روزنامه هفت صبح | یک: هیچکس اندازه ما طرفدار کیروش نیست و سپاسگزار کار بزرگی که او برای فوتبال ما انجام داد. بارها دربارهاش نوشتهایم و خواندهاید. هیچکس اندازه ما منتقد اسکوچیچ نبود و بیخیالی حیرتانگیزی که او در انجام پروسه بزرگ حضور تیم ملی در جامجهانی برعهده او قرار گرفته بود. هیچکس اندازه ما ازآن اردوی بیدلیل و ابلهانه قطر و مسابقه تخیلی و رویایی با تیم ملی کانادا عصبانی نشد و متن انتقادی منتشر نکرد.
اما صادقانه میگوییم که از بازگشت کیروش به تیم ملی و رفتن اسکوچیچ اصلا احساس خوبی نداریم. یک کار غیرمنصفانه انجام شده است. اینکه به یک مربی مدام بگویید خیالت راحت باشد تو سرمربی تیم ملی در جامجهانی هستی و ناگهان در روند اتفاقاتی غیرقابل پیشبینی طی دوهفته او را برکنار کنی. این یک اتفاق غیرمنصفانه است. دوستان به برکناری ناگهانی توخل از چلسی اشاره میکنند و اینکه در فوتبال حرفهای این مسائل پیش میآید حتی اگر دو فصل پیش تیمت را قهرمان اروپا کرده باشی.
اما خب اولا در لندن و در ماجرای چلسی هم پای یک مدیرعامل ایرانی در میان است و دوم آنکه در طراز و معیارهای این سمت این حرکت غیرقابل هضم است. اسکوچیچ مرد آرامی بود که سعی کرد بیجنجال گلیم خودرا ازآب بیرون بکشد پس تن داد به حضور کریم باقری در ترکیب مربیان تا مبصر تیم شود و تن داد به دخالتها و تصمیمات عجیب حمید استیلی در تدارکات و اردوی آمادگی و بازیهای دوستانه و با این اشتباهات نفوذ خود را بر شاگردان هفت خط خود از دست داد. بازیکنانی که آنقدر به او اعتماد نداشتند که برایش بجنگند و این حادثه بزرگی بود که به حذف غمانگیز اسکوچیچ از تیم ملی ختم شد.
دو: حالا با آمدن کیروش و حضور موراییس و ساپینتو در استقلال و سپاهان، سایه بلند پرتغالیها بر فوتبال ما گسترانده شده است و پرسپولیس به خاطر تعلق خاطر تاریخیاش به برانکوی کروات (به عنوان بزرگترین متخاصم کیروش) و حضور چندین چهره شاخصش در هدایت تیم ملی در سیستم اسکوچیچ کروات (از باقری تا استیلی و مهدویکیا و هاشمیان) ، همچون اپوزیسیون این جریان در فوتبال ما طی روزها و ماههای آینده خواهد بود.
سه: مربی ایرانی برای رسیدن به خودباوری مطمئنا ارزش زیادی دارد اما گاه این مربی ایرانی دقیقا مانع بزرگ خودباوری شاگردانش میشود. بازیهای تیم ملی والیبال در مقابل آرژانتین و مصر و هلند و برزیل و شکستهای تحقیرآمیز در دو بازی آخر آن هم بدون کوچکترین حس جنگندگی و مبارزه نشان داد که عطایی گزینه خوبی برای مسابقاتی در این سطح نیست.
حالا هرچقدر آقای مصطفی کارخانه از او حمایت کند و هرچقدر عطایی به مربیان بزرگ قبلی طعنهای زشت بزند (در روند طعنه زدن و برای بهبود شرایطش با پاسور یاغی خود، سعید معروف را نیز از جملات دوپهلوی خصمانه بینصیب نگذاشت) چهره مستاصل شاگردان او در بازی با برزیل آن هم وقتی که عطایی در اوج عصبانیت بود نشان میداد که اعتماد میان شاگرد و مربی از بین رفته است.
صابرکاظمی،شهرام معنوی نژاد و امیر اسماعیلی که هرکدام در تورنمنتهایی در اندازههای فوق ستاره ظاهر شده بودند حالا در شیوه هدایت عصبی و تخت عطایی بازیکنانی ترسو و ساده و معمولی شده بودند. اینجاست که یک مربی ایرانی میتواند حس خودباوری ملی را از بازیکنان تیم خودش سلب کند. کافی است به بازیهای دلاورانه ژاپنیها مقابل فرانسه و یا ترکیه مقابل آمریکا نگاه کنید و ببینید که ایران مقابل برزیل چقدر تیم مظلوم و بیآزاری بوده است.
چهار: عجیب آنکه والیبال آرژانتین به ایران و هلند باخت و ناپلئونی و با استفاده از سهمیه سوم به دور بعد رفت و از شانس قرعه، با صربستان روبهرو شد و حالا آرژانتینیها جزو هشت تیم نهایی هستند و ایران و هلند بازیها را ترک کردهاند.



