روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| فدراسیون فوتبال تقریبا تبدیل به هیچکاره شده و ظاهرا تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود.آنچه این روزها در فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و جوانان رخ میدهد، آینه تمامنمای مدیریت فوتبال ایران در تمام این سالهاست. رئیس فدراسیون از شایعات و اخبار درباره تغییر سرمربی تیم ملی مستاصل شده و میگوید: «با چه زبانی بگویم اسکوچیچ سرمربی تیم ملی در جام جهانی است؟»
اما از چند روز قبلتر پروژه برکناری دراگان اسکوچیچ نه در فدراسیون، بلکه در وزارت ورزش کلید خورده و جلساتی هم برگزار شده و تصمیماتی هم گرفته شده است. در نهایت پنجشنبه شب حتی کانال یک برنامه تلویزیونی یک خبر رسمی منتشر کرده که در آن ادعا شده بود میرشاد ماجدی سرپرست فدراسیون فوتبال، نامه برکناری دراگان اسکوچیچ را امضا و به وزارت ورزش ارسال کرده اما سوال این است که پشت پرده این تغییرات چه کسانی هستند و چه اصراری به این تغییر و تحولات در فاصله شش ماه تا جامجهانی دارند؟
یک: آنگونه که سردبیر یکی از پربینندهترین سایتهای ورزشی ایران در توئیتر خود نوشته، ماجرای تغییر سرمربی تیم ملی، یک وزنکشی بین قدرتهای موثر بر فوتبال است. سایت تحت هدایت او البته بزرگترین حامی رسانهای اسکوچیچ است . بنا به ادعای او، در مورد اخیر، تحرکات از سوی افرادی شروع شده که قبلا در ساختار فوتبال ایران نقش و شغل داشتند و حالا در جای دیگری مشغول هستند. او از نقش دو نفر در این ماجرا پردهبرداری کرده است:
اولی مسئول حراست سابق فدراسیون فوتبال و دومی مدیر رسانهای تیم ملی در یک دوره ۱۰ساله که هر دو این روزها در نهاد ریاستجمهوری و در وزارت ورزش مشغول هستند و همین، سببِ اصلی شروع بحث از همین ساختار قدرتمند در سیاست ایران است. آقای سردبیر اعلام کرده که در یک ماه گذشته جلسات مختلفی برگزار شده و نظرات زیادی پرسیده شده و جمعبندیها حاکی از این است که باید تغییراتی انجام شود.
دو : اما این دو نفر چه کسانی هستند؟ مسئول سابق حراست فدراسیون رضا نقیپور است. او تا همین چند ماه پیش در فدراسیون فوتبال فعالیت میکرد و درباره اتفاقات حاشیهای هم معمولا مصاحبه میکرد. مثلا قبل از دربی دور رفت فصل گذشته، جنجالهایی برسر انتخاب داور این بازی ایجاد شد و رضا کرمانشاهی مدعی شد که او برای قضاوت این بازی انتخاب شده بود اما نام داور دیگری اعلام شده است.
همین ادعا باعث شد تا نقیپور او را به کمیته اخلاق دعوت کند و از او بابت این ادعایش توضیح بخواهد اما ما نقیپور را در ایران با یک ویدئوی جنجالی میشناسیم. او حدود ۷ ماه پیش به عنوان مدیرکل تشریفات نهاد ریاستجمهوری منصوب شد و به همین دلیل از فدراسیون فوتبال رفت. او همان کسی است که در ویدئوی معروف منتشر شده از مسکو، در حال خروج از کاخ کرملین، رو به راننده خودروی رئیسجمهور فریاد میزند: «GO! GO!» و از او میخواهد خودرو را هرچه زودتر به رئیسجمهور و هیات همراه برساند!
ویدئوی این صحنه، یکی از پربازدیدترین و جنجالیترین ویدئوها در زمان خودش بود. نفر دوم هم ظاهرا و احتمالا محسن معتمدکیا است. او سالها در فدراسیون فوتبال به عنوان مدیر رسانههای فدراسیون و تیم ملی حضور داشت و یکی از همراهان همیشگی کارلوس کیروش بود و طبیعتا معتقد است که تیم ملی در این مقطع نیاز به یک مربی مثل کیروش دارد. معتمدکیا هم این روزها در وزارت ورزش مشغول است. او مشاور رسانهای حمید سجادی است که ظاهرا خود او هم به بازگشت کیروش به تیم ملی بیمیل نیست.
