روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| لابد می‌گویید بابا شما دیگر کی هستید؟ ‌وسط غائله الاتحاد و سپاهان و بازی‌های آسیایی و اشک‌های حدادی و طلای علیپور، بحران قفقاز و شیوع کرونا، ‌عکس امید عالیشاه را عکس یک روزنامه کرده‌اید؟ ‌شاید هم بعضی‌هایتان بگویید آخر تعصب به پرسپولیس تا چه حد!

راستش امید عالیشاه در 32 سالگی با کمترین بازی ملی به نشان و نماد پرسپولیس بدل شده است. این موقعیت خطیری است که بازیکنی در تیمت باشد آن هم در پرسپولیس که بدون آنکه ستاره تیم ملی باشد، ‌بدون آنکه به اردوها دعوت شود و بدون آنکه چهره‌ای بین‌المللی محسوب شود بالاتر از همه ستاره‌های ریز و درشت به کاپیتان و نماد پرسپولیس بدل شده باشد. وقتی سید جلال از پرسپولیس رفت عالیشاه به خوبی به نماد قرمزها بدل شد.

عالیشاه را از زماني که در راه‌آهن شاگرد علی دایی بود می‌شناختم. او هم یکی از مازندرانی‌های پرشماری است که در دهه‌های هشتاد و نود در فوتبال ایران ظاهر شدند و اکثرشان هم در پرسپولیس درخشیدند. در کنار یحیی گل‌محمدی، ‌مهرداد اولادی،‌ محسن بنگر، علي علیپور، رامین رضاییان، سعید صادقی، ‌دانیال اسماعیلی‌فر، ‌هادی نوروزی، محمدرضا خلعتبری، مهدی عبدی، ‌سیامک نعمتی، ‌‌مرتضی پورعلی‌گنجی و…

آن وقت‌ها به عنوان یک ستاره نوظهور در سمت راست بازی می‌کرد و گاه در دفاع راست. ظهور او همزمان بود با بازیکنانی مثل مهرداد کفشگری در راه‌آهن. دایی که به پرسپولیس آمد عالیشاه هم راهی پرسپولیس شد. از سال 1392 او به پرسپولیس آمد. به جز یک فصل در تراکتور او همیشه در پرسپولیس بوده است. می‌گویند کمی نجوش است. می‌گویند همیشه خوب است اما درست در مرز بهترین بودن می‌ایستد.

می‌گویند همیشه خوب است اما نه آن قدر که حتی در خود پرسپولیس مهره ثابت باشد. می‌گویند بازیکن خوبی است اما نه در کلاس جهانی. تماشاگر طرفدار پرسپولیس اما مي‌داند که عالیشاه همیشه مطمئن‌ترین است. می‌داند که بازی‌اش بگیر نگیر ندارد. مي‌داند که بهترین سانترها را او انجام مي‌دهد. می‌داند که وقتی پشت ضربات ایستگاهی قرار می‌گیرد توپ درست در منطقه خطر فرود می‌آید.

می‌داند که کرنرهایش نیم بند و الکی نیست. می‌داند که فوتبال را می‌فهمد. ارزش سانتر و پاس را مي‌داند. وقتی عالیشاه در زمین است آن لحظه‌ای که باید شوت بزند می‌زند. مي‌داند که وقتی چارچوب را هدف قرار می‌دهد توپ در چارچوب قرار می‌گیرد. پریروز در بازی پرسپولیس مقابل الدحیل در غیاب سه ملی پوش یعنی ترابی و امیری و سرلک، عالیشاه در اوج بود.

سانتر می‌کرد، ‌دریبل می‌زد و شوت می‌زد و مثل یک کاپیتان کلاسيک آن وسط می‌غرید و می‌جنگید. در روزی که حضور او و یاسین و سروش ضریب تکنیک را به بالاترین حد و ضریب اشتباه را به کمترین میزان خود تقلیل داده بودند. عالیشاه همان آقای مطمئن همیشگی بود. با حدود 190 بازی در پرسپولیس که در آخر همین فصل اگر چشم نخورد به دسته هفت بازیکن پرسابقه تاریخ پرسپولیس وارد خواهد شد. ممنون آقای عالیشاه؛ ‌آقای مطمئن. وقتش بود که عكس روی جلد ما بشوی.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.