندگی‌اش را از جیب مردم می‌گیرد.

 

مدیران خودروساز یک پله بالاتر مسئولان ارشد کشور باید در باره وضعیت قیمت‌های نجومی پاسخگو باشند و درباره کیفیت، ایمنی، قیمت تمام‌شده، بهره‌وری و محصولاتی که به مردم عرضه می‌شود، پاسخ بدهند. دولت هم باید به جای تکرار وعده‌های تنظیم بازار، زمینه رقابت واقعی، واردات مؤثر و حمایت از حقوق مصرف‌کننده را فراهم کند. آن نوجوانی که می‌گوید خرید ماشین برایم آرزو شده، قطعا نمی‌داند پژو ۲۰۷ چه سالی وارد خط تولید شده یا قیمت کارخانه‌اش چقدر است. اما یک واقعیت را بهتر از بسیاری از مدیران فهمیده که  مسئولان اقتصادی کشور آنچنان این بازار را به ابتذال کشانده‌اند که خرید یک خودروی داخلی به آرزو تبدیل شده است. متاسفانه مردم برای خرید این محصول داخل کشور باید حسرت بکشند. و خدا می‌داند تا چه زمانی باید حسرت بکشیم.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۷۴۸۳۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر