روزنامه هفت صبح، تیمور مستور | سال ۱۳۵۱ شاهینیهای قدیم دورهم جمع شدند و نومیدانه تیمی به اسم شهباز را تاسیس کردند. شهباز با جمعی بازیکن گمنام از زیرگروه شروع کرد اما دو فصل اول بهجایی نرسید. مهراب شاهرخی که از پرسپولیس خداحافظی کرده بود، زمام شهباز را بهدست گرفت و مربی تیم شد و گاه بهعنوان بازیکن هم در تیم ظاهر میشد. او حسین کلانی را هم به تیم خود آورد. همان دو بازیکنی که در دربی جنجالی سال ۱۳۴۹ همزمان و در حمایت از یکدیگر با داور درگیر و هر دو از زمین اخراج شده بودند.
کلانی دیگر کمتر در زمین حاضر میشد و در ۳۲سالگی ترجیح میداد بازیکنی نیمکتنشین باشد. شهباز در سال ۱۳۵۴ بالاخره توانست به جام تخت جمشید صعود کند. شهباز که حمایت مالی چند سرمایهدار فوتبالدوست را نیز پشتسر خود داشت، متوجه نارضایتی و روابط سرد میان رایکوف، سرمربی تاج با ستارههایش شدند. پس در حرکتی که میتوانست نوعی انتقام از بیمهری تاجیهای دهه چهل به شاهین عزیز باشد و غارت مهرههای تیمهایی مثل دارایی و کیان و تهرانجوان در سال ۱۳۴۷، با سه ستاره ملیپوش تاج با رقمهایی بالا قرارداد بستند.
غلامحسین مظلومی، رضا عادلخانی و ناصر حجازی. مظلومی و عادلخانی ۵۰هزار تومان گرفتند و حجازی ۲۵هزار تومان. تاج به یکباره از ستارههای قدیمیاش خالی شد. تازه یادتان باشد که اول فصل رایکوف، عذر علی جباری را نیز خواسته بود! هرچند رایکوف با خریدهای خوبش و چشمان تیزبینش در انتخاب و پرورش جوانان بلافاصله گزینههای جدیدی را رو کرد.
ناصر حجازی اما رقم دریافتیاش را جور دیگری روایت کرده است: سال ۵۵ من برای یک سال و نیم ۳۲۰ هزار تومان از شهباز گرفتم و ۳۰ هزار تومان هم قرض کردم و یک آپارتمان ۱۰۲ متری خریدم. آن زمان هفت سال بود که در تاج بازی کرده بودم و خانه هم نداشتم. به مدیران باشگاه تاج گفتم با من قرارداد ببندید و یک آپارتمان ۱۰۰ متری به من بدهید و من هم تا آخر فوتبالم بازیکن شما خواهم بود. آن زمان من ۲۴-۲۵ ساله بودم، اما قبول نکردند و من هم به شهباز رفتم.
ضرر اصلی را در آن زمان تاج کرد، اما سال بعد برگشتم! (مرحوم حجازی تقریبا در تمام دوران بازیاش در دهه پنجاه درگیر جورکردن پول برای خرید خانه بود و این فشار احتمالا بهخاطر ازدواج زودهنگامش بر او وارد میشد). شهباز در ادامه ایرج سلیمانی از پرسپولیس و علی مناجاتی از پاس را هم جذب کرد تا ویترین را تکمیل کند. تازه به اینها نصرالله عبداللهی، محمود اعتمادی و اکبر محمدی و حمید مجدتیموری را نیز باید اضافه کرد.
شهبازیها بلندپروازانه تیم را به آلن راجرز سپردند که با پرسپولیس نتایج درخشانی داشت و دیگر به زندگی در تهران خو گرفته بود اما بعد از چهار هفته به ناظم گنجاپور و مهراب شاهرخی روی آوردند. و بالاخره بازیای که همگان انتظارش را میکشیدند از راه رسید. شهباز با یاغیهایش مقابل جوانان تاج. هرچهار تاجی سابق در زمین هستند و بازوبند کاپیتانی بر بازوی ایرج سلیمانی است. از آنسو تاج پر از جوانهاست: حسن روشن، مسعود مژدهی، آندرانیک اسکندریان، حسن نظری، هادی نراقی، سعید مراغهچیان، و البته قدیمیهایی مثل کارو حقوردیان و اکبر کارگرجم و قراب و منصور رشیدی.
کفه ترازو به سمت شهباز و ستارههایش است. غلامحسین مظلومی بهترین گلزن، عبداللهی بهترین مدافع، حجازی بهترین دروازهبان و عادلخانی بهترین گوش چپ فوتبال ایران بودند. اما رایکوف که هیچگاه یاغیهایش بهخصوص ناصر حجازی را نبخشیده بود تیمش را با شیوههای روانی آماده یک جنگ بیرحمانه ساخته بود. جنگ بزرگ جایی بود که گوش چپ باتجربه شهباز یعنی رضا عادلخانی با دفاع راست آبادانی و بسیار جوان تاج یعنی حسن نظری درگیر بود و کارشان بارها به خشونت کشیده شد.
پس از ۹۰ دقیقه تاج با نتیجه ۴ بر ۲ شهباز را درهم کوبید. بازی آنقدر زیبا بود که فردایش تیتر زدند: تاج و شهباز برنامه گلها اجرا کردند. به شکل متناقضی هر شش گل بازی را جوانها زدند. حسن روشن و مژدهی و هادی نراقی (۲ گل) برای تاج و علی حیدری و مجدتیموری برای شهباز. تاج بازی بزرگ را برد و طرفدارانش را از خوشی دیوانه کرد. اما دور برگشت داستان شکل دیگری بود.
رایکوف از تاج برکنار شده بود و رفته بود و علی داناییفرد تیم را ارنج میکرد. اختلاف میان دو ستاره جوان تیم یعنی حسن روشن و مسعود مژدهی به اوج خود رسیده بود و هیچکدام هم کوتاه نمیآمدند. در نهایت جوانهای تاج در آذر ۵۵ در دور برگشت مقابل شهباز قرار گرفتند و در نبود آندرانیک اسکندریان و اکبر کارگرجم و کارو حقوردیان و جواد قراب، دو بر یک مقابل حریف شکست خوردند. در انتهای فصل شهباز جلوتر از تاج در مکان سوم ایستاد و تاج در بدترین روزهای خود در مکان چهارم قرار گرفت.



