روزنامه هفت صبح، آرتین ابراهیمی| بله درست است! در دستور زبان فارسی کشور پرتغال را با «غ» مینویسند؛ اما آنچه ما در بازی تیم فوتبال این کشور با اسپانیا دیدیم، پرتقال با «ق» بود؛ آن هم به رنگ زرد کمرنگ! در این مسابقه مهم پرتغال تیمی کند، بیرمق و ناتوان بود و با ارائه یک بازی پر انتقاد، شانس صعود به مرحله نیمهنهایی لیگ ملتهای اروپا را از دست داد.
پرتغال بهواسطه رونالدو و چند بازیکن مطرح از دو تیم شهر منچستر، طرفداران زیادی در ایران دارد؛ اما در شب شکست آنها، ناآرامی وصف حال این هواداران شد. فوتبال به روح آدمی متصل است و اگر بلندبالا هم شوی و این مدل بیاحساس و بیتفاوت به خواسته مردم بازی کنی، همه بر علیهات خواهند شد. «بردن» به اندازه «بودن» یا وجود داشتن، ارزش ندارد و طرفدار فوتبال در گام نخست این 90 دقیقه، همین خواسته را دارد و بعد آن با گذر توپ از روی خط، حس مشترک میگیرد و به بالا میپرد.
مثلث برمودا
وقتی در گرداب هوایی برمودا قرار بگیری، شانسی برای رهایی وجود ندارد. این مثلث با اضلاع مختلف در پرتغال شکل گرفت تا باعث سقوط این تیم از سطح اول فوتبال اروپا شود. البته منظور فقط لیگ ملتها نیست؛ بلکه این تیم با این نمایش ضعیف نشان داد که در جام جهانی هم ناتوان و شکست خورده است. مثلث رونالدو-فرناندز-کاروالیو مثلث مرگ پرتغال در بازی با اسپانیا بود که تا توانستند به این تیم پرطرفدار ضربه زدند و مردان شبه جزیره ایبریا را به سمت شکست سوق دادند.
رونالدو بعد آن داستانهای پیش فصل که به قصد جدایی از منچستریونایتد، در تمرینات شرکت نکرد و وقتی تیمی او را نخواست، با سرافکندگی به اولدترافورد برگشت، به وضوح آن بازیکن فرصتطلب سابق نیست و این موضوع حتی از 37 سالگی او هم جدیتر به نظر میرسد. آقای رکوردها به ریکاوری ذهنی نیاز دارد تا بلکه در جام جهانی نیمی از آنچه از او انتظار میرود را در ورزشگاههای گرم قطر نشان بدهد.
رونالدو در بازی با اسپانیا یک بازنده بود، 90 دقیقه راه رفت، تا توانست توپ لو داد، گل خالی نزد، غرولند کرد و در نهایت هم افسوس بر چهرهاش نقش بست تا راه خانه در پیش بگیرد. البته شاید این تصور که بازیهای مرحله نیمهنهایی و نهایی لیگ ملتها، خرداد سال آینده و پس از اتمام لیگهای کشورهای اروپایی برگزار میشود و این حذف زودهنگام پرتغال باعث شروع زودهنگام تعطیلات او میشود، کمی آرام و خوشحالاش کند!
رونالدو 191بار پیراهن تیم ملی پرتغال را پوشیده و تلاش زیادی برای گذر از مرز 200 بازی ملی دارد تا رکوردی دیگر بر رکوردهای قبلیاش بیفزاید و به همین سبب اعلام کرده تا یورو 2024 هم در تیم ملی ماندگار است. سی.آر.7 حالا سایه مسی که دو سال و نیم کوچکتر از اوست را در رده ملی بالای سر خود میبیند (164 بازی و 90 گل) و از هیچ تلاشی برای بالا بردن تعداد بازیهای ملی خود و ثبت گلهایی بیش از این 117 گل که تاکنون به ثمر رسانده، کوتاهی نخواهد کرد.
