روزنامه هفت صبح، آرتین ابراهیمی| الکلاسیکو، بزرگترین و جذابترین میدان فوتبال جهان که بیش از 750 میلیون تماشاگر تلویزیونی داشت، با قدرت مطلق رئالمادرید در سازماندهی تیمی و ضربه به نقطه ضعف رقیب سنتی به پایان رسید تا تابلوی سانتیاگو برنابئو روی عدد 1-3 فیکس شود. کارلو آنچلوتی برخلاف رقابت فصل پیش که بدون بنزمای مصدوم، این بازی بزرگ خانگی را صفر-4 واگذار کرده بود، اینبار در غیاب قاتلی بهنام اُوبامیانگ دست پُر را داشت تا با مهرهچینی درست، مچ ژاوی کمتجربه را بخواباند.
کارلتوی تاکتیکی
سرمربی ایتالیایی در این بازی، به تونی کروس و فده والورده وظایف مهمی داده بود؛ هافبک آلمانی زمان از دست رفتن توپ جلوی مدافعان بازی میکرد تا اگر شوامنی در جنگ نفر به نفر وسط زمین مغلوب شد، پشتیبان او باشد. هافبک اروگوئهای که بهعنوان بال راست و بهجای رودریگوی برزیلی بازی میکرد نیز مدام به عقب برمیگشت تا ضمن کمک به کارواخال، فضایی ایجاد کند تا لوکا مودریچ در نقش هافبک آزاد، طراحی حملات رئال را برعهده بگیرد و کمی هم در جناح چپ، جای خالی کروس و وینیسیوس را پوشش دهد.
به این شکل، سیستم شناور قوهای سپید باعث شده بود تا بازی در بیشتر دقایق در اختیار رئالیها باشد. آنها با از دست رفتن مالکیت توپ سریع جمع میشدند و هر یک وظیفه خاص خود را پیاده میکردند تا آسیبی متوجه دروازه بدون دروازهبان اصلی رئال نشود. تک گلی هم که لونین خورد، روی چهار اشتباه پیاپی بود: ضعف کارواخال در حفظ توپ، جا ماندن والورده، سهلانگاری میلیتائو در بلاک کردن سانتر فاتی و در نهایت نقش تماشاگرنشان مندی که در یارگیری بسیار ضعیف عمل کرد تا فران تورس راحتترین کار ممکن را در باز کردن دروازه رئال داشته باشد.
از سوی دیگر و در فاز تهاجمی، رئالیها روی حرکات سریع و پابه توپ وینیسیوس و والورده و بازی مدرن بنزما در نقش یار شماره «نه و نیم» حساب کرده بودند تا با درخشش این مهاجم همهفنحریف به گل برسند؛ تاکتیکی که به دفعات روی خط طولی چپ و راست زمین اجرا شد و بارسا با هر نفوذ به خود لرزید تا نتیجه نهایی به کام تیم اول شهر مادرید باشد.
البته اگر بخواهیم یک ایراد مهم به کارلتو بگیریم، باید به تعویضهای دیرهنگام او اشاره کنیم که این انفعال نزدیک بود به بارسلونا امکان بازگشت به بازی را بدهد. به این معنا رودریگو باید خیلی زودتر به زمین میآمد تا با سرعت و تکنیک خود مانع هجوم همهجانبه بارساییها شود و ضریب گلزنی رئال را هم بالا ببرد؛ چیزی که در دقیقه 90 به ثمر نشست تا با گل سوم رئال، عملاً تیر خلاص شلیک شود. کاماوینگا هم میتوانست زودتر به زمین بیاید تا فرصت مَچ شدن با تیم خودی در این بازی پُراسترس را پیدا کند؛ چیزی که در 10 دقیقه پایانی، امکان آن خیلی سخت است.
شبیه یک تماشاگر
اما ژاوی در این بازی بزرگ چه کرد؟ او که روی دور تند انتقاد از داوران و اشتباهات فردی بازیکنانش افتاده، در الکلاسیکو تصمیمات غلطی گرفت و در بیشتر اوقات شبیه یک تماشاگر بود. ایراد اصلی این مرد کاتالان، تغییر فلسفه بازی بارساست که تنها ارسال توپ بلند برای لواندوفسکی، نفوذ فردی دمبله و شوتهای از راه دور رافینیا را چاره کار میبیند و در باکس حمله، طراحی دیگری ندارد.
او نمیتواند به درستی از بهترین هافبک خود فرانکی دییونگ بازی بگیرد؛ از دمبله در پست غیرتخصصی وینگر چپ استفاده میکند، در بک راست به سرخی روبرتو اعتماد میکند، از هافبکهای غیرمتمرکز که بیشتر شبیه وینگر بازی میکنند (پدری و گاوی) در قلب زمین بهره میگیرد، در عمق دفاع هم با وجود دو مدافع تقریباً کوتاهقد (گارسیا و کونده) آسیبپذیر نشان میدهد.
در جناح چپ نیز با حضور سینوسی بالده جوان نمیتواند بازی را درآورد. در یک نگاه کلی، پلن B بارسا در فاز دفاعی بدون مدافعان اصلی خود (آرائوخو و کریستنسن) ناکارآمد است و در خط حمله نیز فروش اُوبامیانگ و حفظ ممفیس، حکایت از یک اشتباه استراتژیک از سوی ژاوی، متئو آلمانی و یوردی کرایف دارد. مربی کاتالان به آنسو فاتی هم بیتوجهی میکند که سوالبرانگیز است؛ مهاجمی که نشان داده از خیلیها بهتر است.