طارمی و جهانبخش رودرروی آزمون و امیری
سه: آقای سردبیر در رشته توئیتش گفته که علی دایی هم جزو گزینههای هدایت تیم ملی است اما بالاترین مقام ورزش ایران، دو تا سه هفته پیش، شخصا با کیروش صحبت کرده است. یکی از نامزدهای ریاست فدراسیون هم مذاکراتی با سرمربی پرتغالی داشته و حتی کار به بحث درباره مسائل مالی هم کشیده شده است!
چهار : نکته مهم در این جریان، ناتوانی و بیاختیاری فدراسیون فوتبال در برابر نهاد بالادستی خود یعنی وزارت ورزش و جوانان است. رئیس فدراسیون و یکی از اعضای هیات رئیسه بارها اعلام کردهاند که اسکوچیچ در جامجهانی سرمربی تیم ملی است اما تصمیمگیری در اینباره اصلا برعهده آنها نیست و دوستان در وزارت ورزش مشغول پیش بردن پروژه خودشان هستند. این البته برای اولینبار نیست و پیش از این هم بارها شاهد اتفاقاتی از این دست بودهایم.
پنج: شخص کارلوس کیروش یکی از قربانیان همین جریانات است. قبل از بازیهای جامملتهای آسیای ۲۰۱۹ جمعبندیها در فدراسیون این بود که قرارداد با کارلوس کیروش برای چند سال دیگر تمدید شود. اما شخص وزیر ورزش نظر دیگری داشت و آنقدر بر فدراسیون فشار آورد تا در نهایت کیروش پس از جامملتها از تیم ملی جدا شود.
محمود اسلامیان که در فدراسیون مهدی تاج از اعضای تاثیرگذار بود، در مصاحبهای گفته بود: «بعد از مسابقات جام جهانی قرارداد کیروش تمام شد و مخالفتهای سنگینی از جاهای مختلف برای خاتمه همکاری او وجود داشت. فشار اصلی از سوی وزارتخانه بود و به همین دلیل نمیتوانستیم قرارداد بلندمدت ببندیم و مجبور بودیم قراردادی ۶ ماهه تا بعد از جامملتها امضا کنیم تا ببینیم بعد از بازیها شرایط چطور میشود.»
شش: فاجعهای به نام مارک ویلموتس هم محصول همین نگاه و همین دخالتها بود. تیم ملی بعد از کیروش به دنبال سرمربی جدید بود. فدراسیون با هروه رنار که حالا سرمربی تیم ملی عربستان است، به توافق رسید. او در آن مقطع سرمربی تیم ملی مراکش بود و از فدراسیون فوتبال ایران خواست تا صبر کنند که قرارداد او با این کشور پس از جام ملتهای آفریقا به پایان برسد. اما دوستان این بار بیهیچ دلیلی عجله داشتند و به دنبال گزینههای دیگری رفتند. سرانجام مارک ویلموتس سرمربی تیم ملی شد.
در ادامه این ماجراها دیروز جنگ بیانیهها در اردوی تیم ملی هم به راه افتاد. استوری سردارآزمون در حمایت از ابقای اسکوچیچ با حمایت گروهی از بازیکنان فوتبال روبهرو شد که این متن را بازنشر دادند. بازیکنانی مثل کنعانیزادگان ،خلیلزاده ،سرلک ،رفیعی، وحید امیری و…
اما عصر هنگام علیرضا جهانبخش در پستی ضمن اذعان به وضعیت بغرنج و فاجعه بار تیم ملی،اینگونه اظهارنظرهای شخصی را مذموم دانست. جهانبخش در حال حاضر کاپیتان تیم ملی محسوب میشود. بلافاصله طارمی و حاج صفی هم موضع جهانبخش را تایید کردند تا متوجه دوپارگی حاکم بر تیم ملی بشویم.
واقعا تیم ملی در جامجهانی ۲۰۲۲ نیازمند این حد دخالت سیاسی در کار خودش است؟واقعا باید مجلس و مسئولان سیاسی درگیر پروژه سرمربی شوند؟ آیا نمیشد بیسروصدا و با حضور یکی دو مشاور داستان را حل کرد؟آیا یکی دو بازی نه چندان خوب باید مجوز چنین اتفاقاتی را میداد؟مدافع اسکوچیچ نیستیم اما چرا باید نمایندهها و مسئولان اینگونه در سیر طبیعی اتفاقات دخالت کنند؟