برونو فرناندز دیگر یار یونایتدی پرتغال هم شب کابوسواری در برابر ماتادورها داشت و وقتی در نیمه دوم چند یار نیمکتنشین پرتغالی را کنار زمین دید، خود نزد آنها آمد تا زودتر تعویض شود؛ اما این هافبک نزول کرده در زمین ماند تا ماموریت خود که حذف پرتغال بود را به سرانجام برساند. فرناندز دو سال است که در میانه میدان آن، بازیکن کارساز قبلی نشان نمیدهد و با وجود همه صحبتها و تکذیبها، به وضوح معلوم است که با رونالدو مشکل دارد و پیوستن وی به منچستریونایتد را برنمیتابد؛
مشکلی درونی که هم به من.یو ضربه زده، هم ترکش آن به پرتغال اصابت کرده است.ویلیام کاروالیو هافبکی که دو فصل روی نیمکت بتیس نشسته هم در قلب میدان وظیفه ضربه کاری به پرتغال را داشت و این ایده را با ناتوانی در قطع توپ، پاسکاری اشتباه، پوشش ضعیف و ضعف در پرسینگ حریف پیاده کرد تا قرمزها هم از قطار نیمهنهایی پیاده شود.
مربی بازنده
از ناتوانیهای فرناندو سانتوس پیرمرد نیمکتنشین پرتغالیها نیز هر چه بگوییم، کم گفتهایم. او مقابل اسپانیا درست به سبک بازی با صربستان در آخرین دیدار مرحله مقدماتی جام جهانی عمل کرد و به قصد کسب تساوی، در دقیقه 90 گل خورد و بازنده میدان شد. سانتوس از آن بازی درس نگرفت و در بازی حیثیتی با اسپانیا، یک نیمه بازی را اداره کرد و در نیمه دوم به لاک دفاعی فرو رفت تا در نهایت مغلوب گلی شود که با مثلث کارواخال-ویلیامز-موراتا، ساخته و پرداخته و نواخته شد.
سانتوس یک بازنده تمامعیار است. وقتی انریکه هافبک دفاعی خود «رودری» را به پست دفاع وسط برد، میتوانست خیلی زودتر رافائل لیائو و ژائو فلیکس را به میدان فرا بخواند و مانع از هجوم همهجانبه اسپانیاییها شود، اما ذهن او مثل همیشه آچمز بود و وقتی گل خورد، دیگر کار از کار گذشته بود. سانتوس در مسیر عبور از اسپانیا برای صعود به نیمه نهایی لیگ ملتها، دو هافبک خلاق خود رناتو سانچز و ژائو موتینیو و دو وینگر سرعتی تیم گونچالو گدس و فرانسیسکو ترینکائو را به اردو دعوت نکرده بود و چاه سقوط را با همان تفکر قدیمی و پوسیده خود، از قبل کنده بود.
از عجایب مربیگری این پیرمرد، بازی ندادن به دیوگو دالو دفاع راست اوج گرفته یونایتدیها بود که چند روز قبل 2 گل به جمهوری چک زده بود و در اوج آمادگی بهسر میبرد؛ به جای او ژائو کانسلو بازی کرد که در دفاع و حمله ضعیف نشان داد و تک گل اسپانیا هم روی بیمسئولیتی او در یارگیری با نکو ویلیامز به ثمر رسید. البته در بازی ضعیف کانسلو، ردپای پپ گواردیولا هم دیده میشود که معمولاً از این مدافع راستپا در جناح چپ خط دفاعی سیتی بازی میگیرد و او ظاهراً با بازی در سمت راست بیگانه شده است!
در جناح چپ تیم ملی پرتغال هم ماریو روی بازی بسیار خوبی در مقابل چک به انجام رسانده بود که مزد این بازی خوب از سوی سانتوس، نیمکتنشینی مقابل اسپانیا بود. پرتغال به وضوح در خط دفاعی، بهویژه در دفاع میانی مشکل دارد و بهجز روبن دیاز که مدافع ممتازی است، مدافع مکملی برای بازی در کنار او وجود ندارد و آقای سانتوس معمولاً از دنیلو پریرا که هافبک میانی و یار ثابت نیمکت پی.اس.جی است، استفاده میکند که با وجود تلاش زیاد، در بزنگاه بازیهای مهم ضعف خود را نشان میدهد. پهپه هم که یار محبوب اوست، 38ساله شده و مصدومیتهای گاه و بیگاهش در پورتو مانع حضور وی در ترکیب پرتغال میشود.