بازیهای بزرگ فصل 23-22 مقابل بایرن، اینتر و رئال که با دومین حضور پیاپی آبیواناریها در لیگ اروپا تکمیل خواهد شد (به احتمال 99.9درصد) نشان داده که پروژه بازسازی بارسلونا هنوز هم نیاز به برنامههای اساسی دارد و شاید قدم بعدی باید روی نیمکت تیم برداشته شود؛ جایی که «مارسلو گایاردو» آرژانتینی پس از موفقیتهای زیاد در ریورپلات، برای آن خیز برداشته است!
66 سال توپ طلا
شصت و ششمین دوره اهدای توپ طلای فرانس فوتبال و جنگ رئال و بارسا در این میدان رسانهای هم برای خود حکایتهای خاصی داشت. برای اولین بار فرصت دیدن کامل مراسم، از خارج سالن تا اجرای آن را بدون صدای مزاحم گزارشگر تلویزیونی داشتم. بیرون سالن تئاتر دوشاتل پاریس بسیار شلوغ بود و سوای هوادارانی که زیر باران و در فاصلهای نسبتاً دور درصدد دیدن لحظهای بازیکنان محبوب خود زیر چترهای سیاه بودند، انبوهی از مقامهای مسئول این رسانه روی فرش قرمز فوتبالی ازدحام کرده بودند تا ستارههای فوتبال و خانواده آنها برای عبور از این مسیر و عکس گرفتن با بنر تبلیغاتی مراسم و مصاحبه با دوربین فرانس فوتبال دچار مشکل شوند؛
اما داخل سالن همهچیز مرتب به نظر میرسید و اجرای کمنظیر دیدیه دروگبا به دو زبان فرانسه و انگلیسی هم بر جذابیتهای روی سن افزوده بود؛ هرچند با خواندن نام کریم بنزما به عنوان برنده توپ طلای سال 2022 و سروصدای عجیب برخی حضار معلوم شد که این ترکیب جمعیتی، ناخالصی هم دارد!
بنزما در این مراسم با خانواده خود، پدر، مادر و پسرش ابراهیم آمده بود اما در فتوکال ترجیح داد آنها (بهجز پسرش که کمی بعد به او ملحق شد) جلوی دوربین عکاسان نباشند تا در پایان برنامه و با فراخواندن آنها روی سن، خاطره جذابی از این مراسم را به یادگار بگذارد. او که با عینک و تیپی شبیه به «توپاک شکور» خواننده رپ محبوب خود به مراسم آمده بود، در چهرهاش کمی استرس و کمی بیشتر غرور به چشم میآمد؛ گویی در فضایی دیگر قرار دارد و کسی را نمیبیند!
نکته بسیار عجیب این دوره مراسم توپ طلا، لو رفتن کامل برندههای فوتبالی در بخشهای مختلف بود؛ بهگونهای که بسیاری از ناکامان این برنامه که از سه نفر اول فاصله داشتند، ترجیح داده بودند که رنج سفر به پاریس بارانی را متحمل نشده و اگر به پخش زنده تلویزیونی مراسم هم نرسیدند، فردا در روزنامهها جریان برپایی این رویداد را بخوانند. تحریم شرکت در مراسم توپ طلا بهویژه در بخش بهترین بازیکن جوان و بهترین فوتبالیست زن مشهود بود؛ جایی که رقبای اصلی گاوی و پوتیاس اصلاً در این میدان دیده نمیشدند.
انتخاب خبرنگاران فوتبالی در خصوص بهترین تیم باشگاهی و بهترین بازیکن جوان بسیار بحثبرانگیز بود؛ جایی که رئالمادرید با فتح چهار جام مهم فصل، سومین تیم برتر اروپا (بعد از سیتی نفتی و لیورپول همهجا دوم) شد و جود بلینگام و جمال موسیالا که در 19 سالگی ستارههای تیمهای باشگاهی و ملی خود هستند هم به چشم انتخابکنندگان محترم نیامدند!
در بخش زنان هم چون دنبالکننده مسابقات آنان نیستم، نمیتوانم نظری بدهم، بهجز اینکه غیبت سایر رقبا و حضور پررنگ خانوادگی برنده توپ طلای بانوان نشان از تشکیک در دومین جایزه پیاپی خانم آلکسیا پوتیاس بارسایی داشت. تیبو کورتوا هم که به وضوح در طول مراسم ناراحت بود، با کسب رتبه هفتم مورد کملطفی خاصی قرار گرفته بود. او و بنزما حقیقتاً بهترینهای فصل گذشته لیگ قهرمانان اروپا و لالیگا بودند.
از خوبی مراسم توپ طلا هم بگوییم که عدم حضور روسای فیفا و یوفا و سایر مقامهای مسئول که تریبونی برای سخنرانی پیدا نکردند، ویژگی مثبت برنامه بود. البته کارگردانی مراسم در برخی آیتمها بسیار ضعیف بود؛ از جمله پخش کلیپ بازیهای 20 بازیکن زن کاندیداي جایزه که طولانی و خستهکننده بود. جالب اینکه تعداد نامزدها در هر آیتم و شکل اجرای آن نیز متفاوت بود. برای اهدای جوایز هم مسئولان امر بعضاً سلیقه به خرج داده بودند؛
از جمله دعوت از آندره شوچنکو ستاره تاریخ فوتبال اوکراین که با غم زیاد درباره حمله نظامی به کشورش صحبت کرد یا حضور ناگهانی سباستین هالر مهاجم سرطانی دورتموند روی سن که همه را غافلگیر کرد. همسر گرد مولر بمبافکن فقید فوتبال آلمان نیز از چهرههایی بود که جایزه ویژه بهترین مهاجم سال را اهدا کرد؛ اما شاید اوج مراسم، ظاهر شدن زینالدین زیدان روی صحنه و اهدای توپ طلا به کریم بنزما بود که لحظات احساسی و دلچسبی را برای هر بینندهای فراهم آورد.



