روزنامه هفت صبح| شجاع خلیلزاده دو شب پیش مهمان برنامه شبهای فوتبالی بود و درباره مسائل زیادی صحبت کرد. بیشترین چیزی که در صحبتهای شجاع جلب توجه کرده، حرفهای او درباره پرسپولیس و هوادارانش است. بعد از جداییاش از پرسپولیس و پیوستن به الریان قطر، رابطه بخش عمدهای از هواداران پرسپولیس با او بد شد و تا همین حالا هم این رابطه ترمیم نشده است.
شجاع در این مصاحبه بدون صحبت کردن از چگونگی جدایی از پرسپولیس، درباره رفتار هواداران این تیم با خودش صحبت کرد و گفت: «الان شریط طوری شده است که یک بچه 10 ساله یک صفحه مجازی با چند فالوئر دارد و در آنجا حاشیهسازی میکند. من اینها را هوادار نمیدانم.
هوادار واقعی آنهایی هستند که به استادیوم میآید و تیم محبوبشان را تشویق میکنند. یک بچه چیزی از فوتبال و زندگی نمیداند. چه دلیلی دارد به بازیکنی که چند سال پیراهن تیم شما را پوشیده و حالا به هر دلیلی در یک دیگری است، توهین و فحاشی شود؟ من پیش از این فصل نیز یک سال و نیم در باشگاه تراکتور بازی کرده بودم و هرگز در این سالها از طرف آنها چیزی جز احترام ندیدم.»
واقعا این لحن حق بهجانب و حرفهای فیلسوفانه را درک نمیکنیم! آقای خلیل زاده! چرا فکر میکنی همه هوادارانی که دل خوشی از تو ندارند و به قول خودت توهین و فحاشی میکنند، 10 ساله هستند و چیزی از فوتبال نمیفهمند؟ حالا اگر همین هوادار 10 ساله از تو تعریف و تمجید کند، از نظر فوتبالی فهمیده و باشعور است؟ هوادار واقعی اتفاقا کسی است که بیاحترامی به تیمش را برنمیتابد!
خیلیها از پرسپولیس رفتند اما به قول خودت چرا به آنها توهین و فحاشی نشد؟ مگر زمانی که در پرسپولیس بازی میکردی، همین هواداران بهترین هواداران دنیا نبودند؟ فقط به خاطر اینکه از تو ناراحتند، چیزی از فوتبال نمیفهمند؟ به جای اینکه هوادار را به «فوتبالنفهمی» متهم کنی، به خودت نگاه کن! واقعا فهمیدن اینکه چرا هواداران پرسپولیس از تو ناراحتند، سخت نیست. مگر اینکه بخواهی مقاومت کنی و خودت را به ندیدن و نشنیدن بزنی!
یکی میشود خمز، یکی میشود خطیبی!
در فوتبال ایران از لحاظ واکنش به باخت دو نوع مربی داریم. یک دسته مربیانی هستند که بعد از باخت به خودشان و بازیکنانشان رحم نمیکنند و حسابی انتقاد میکنند. مثلا به پاکو خمز سرمربی پرسپولیس نگاه کنید. تیمش در دو بازی اخیر هجومی و جذاب بازی کرده و نزدیک به 40 شوت به سمت دروازه حریفان زده اما در هر دو بازی مغلوب شده است!
ولی خمز هیچ اشارهای به این نقطه قوت تیمش نمیکند و در عوض تا میتواند به شاگردانش تلنگر میزند. او بعد از باخت مقابل ذوبآهن در نشست خبری گفت: «فکر میکنم خیلی از بازیکنان در حد تراکتور نیستند. نه یکی، دو تا، نه سه تا؛ خیلی خیلی زیاد. با خرید خیلی از بازیکنان هم اشتباه کردیم. فرقی نمیکند من آورده باشم یا باشگاه، اشتباه کردیم. بازیکنانی آوردیم که یک دهم چیزی که فکر میکردیم برای ما نبودند. واقعا بازی که انجام دادیم مایه آبروریزی بود.»
او میتوانست به سبک بازی هجومی و جذاب تیمش اشاره کند تا حداقل خودش تحت فشار قرار نگیرد اما حاضر نشد از خودش تعریف و تمجید کند. دسته دوم مربیانی هستند که بعد از برد که هیچ، حتی بعد از باخت هم جوری از خودشان و بازیکنانشان و سبک بازیشان حرف میزنند که انگار داشتند تیکیتاکا بازی میکردند و ما حواسمان نبوده و ندیدیم!
مثلا رسول خطیبی بعد از هر دو باخت پیکان به سپاهان و پرسپولیس مدعی شد که تیمش بهترین بازی را ارائه داده و حریفان در مجموع با 3 شوت در دو بازی 6 بار دروازه این تیم را باز کردهاند! او بعد از باخت به سپاهان گفته بود: با 10-12 موقعیتی که داشتیم یک گل زدیم و با یک موقعیتی که داشتند به ما سه گل زدند.
ما بازیهای قبل هم باید 3 امتیاز را میگرفتیم.» بعد از باخت به پرسپولیس هم گفت: «ما حدود هفت، هشت موقعیت صددرصد گلزنی داشتیم و آنها پنج موقعیت.» یعنی این دوست عزیزمان حتی حاضر نیست کمی برای تلاش تیم حریف ارزش قائل شود! همه باختهای تیمش ناسزاوارانه است و شانسی و … کمی انصاف هم بد نیست.