تیم سانتوس در درون دروازه هم با سورپرایز همراه بود و دیوگو کوستا 23 ساله که به تازگی دروازهبان ثابت پورتو شده، جای روی پاتریسیو سنگربان باتجربه و محبوب مورینیو در رم، با 104 بازی ملی را گرفت تا بازهم شاهد یک دروازهبان متوسط در تیم ملی پرتغال باشیم.
فرناندو سانتوس 8 سال است که سرمربی پرتغال است و به نظر جام جهانی قطر، آخرین فرصت او برای نشستن روی نیمکت این تیم است. او روز 26 آبان یک بازی دوستانه با نیجریه دارد تا مهیای حضور در جام جهانی شود. پرتغال در قطر به ترتیب با تیمهای غنا، اروگوئه و کرهجنوبی بازی دارد و به نظر قادر به صعود از این گروه ساده هست؛ اما در مراحل بالاتر، بازهم ضعف تفکر سنتی و قوای جسمانی سراغ این تیم میآید تا وداعی شاید زودهنگام با جام جهانی داشته باشد و به احتمال زیاد شغل خود را هم از دست بدهد.
مدعیان نیمکت پرتغال
پرتغال بعد از جام جهانی 2022، با تغییرات زیادی روی نیمکت و درون زمین مواجه خواهد شد که مهمترین آن کنار رفتن احتمالی سانتوس، بحث نفر جایگزین او، چگونگی ادامه بازی رونالدو تا بازنشستگی و بازسازی کلی تیم است. در دوران پساسانتوس با دو گروه سرمربی پرتغالی مواجه هستیم؛ گروه اول مربیان ممتازی هستند که بیشتر تمایل به کار در تیمهای باشگاهی دارند و علاقهای به نشستن روی نیمکت ملی ندارند.
ژوزه مورینیو سردمدار این گروه است و از دیگر مربیان میتوان به مارکو سیلوا 45 ساله، سرمربی فعلی فولام، با سابقه کار در اورتون، واتفورد، هالسیتی؛ سرجیو کونسیسائو سرمربی موفق فعلی پورتو؛ پائولو فونسکا 49 ساله سرمربی لیل که با حضور در رم و شاختار معروف شد؛ نونو اسپیرینتو سانتو 48 ساله که در ولوز و تاتنهام مطرح شد تا با قراردادی کلان به الاتحاد عربستان برود، آندره ویاش بواش 44 ساله با سابقه کار در چلسی، تاتنهام، زنیت و شانگهای که بعد از ترک مارسی فعلاً بیکار است؛ روی ویتوریا سرمربی فعلی مصر که 52 ساله است و قبلاً در اسپارتاک و النصر و بنفیکا هم مربیگری کرده، اشاره کرد.
گروه دوم هم مربیان جوانی هستند که شاید مورد توجه فدراسیون فوتبال این کشور قرار بگیرند. از جمله روی خورخه سرمربی تیم زیر 21 سال پرتغال که از سال 2010 در تیمهای پایهای پرتغال کار میکند؛ لئوناردو ژاردیم مربی فعلی شباب الاهلی که در موناکو عالی کار کرده بود؛ تیاگو مندس 41 ساله که فعلاً دستیار سیمئونه در اتلتیکو مادرید است؛ پائولو سوزا (تیانجین)، آرتور ژرژ(براگا) و پائولو سرجیو (پورتیموننزه).
برخی مربیان هم که به سن بازنشستگی رسیدند و عملاً شانسی برای مربیگری در تیم ملی پرتغال ندارند؛
افرادی چون خورخه خسوس مربی 68 سالهای که در فنرباغچه مشغول به کار است؛ مانوئل ژوالدو فریرا 76 ساله که سرمربی الزمالک است و یا همین کیروش خودمان که 70 ساله شده است. البته شاید در نهایت پروژه بازگشت پائولو بنتو رقم بخورد تا این مربی 53 ساله بعد از 8 سال دوری از تیم ملی و کار در کروزیرو و المپیاکوس و تیم ملی کرهجنوبی، به پرتغال بازگردد.



