روزنامه هفت صبح | شاید «شورش» یا کودتا کلمه مناسبی برای این وضعیت نباشد. در واقع اگر بگوییم بازیکنانی که در استوریهای خود از دراگان اسکوچیچ حمایت نکردند، علیه او شورش کردهاند، قطعا اغراق کردهایم اما واقعیت این است که قطعا این بازیکنان از رفتن مربی کروات خوشحال خواهند شد.
پیش از این در چند مقطع مختلف، بازیکنان تیم ملی رسما علیه برخی از اعضا مثل سرپرست و سرمربی موضع گرفته و حتی تیم ملی را ترک کردهاند. مهمترین این شورشها و اختلافات علنی و غیرعلنی در تاریخ تیم ملی را مرور میکنیم. سرنوشت تیم ملی در پایان این ماجراها میتواند هشداری بزرگ برای مسئولان و کادر فنی و بازیکنان باشد.
دعوای شاهین و دارایی در تیم امید
تیم ایران با حضور چند ستاره تیم شاهین مثل پرویز دهداری، حمید شیرزادگان، بیوک وطنخواه، حمید جاسمیان، همایون بهزادی و … به المپیک توکیو راه یافت. اما قبل از المپیک، تغییراتی در چارت مدیریتی تیم ایجاد شد و فردی از باشگاه دارایی سرپرست تیم شد. باقی ماجرا را از زبان مرحوم همایون بهزادی بخوانید:
«در مسابقات مقدماتی المپیک ۱۹۶۴ توکیو، مثلث من، حمید شیرزادگان و مرحوم دهداری در خط حمله ترکیب ایدهآلی ساخته بود که منجر به صعود ایران به المپیک شد. من و چند نفر دیگر از بازیکنان شاهین که عضو تیم ملی بودیم، به خاطر روابط حاکم در فوتبال ایران که به نادیده گرفته شدن حقوق شاهینیها میانجامید، در مسابقات تدارکاتی قبل از المپیک توکیو شرکت نکردیم و به همین دلیل از حضور در مسابقات فوتبال المپیک ۱۹۶۴ توکیو محروم شدیم.» این گروه که شامل ۶ نفر میشدند، بعد از یک سال محرومیت به تیم ملی برگشتند.
کودتای ۱۴ نفره
تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۸۶ سئول، پس از صعود از مرحله گروهی، در ضربات پنالتی به کره جنوبی باخت و در همان مرحله یکچهارم نهایی حذف شد. بعد از حذف تیم ملی، ناگهان نامهای از سوی ۱۴ بازیکن اصلی تیم منتشر شد که حاکی از آن بود که این ۱۴ نفر قصد ندارند دیگر با کادر فنی فعلی تیم ملی کار کنند.
این نفرات عبارت بودند از: «محمد پنجعلی، شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، حمید درخشان، ضیاء عربشاهی، اصغر حاجیلو، سیدمهدی ابطحی، مرتضی یکه، فرشاد پیوس، غلام فتحآبادی، احمد سجادی و سیروس قایقران.» که البته این آخری بعد از امضا روی اسمش خط کشید. آنها پیشبینی میکردند که فدراسیون حاضر به قبول ریسک کنار گذاشتن ۱۴ ستاره نخواهد شد و این پرویز دهداری خواهد بود که کنار گذاشته میشود اما این اتفاق نیفتاد و دهداری هم امضاکنندگان آن نامه را از تیم ملی خط زد. البته تعدادی از آنها پس از عذرخواهی برگشتند و تیم ملی را در جام ملتهای آسیایی ۱۹۸۸ قطر به همراه تعدادی از بازیکنان جوان و کمنام و نشان به رده سوم این مسابقات رساندند.
خیانت به ایویچ؟
تیم ملی ایران با هدایت والدیر ویرا و البته محمد مایلیکهن به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه رسید. مسئولان فدراسیون هم برای حضوری موفق در جام جهانی، تومیسلاو ایویچ صاحبنام را روی نیمکت تیم ملی نشاندند. اردوها و بازیهای تدارکاتی تیم ملی در حال انجام بود و به نظر میرسید همه چیز به خوبی پیش میرود اما باخت عجیب ۷ بر یک مقابل آاس رم ناگهان همه چیز را تغییر داد. صفایی فراهانی رئیس وقت فدراسیون، ایویچ را برکنار و جلال طالبی را جایگزین او کرد.
این در حالی بود که طالبی حدود یک ماه قبل به سمت مشاور فنی تیمهای ملی ایران منصوب شده بود! طالبی یک سال قبل سرمربی تیم امید اندونزی بود! درباره آن باخت حرف و حدیثهای زیادی وجود داشت، عدهای معتقد بودند که تعدادی از بازیکنان تیم ملی کمکاری کردند تا با شکست مقابل آاس رم، ایویچ برکنار شود. اما بودند کسانی که معتقد بودند آن باخت ربطی به کمکاری نداشت و ایران فقط به این دلیل ۷ گل از رم خورد که تیم در دوران بدنسازی به سر میبرد. ولی همان تیم که در دوران بدنسازی بود، چهار روز بعد موفق شد اینترمیلان را با ستارههایش مثل آلوارو رکوبا ۴ بر یک شکست دهد.
تیم دوپاره برانکو
تیم ملی با هدایت برانکو به راحتی به جام جهانی ۲۰۰۶ رسید. البته در مرحله مقدماتی انتخابی در آستانه حذف شدن قرار داشت! تدارکات خوبی برای آن تیم در نظر گرفته شد و به نظر میرسید تیم با آمادگی خوبی راهی آلمان خواهد شد. کار به جایی رسیده که بود که بخش بزرگی از جامعه فوتبال توقع صعود تیم ملی از گروهی را داشتند که مکزیک و پرتغال هم در آن حاضر بودند. اما یکی دو مصدومیت نابهنگام باعث شد تا ترکیب تیم ملی در جام جهانی کمی دستخوش تغییر شود.
در اولین بازی با وجود پیش افتادن از مکزیک، ۳ بر یک باختیم و بعد از همان بازی زمزمهها درباره اختلاف و دودستگی در تیم ملی آغاز شد. در بازی دوم مقابل پرتغال علی دایی از ترکیب خارج شد و یک دقیقه هم بازی نکرد و علی کریمی پس از تعویض به ساک پزشک تیم ملی لگد زد. در بازی سوم مقابل آنگولا دایی به ترکیب برگشت و کریمی نیمکتنشین شد و تیم ملی با دو باخت و یک مساوی از دور رقابتها کنار رفت.
بعدها علی دایی مدعی شد که بعضی از بازیکنان تیم ملی در چشم او نگاه میکردند و به او پاس نمیدادند! اما کریمی این ادعا را تکذیب کرد. در آن تیم بسیاری از بازیکنان که عمدتا نیمکتنشین بودند با برانکو میانه خوبی نداشتند. رضا عنایتی هم اعتراف کرد که پس از بازی آخر تیم ملی مقابل آنگولا، برانکو با همه بازیکنان برای خداحافظی دست میداد اما او از دست دادن با سرمربی تیم ملی خودداری کرده است!



